هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
vahidshokri.mp3
6.05M
شور حماسی آقا علی اکبر
وحید شکری
@majmaozakerine
#کانال_نوحه_مجمع_الذاکرین
هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
خیمه چنان شیر نری می آمد
با صولت ماه حیدری می آمد
در ظاهر علی اکبری می آمد
در باطن خود پیمبری می آمد
امان از آن لحظه ای که رود از خیاما
با رجز خوانی اش دلبرد از امامان
این قیام را کند یک تنه او تمام و
تیغ خود را کشد حیدری از میان و
طلعتش رخشان مثل پیغمبر
کرده او طوفان همچنان حیدر
در دل میدان گوید آن لشکر
این پیمبر است یا علی اکبر
علی اکبر حسین
بند دوم
دشمن به هراس شررش می افتد
شمشیر و یا که سپرش می افتد
ارباب که رزم علی اکبر را دید
ناخواسته یاد پدرش می افتد
به دست او ریسه زد تا بود ذوالفقار و
لشکری پیش چشمان او در فرار و
دشمنان بر دم تیغ او سر سپار و
محشری شد به پا در دل کار و زار و
هیبتش مولا سیرتش زهرا
قد او رعنا روی او زیبا
دل نگو دریا همچنان سقا
قبله ی قلبم اکبر لیلا
یا علی اکبر
بند سوم
علی سرو رعنای حسین
علی ماه زیبای حسین
علی ای اذان گوی حرم
علی پور لیلای حسین
ز دور دیده به پیغمبر امین افتاد
نگاه لشکریان چون به مه جبین افتاد
چو تیغ حیدری اش را کشید ماه حسین
چه پا و دست و سر و پیکری زمین افتاد
فی یوم العاشورا قال ثارالله
علیُُ ممسوس فی ذات الله
یا علی اکبر حسین
@majmaozakerine
#کانال_نوحه_مجمع_الذاکرین
متن روضه کوتاه علی اصغر
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
لالایی ..
به من حق بده از خجالت بمیرم
دعا کن نیوفته به خیمه مسیرم
آخه اوردم تورو تا برات آب بگیرم
لالایی لالایی
*وقتی لالایی میگی این دستاتو مثل گهواره تکون بده .. حاج رسول ترک وقتی تو روضه حضرت علی اصغر لالایی میخوندن دستاشو اینطوری تکون میداد .. از دنیا رفت خوابشو دیدن گفتن حاج رسول چه خبر؟ گفت تو این چند روزه که منو آوردن اینجا چند بار بی بی قنداقه علی اصغرُ آورده گذاشته تو بغل من ، گفته حاج رسول خوب بلده لالایی بخونه برا بچه م ..*
لالایی ..
به اشکم داره حرمله هی میخنده
سر تو عزیزم به یه مویی بنده
ولی خندۀ تو دل من رو کنده
الهی نبینه ، دیگه مادر تو
که با تیر رو دستم ، جدا شد سرِ تو
ندارم زیر لب ، دعایی نگفته
الهی سرت از رو دستم نیوفته
لالایی لالایی .. لالایی لالایی ..
لالایی ..
برو زیر خاک ای گل آسمونی
برو که زیر سم مرکب نمونی
ایشالا رو قبرت نزارن نشونی
لالایی ..
از الان میبینم اینا که نامردن
دارن دنبال قبر مخفیت میگردن
میبینیم با نیزه تورو پیدا کردن
بمیرم که باید دو چشم ربابه
ببینه عزیزش رو نیزه خوابه
بمیرم عزیزم که نیزه بلنده
نمیتونه مادر چشاتو ببنده
لالایی ..
متن روضه کوتاه علی اصغر
▪️▪️▪️▪️▪️
نگات میکنم با پریشونی
نه شیری نه آبی نه بارونی
گرفتار شدیم تو بیابونی، که پُر گرگه
میدونم چقدر سخته انتظار
یهکم چشماتو روی هم بذار
عموت برمیگرده دووم بیار، خدا بزرگه
شرمنده میشم از ، چشمای پر غمت
ای کاش بمیرمُ، این جور نبینمت
تا کِی دل من آب ، از گریههات بشه
طاقت بیار گلم ، مادر فدات بشه
با من داره حرف میزنه نگات
ولی در نمیاد دیگه صدات
میلرزونی هربار با گریههات، دلای مارو
کسی قطرهای آب به ما نداد
بچهم داره جونش به لب میاد
خدا واسه هیچ مادری نخواد، این ماجرا رو
سخته که بچهای ، یه قطره آب بخواد
مادر ولی ازش ، هیچ کاری بر نیاد
رو دستای بابات ، میذارمت علی
میری و به خدا ، میسپارمت علی
کجا رفته لبخند آخرت
سه شعبه چی آورده به سرت
حالا چی بگم من به مادرت، ببین بابا رو
دوباره منو یاری کن علی
اصن گریه و زاری کن علی
بیا آبروداری کن علی، همین یه بارو
ای من به قربونِ ، رگهای گردنت
باور نمیکنم ، از من گرفتنت
لبهات حالا نیست ، دنبال آب دیگه
لالا لالا گلم ، راحت بخواب دیگه
یه وقته میگن ذبح. (ذبح یعنی چی؟!) میخوام امشب برات معنا کنم .. آخه برا این شیرخواره نوشتن: “فَذُبِحَ الطِفْل مِنَ الاُذُنِ اِلَی الاُذُن”
خیلی معنا تاحالا شنیدین، اما من امشب درست میخوام معنا کنم. ذبح میدونی یعنی چی؟! یعنی یه نفر رو زنده زنده سرش رو ببرن، ذبحش کنن، اینو میگن ذبح…
دونفر رو تو کربلا ذبح کردن؛ هر دوتاش همه رو میکُشه.
اولیش علی اصغر بود؛ تا ابی عبدالله روو دست گرفت، داشت دست و پا میزد. هنوز این بچه زندهست؛ چشما بازه ، داره بابا رو نگاه میکنه ، یهو این تیر که خورد زیر گلو ، دستای بابا رو یه فشاری داد.
حسین…
ذبح بعدی میدونی کٖی بود که زنده زنده کُشتنش؟ اون لحظهای که شمر اومد نشست رو سینهی حسین …
هنوز ابی عبدالله داره نفس میکشه، هنوز ابی عبدالله داره حرف میزنه، مناجات میکنه؛ این خنجرو در آورد