دل ما رو با طعنه ها می سوزوندن
روی خاکا ما رو کشوندن واویلتا
کجایی داداش زینبت شد آواره
کجایی داداش خواهرت تو انظاره
غم دل من بی شماره واویلتا
دق میکنه بی تو این خواهر تنها
یادم مگه میره دروازه ساعات
رفته خواهر به اسارت
داداش تو خرابه جا مونده رقیت
****
حال منه جامونده رو کی میدونه
دل منو دوری تو میسوزونه
میخونه دلم عاشقونه حسین آقام
مگه دل نوکر چقدر طاقت داره
ببین آقا چشمام بازم خون می باره
دل دیوونم بی قراره حسین آقام
داغیِ تو سینه تقدیر من اینه
نوکر حرمت رو امسال نمیبینه
دورم از کربلا امسال
حالم رو عوض کن محول الاحوال
****
اگه نگیری دستمو از دست میرم
بنویس آقا کربلا تو تقدیرم
تویی آقا نعم الامیرم حسین آقام
روی دل من حک شده یا ثارالله
نبض دل من میزنه یا ثارالله
نفس تو مثل مسیحا حسین آقام
ای آب حیاتم کشتی نجاتم
چشمامو میبندم تو کربلاتم
ارباب دل نوکرو دریاب
منمو غم دوری با چشای پر از آب
****
داره میزنه دست و پا وای از گودال
چه غریبونه خواهرش میره از حال
دیگه بدنش میشه پا مال واویلتا
چی بگم از اونجایی که میدید زینب
رو تن داداش میرن صد تا مرکب
رسیده جونش دیگه بر لب واویلتا
زینب داره از دور گودالو میبینه
میبینه یه نا مرد میشینه رو سینه
چشماش باز ابره بهاره
غارت شده حتی پیراهن پاره
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
4_6044099478984592555.mp3
28.52M
🎧ما رو توی بازار شام می گردوندن
روضه ای_احساسی
#واحد
🎤#حاج_حسین_سیب_سرخی
@majmaozakerine
#کانال_نوحه_مجمع_الذاکرین_ایتا
میون نیزه و خنجر ، یه تنی افتاده بی سر
ناله ی غریبی میگه یا حسین غریب مادر
بر سر تلی پُر از غم آمدم بهر زیارت
کرده ام سوی مدینه وا پیمبر این اشارت
وا محمد ، وا علیا
وا غریبا وا غریبا رسانه آهنگ
اینکه میبینی حسین است
کشته ای غریب و تنها
اومد بالای تل زینبیه نگاه کرد، چی دید زینب، دید شمشیر دار با شمشیر میزنه، نیزه دار با نیزه میزنه، اونایی هم که هیچی ندارن نه شمشیر و نیزه، دید دامنای عربی رو پُره سنگ کردن به بدن عزیز زهرا…، دستاشو رو سرش گذاشت صدا زد وا محمد وا علیا، زینب داره نگاه میکنه شمر روی سینه ی داداشش نشسته.
هلال بن نافع میگه، دیدم صدای اَلعطش اَلعطش پسر فاطمه بلنده، هی صدا میزنه اُسقونی شربهً مِنَ الماء، جگرم از تشنگی میسوزه. میگه سریع رفتم از فرات سپرمو پُره آب کردم اومدم سرازیری گودالو پایین برم دیدم شمر داره بیرون میاد. گفت هلال کجا داری میری، گفتم مگه نمیشنوی صدای اَلعطشش رو تشنشه، میخوام این دم آخری یه ذره آب بهش بدم. گفت هلال زحمت نکش خودم سیرابش کردم، گفتم چیکار کردی، یه وقت دامن عربی رو بالا زد سر بریده ی عزیز دل زهرا …، دیدم بدنش داره میلرزه، گفتم تو که کار خودتو کردی چرا داره بدنت میلرزه. میگه هلال ترسیدم همچین که خنجر به حنجرش گذاشتم دیدم یه صدایی از گوشه ی گودال میاد، هی صدا میزنه غریب مادر حسین.
خادم اهل بیت 🖤:
این دل دوباره داره حال و هوای زینب
امشب دلم گرفته از غصه های زینب
سینه زن حیرونه حیرونه حیرونه
چشمامون بارونه بارونه بارونه
نوکرت میخونه میخونه میخونه
ای پریشان زینب ، ای پریشان زینب
نه باور ندارم عمه سادات و اسارت
نه باور ندارم عمه سادات و جسارت
نه باور ندارم
عمه جانم عمه جانم عمه جان نیمه جانم
عمه جانم عمه جانم عمه جان قد کمانم
عمه جانم عمه جانم عمه جان نگرانم
عمه جانم عمه جانم عمه ی نفس بریده
عمه جانم عمه جانم عمه ی خوشی ندیده
ای پریشان زینب ، ای پریشان زینب
بال و پر وجودش از غصه گُر گرفته
بال و پر وجودش در خیمه گُر گرفته
از بین آتش و دود آید صدای زینب
از کربلا به کوفه از صبح کوفه تا شام
بگذاشت تازیانه پا جای پای زینب
نفسم محبوسه محبوسه محبوسه
روضه هاش کابوسه کابوسه کابوسه
صحبت از ناموسه ناموسه ناموسه
نه باور ندارم دستای زینب رو ببندند
ای حسین......
ای پریشان زینب ، ای پریشان زینب
پیراهن حسین را از او جدا نسازید
این کهنه یادگاری مانده برای زینب
زینب و آزار و آزار و آزار و
کوچه و بازار و بازار و بازار و
مجلس اغیار و اغیار و اغیار و
نه باور ندارم زینب مضطر شده باشه
نه باور ندارم .....
نه باور ندارم زینب مضطر شده باشه
نه باور ندارم حرف از معجر شده باشه
@majmaozakerine
#کانال_نوحه_مجمع_الذاکرین
#سلام_علی_قلب_زينب_الصبور
شیعیان را آبروی هر دو عالم زینب(س)است
نورِ زهرا وُ علی و عطرِ خاتم زینب است
آمدم در کربلا عشقِ ابوالفضل و حسین(ع)
در زیارتنامه ام اوّل سلامم زینب است
هر نفس اعجازِ او در سینه غوغا می کند
آهِ اشکِ روضه وُ شورِ مُحَرم زینب(س)است
کربلای ما فقط با او به معنا می رسد
چونکه بر زخمِ تمامِ درد مرهم زینب است
تا جهان پاینده است و چرخ هستی بر مدار
دل به هر کس می سپارم یارو همدم زینب است
بس که بانو در دلش زخم مُحَرم ریخته
در صدای روضه ها سوز و گدازم زینب است
عشق می روید به هر آیینه در پیمانِ او
در پگاهِ چشمِ من این اشکِ نَم نَم زینب است
صحنِ آغوشش هنوزم چلچراغِ روضه هاست
در بیانِ روضه ها هم کوهِ ماتم زینب است
روضه ی دردش همیشه التیامِ جانِ ماست
گنبد کرب و بلا را نقشِ پرچم زینب است
کربلا داغش همیشه تازه هست و غرقِ خون
بعدِ عاشورا غم و دردِ دمادم زینب است
خون سرخِ موجِ این دریا به عالم تا ابد_
ساحلش باشد حسین و موج این یم زینب است!
#سه_شنبه_۲۵_مرداد_۱۴۰۱
#هستی_محرابی
@majmaozakerine
.
#زبانحال #حضرت_زینب
#اسلام_مولایی ✍
حیف شد حیف، نَمُردم به کنار بدنت
کاش میشد که ببوسم همه اعضای تنت
بر روی خاک تنت ماند و سرت بر نیزه
بوریا شد کفن آن بدن بی کفنت
آه از آن نیزه که بر لعل لبت زخمی زد
خون روان بود از آن زخم،هنوز از دهنت
رفتی از پیش دلم با دو جهان غصه به دل
بهر من ماند فقط ناله ز یاد مِحَنَت
معجرم رفت به تاراج عدو گاهی که
ز تنت برد به تاراج، عدو پیرهنت
..................
.
#زبانحال_حضرت_زینب
راهی نبود ، تا که تنت را به بر کشم
معجر نبود، تا که حجابی به سر کشم
باید ز دیدن تن صد پاره ات حسین
آهی زعمق دل ، زدلِ شعله ور کشم
در شعله های سرکش دشمن خیام سوخت
منت ز بیکسی، زدوچشمان تر کشم
ای جان من به جان تو سوگند بعد تو
باید که جام مرگ خودم را به سر کشم
زین پس به یاد ماه حرم، ماه کربلا
بر روی خاک عکس جمال قمر کشم
زخمی ز زخم نیزه به پهلوت دیده ام
آهی به یاد مادر و مسمار در کشم
#اسلام_مولایی ✍
.......................................................