eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
روضه امام محمد باقر علیه السلام-هجوم ....mp3
6.66M
حاج محمود کریمی هجوم موج بلا را به چشم خود دیدم غروب کرببلا را به چشم خود دیدم . به سر زنان پی عمه به روی تل رفتم ذبیح دشت منا را به چشم خود دیدم . میان آن همه نیزه به دست در گودال سنان بی سر و پا را به چشم خود دیدم . به زور نیزه ؛ زره را ز تن در آوردند مرملٌ بدماء را به چشم خود دیدم . ز قتلگاه همه دست پر که می ‌‌رفتند به دوش خولی ، عبا را به چشم خود دیدم . زمان حمله ی آن ده سوار تازه نفس غبار روی هوا را به چشم خود دیدم . میان پنجه ی هر نعل تازه و میخش لباس خون خدا را به چشم خود دیدم . سلام بر بدن بی سری که عریان شد تن به خاک رها را به چشم خود دیدم . میان طایفه‌ ها رأس ‌ها که قسمت شد سر همه ی شهدا را به چشم خود دیدم . عمو که خورد زمین ، روی حرمله وا شد تمام واقعه‌ ها را به چشم خود دیدم . به پشت خیمه به دنبال قبر اصغر بود شکار رأس جدا را به چشم خود دیدم . فرار دختری آتش گرفته در صحرا میان هلهله ‌ها را به چشم خود دیدم . گذشته از همه این ها به شهر بد نامان زمان قحط حیا را به چشم خود دیدم . میان مجلس نامحرمان و بزم شراب ورود آل عبا را به چشم خود دیدم . ته پیاله ی خود را کنار سر می ‌‌ریخت قمار و تشت طلا را به چشم خود دیدم . ضریح صورت جدم دوباره ریخت به هم شتاب چوب جفا را به چشم خود دیدم . عزیز کرده ی زهرا ، کنیز مردم نیست اشاره ی دو سه تا را به چشم خود دیدم . . . قاسم نعمتی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
شهادت امام محمدباقر علیه السلام تسلیت باد.🖤 _____________ تو باقر العوم هستی و تموم عالم به فرمانت به زیر دین شما شیعه الهی جانم به قربانت
🏴 🏴 ✍شاعر:علی مویدی ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ پای دَرسَت شیعه جان گرفت جان‌ها عطری جاودان گرفت ای که نامت آسمانی اَست رفتی، قلبِ آسمان گرفت ای ماهِ آسمان دل‌ها جا داری در میان دل‌ها ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ داغت بر دل داغی آشناست هرجا هردم بیرقت به‌پاست ما با یادت گریه می‌کنیم ای که یادت یادِ کربلاست خورشید نیزه‌ها را دیدی آری تو کربلا را دیدی ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ دیدم عمری تربت تو را دارم دردِ غربت تو را باز ای مولا از چه رو شکست جهلِ دشمن حرمت تو را؟ دلتنگ مرقد تو ماییم روزی تا صحن تو می‌آییم @majmaozakerine
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
زبانم قاصر است از وصف غم‌هایی که تو دیدی ندیده هیچ‌کس رنج و ستم‌هایی که تو دیدی مصائب لحظه لحظه بر صدایت لحنِ ماتم داد نوای نینوا شد زیر و بم‌هایی که تو دیدی غروب و خیمه و غارت‌؛ چه بد شد قاتل جانت- به روی چادر عمه‌‌، قدم‌هایی که تو دیدی به رویِ نيزه‌ها با خنده سرها را علَم کردند دلم آتش گرفت از آن علَم‌هایی که تو دیدی ندیده قدر یک ثانیه در عمرش به خود تاریخ سپاهی از همان نامحترم‌هایی که تو دیدی برای شیرخواره تیر شیر افکن مهیا شد به دست کینه‌ی آن بی جنم‌هایی که تو دیدی نهایت‌‌‌‌‌‌‌! پنج سالت بود سال شصت و یک اما کهنسال است و صد ساله‌ست غم‌هایی که تو دیدی! ✍
نفس کشیدن من رنگ و بوی غربت داشت همیشه از غم بی انتها حکایت داشت قد خمیده‌ی امروز، ارث دیروز است چقدر پیری‌ام از کودکی شکایت داشت اگرچه آتش زهر است در تنم اما نشد حریف دلم هرچقدر قدرت داشت شبیه عمه نشسته نماز شب خواندم نماز خواندن من هم به او شباهت داشت به یاد حمله‌ی بد موقع اراذل بود که این دو چشم به بیداربودن عادت داشت چگونه می‌رود از خاطرم غروبی که هزارسال برای دلم مصیبت داشت نه هیچ‌کس کمک شاه تشته‌لب می‌کرد نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت پناه رفت و زن و بچه بی پناه شدند به نیزه رفتن او قیمت اسارت داشت کسی لباس تنش را ز پیکرش می‌بُرد کسی به خیمه زد و نیت جسارت داشت خرابه بود که هم‌بازی مرا کشتند همان زمان که ز هجر پدر شکایت داشت همان زمان که تنش را کبود می‌کردند همان زمان که ز درد شدید لکنت داشت ز داغ آن نَفَس بند آمده ز کتک نفس کشیدن من رنگ و بوی غربت داشت ✍