2. حاج اسدالله عرب سرخی.mp3
4.39M
#روضه_حضرت_زینب
(سلام الله علیها )
#حاج_اسدالله_عرب_سرخی
شامیان !
خنده به زخم جگر ما نزنید
ساز با ناله ی
ذریه ی زهرا نزنید ...
سرِ مردان خدا را
به سرِ نیزه زدید ؟
مرد باشید ،
دگر سنگ به زن ها نزنید ...
#اوج :
به زنان بر سرِ بازار
اگر سنگ زنید
( دختران را به کنار
سرِ بابا نزنید ... ) 2
#آی_مردم :
علی و فاطمه
در بینِ شما اِستادند
پیشِ چشم علی و فاطمه
ما را نزنید !
ای حسین ، حسین ، حسین ...
به اسیری که بوَد
در غل و زنجیر زدید
به یتیمی که دویده است
به صحرا ، نزنید
بگذارید برای شهدا
گریه کنیم
خنده بر داغ دلِ
سوخته ی ما ، نزنید
کُشتن فاطمه
بین در و دیوار بس است !
( یازهرا ، یازهرا ... اگر بین در و دیوار ، فاطمه رو نمیزدند ، کجا جرات داشتند کربلا و کوفه و شام ، بچه هاشو تازیانه بزنند ... ؟
کُشتن فاطمه
بین در و دیوار بس است !
تازیانه به تنِ
زینب کبری نزنید ...
به تماشای سرِ
پاک حسین ، آمده اید
اینقدر دست
به هنگامِ تماشا نزنید ...
#استاد_سازگار
#شهادت_حضرت_رقیه
#شب_سوم_واحد_محرم
#توسل_به_حضرت_رقیه_س
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
◾️بنداول
سه ساله دخترِ حسینم من
نگارِ شاهِ عالمینم من
ز دوریش به شور و شینم من
رقیهام من(۲)
به شامِ غم در تب و تابم من
تو کنجِ ویرانه بخوابم من
باعثِ زحمتِ ربابم من
رقیه ام من(۲)
به شامِ تارِ من سحر آمد
برای من که این خبر آمد
سر بریده از سفر آمد
دلم کبابه.چشام پُر آبه(۱)
◾️بنددوم
به سینهی من عمه آه آمد
عمه بیا پدر ز راه آمد
به آسمانِ دیده ماه آمد
پدر رسیده(۲)
من و غم و غصهی در سینه
سنگِ جفا و روی آئینه
زخمِ زبان و طعنه از کینه
دلم کبابه. چشام پُرآبه(۱)
به کنجِ ویرانه زمینگیرم
سه سالهام ولی ببین پیرم
ز دوریت ز جانِ خود سیرم
رقیهام من(۲)
◾️بند سوم
دیگه ز دردِ خارِ پا بابا
نمانده طاقتی مرا بابا
امان امان از این جفا بابا
بابا کجایی(۲)
ببین کبودیِ سر و رویم
ز بس عدو کشیده گیسویم
دو مشتِ او پُر شده از مویم
بابا کجایی(۲)
لب و دهان من شده پُرخون
ز سیلی صورتم شده گلگون
خون زده از معجرِ من بیرون
بابا کجایی (۲)
#هستی_محرابی
شاعر: #هستی_محرابی
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
مست و خراباتی این سینه زنی ام
من حسنیِ حسنیِ حسنی ام
عمریه آقا سینه زنم
حک شده بر روی بدنم
بر سر سفره ی خوان کرم
جیره خوره نان حسنم
مست و خراباتی این سینه زنی ام
من حسنیِ حسنیِ حسنی ام
تا سایه ی تو باشد به سرم
محتاج تو ام سلطان کرم
این نمک سفره ی تو کرده اسیرم
آمده ام مُزد محرم رو بگیرم
نگاهی کن به دستانم
دخیلک یا حسن جانم
****
مثل نبی تو بی مثلی
فاتح میدان جملی
سیرت تو شد فاطمی و
رفته قد و بالات به علی
عاشقم از ازل ای یار قدیمی
جن و مَلَک جیره خورت بسکه کریمی
ای نور دل و چشمان نبی
حیدرمنش و زهرا نَسَبی
حل شده با تربت تو آب و گِل ما
صحن و سرای تو بنا شد به دل ما
منم عبد و تو سلطانم
دخیلک یا حسن جانم
****
نوح و سلیمان خاک درت
گردش هستی دور سرت
روح الامین و جن و مَلَک
خادم دربار پسرت
شاه کَرَم هستی و بی سنگ مزاری
ای به فدای حرمی که تو نداری
آتش زده این غربت جگرم
آقای کریم خاکت به سرم
حسرت دیدار تو افتاده به جانم
فاطمیه کنج بقیع روضه بخوانم
پریشانِ پریشانم
دخیلک یا حسن جانم
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
#حضرت_رقیه__س__شور
بابا
از درد و غمِ تو می نالم
ببین که سوخته پَر و بالم
گریه زاری شده احوالم
ای وای ای وای ای وای ای وای
بابا
میریزه اشکام دونه دونه
نمیشه موهام دیگه شونه
آخه پُر از لخته ی خُونه
ای وای ای وای ای وای ای وای
سوخته موی تو، سَر و رویِ تو
سر تو بابا مگه کجا بوده
چرا زیرِ چشمای تو کبوده
ای وای ای وای ای وای ای وای
بند۲
بابا
بار غم رو دوشم آووردم
نبودی چقد سیلی خوردم
خودمو به عمه سپُردم
ای وای ای وای ای وای ای وای
بابا
ببین چشم ترم میسوزه
بدجور بال و پرم میسوزه
داره موی سرم میسوزه
ای وای ای وای ای وای ای وای
چشم تو دور دید، با لگد کوبید
شبیه مادر پهلومو شکستن
می بینی دست و بازومو شکستن
ای وای ای وای ای وای ای وای
بند۳
بابا
دستامونو بستن با طناب
میگه عمه با حال خراب
ما کجا و مجلس شراب
ای وای ای وای ای وای ای وای
بابا
می دونی که چقد عزیزی
می دیدم اشکِ غم میریزی
وقتی که شد حرفِ کنیزی
ای وای ای وای ای وای ای وای
چشم من گریون، دلِ عمه خون
دیدم با خیزران میزد به لبهات
خودم فهمیدم دردت رو از چشمات
ای وای ای وای ای وای ای وای
روح الله نوروزی
سجاد نوروزی
حضرت رقیه (س)
شور
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین