دردم مداوا می کنی مثل همیشه
عقده ز دل وا می کنی مثل همیشه
آیینه زیبا می شود با یک نگاهت
دل را تو شیدا می کنی مثل همیشه
دروازه لطف و کرم را می گشایی
وقتی که لب وا می کنی مثل همیشه
از گوشه ی چشمت کرم می ریزد آقا
از بسکه غوغا می کنی مثل همیشه
پرونده ی اعمال ما گرچه سیاه است
می دانم امضا می کنی مثل همیشه
دل مرده ام، اما تو با یک گوشه چشمی
کار مسیحا می کنی مثل همیشه
بهر ظهور خود چرا ای یوسف عشق
امروز و فردا می کنی مثل همیشه
شبهای جمعه کربلا همراه مادر
تو روضه برپا می کنی مثل همیشه
تو مثل بابایت علی غمهای خود را
با چاه نجوا می کنی مثل همیشه
تو مثل زهرا مادرت از بسکه خوبی
با ما مدارا می کنی مثل همیشه
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
#پیش_زمینه
#شهادت_حضرت_زهرا
🎤حاج مهدی سلحشور۱۴۰۲
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
در دم مردن بیا یک دم کنارم یا حسین
حق زهرا مادرت چشم انتظارم یا حسین
سفینه النجاتم ارباب
ای معنی حیاتم ارباب
حلال مشکلاتم ارباب
ای سایه سرم یا مولا حسین یامولا
ایمان و باورم ...
امید آخرم....
مارا ببر حرم ....
اباعبدالله مولا یا ابا عبدالله
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
مادرم معصومه بود مادر معصومهها
مادرم مظلومه بود یاور مظلومهها
(اول مظلوم علی بود، اول مظلومه زهرا
مولا حامی مظلوم، زهرا حامی مولا )۲
(تنها یار حیدر، همدم و بهار حیدر )۲
(تنها یار حیدر، محرم اسرار حیدر )۲
(زهرا یار حیدر )۴
➖➖➖➖➖➖
بیت زهرا میشود سنگر مظلومها
مادرم مظلومه بود یاور مظلومها
(وقتی ذکر لب ما شد للمظلوم حورا )۲
(از جنگ با ستمگر کی دارد شیعه پروا؟)۲
(داریم عهد دیرین تا شکوه و عزت دیرین )۲
(داریم عهد دیرین تا رهایی فلسطین )۲
(للمظلوم حورا )۳
➖➖➖➖➖➖➖➖
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
#زمینه
#شهادت_حضرت_زهرا
🎤کربلایی علی اصغر سلحشور۱۴۰۲
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
آروم و قرار من بی تو زندگی هرگز
رفتی از پیش حیدر زهرا جان خداحافظ
پاشو باز دست به پهلو بگیر و
پاشو باز دست به زانو بگیر و
پاشو آرومم عیبی نداره
بمون و از حیدر رو بگیر و
من که هستم دیگه رو زدنت به فضه چیه
دارم میمیرم چرا فاطمه خونه مون خونیه
دارم میمیرم روی چادرت جای پای کیه
آه یاس کبود من
آه بود و نبود من
چی شد که حسن هر شب
تو خواب میشه چشمش خیس
چند روزه چرا زهرا
گوشواره ات تو گوشت نیست
تو که آه حیدر رو شنفتی
چرا چند روزه چیزی نگفتی
تو گوش حسن چی گفتی زهرا
چرا تا راه میری هی میفتی
نگو که میری آخه زینبم سایه سر میخواهد
نگو که میری واسه عروسیش یه مادر میخواهد
نگو که میری آخه آشیونم کبوتر میخواهد
آه یاس کبود من
آه بود و نبود من
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین