هدایت شده از خط روایت
پادکست خط روایت - اذان.mp3
زمان:
حجم:
5.8M
📻﷽
〰〰〰〰〰
#پادکست_خط_روایت
وقتی لیلی دستپاچه شد. بغض کردم. وقتی ترسید بگوید نه و بچه غصه بخورد اشکم چکید. وقتی فکر میکرد توی این یک سال و نیم محاصره حتما بچهها طعم خوراکیها یادشان رفته، مثل بچهها هق هق کردم.
✍ #زهراسادات_رضایی
🎙#زهرا_نوری
〰〰〰〰〰
#خط_روایت
#مقاومت
#روایت_بشنویم
🔻روایتهای زیبای شما هم میتواند شنیدنی باشد.
〰〰〰〰〰
@khatterevayat
مکروبه🇮🇷
📻﷽ 〰〰〰〰〰 #پادکست_خط_روایت وقتی لیلی دستپاچه شد. بغض کردم. وقتی ترسید بگوید نه و بچه غصه بخورد اشکم
ممنونم از تیم خوب خط روایت و لطفشون^^
از مادر شهید 16 سالهای که سید مقاومت، شهید سید حسن نصرالله از خانواده او بهعنوان جوانترین شهید حزبالله لبنان تقدیر کرده بود پرسیدند:«مادر! دوست نداشتی علی پسرت بزرگتر بشه، ازدواج کنه، بچه شو ببینی و بعداً شهادت نصیبش بشه؟» پاسخ مادر شهید پر از عمق بود و معنا وقتی گفت: «ما بچههایمان را ذخیره نمیکنیم! ما بچههایمان را تقدیم میکنیم که از دستشان ندهیم.»
#مقاومت| #روایت_زنانه
لطف خدای مهربون شامل حالم شده و تو این روزهای عزیز برای بار دوم کتاب طرح کلی اندیشهی اسلامی رو مطالعه میکنم. کتابی که جزو عزیزترین و ارزشمندترین کتابهایی هست که تو طول زندگیم خوندم. تو این روزهای قشنگ خوندن این کتاب رو به همتون توصیه میکنم.
لطف کنید و لحظهی مناجاتهاتون به یادم باشین.
حديثك سجادةٌ فارسيه
وعيناك عصفورتان دمشقيتان
تطيران بين الجدار وبين الجدار
وقلبي يسافر مثل الحمامة فوق مياه يديك،
ويأخذ قيلولةً تحت ظل السوار
وإني أحبك❤️
نزار قربانی
مکروبه🇮🇷
اذان پخش میشود. باران میزند به سقف. توی تاریکی با موذن زاده همراه میشوم. آرام آرام شهادتین میخوا
ماه رمضونها
دمِ اذون صبح یه لنگِ پا دم سینک،
لیوان به لیوان آب میخوریم که فردا تا اذون مغرب تشنهمون نشه. که عطش امونمون رو نبره...
یه لحظه تصور کن ماه رمضونی رو بدون آب سر کنی.
تصورشم سخته نه؟!!!
مکروبه🇮🇷
ماه رمضونها دمِ اذون صبح یه لنگِ پا دم سینک، لیوان به لیوان آب میخوریم که فردا تا اذون مغرب تشنه
کلمه کم آوردم. اعتراف میکنم نوشتن این متن یک نصفه روز ازم زمان گرفت. از ظهر شاید. از وسط روز که تشنگی اومد سراغم.
"آب"، "تشنگی"، "طفلِ بیشیر" ... عبارتها پشتهم میآن. دردناک. نفس گیر. پر صدا. شبیه صدها لیوان که همه باهم به زمین میافتند و جرنگ میشکنند.