eitaa logo
روایتگران راهیان مکتب حاج قاسم سلیمانی(مجمع)
1.4هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.7هزار ویدیو
8 فایل
کانال ترویج مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی اهداف👇 ۱)اعزام راویان تخصصی مکتب ۲)برگزاری دوره وکارگاه آموزش تخصصی روایتگری وتربیت استاد،مربی وراوی مکتب ۳)اعزام کاروان راهیان مکتب به استان کرمان ۴)برگزاری کنگره ویادواره حاج قاسم ⚘سیاری ۰۹۱۰۰۲۳۷۶۸۷ @Mojtabas1358
مشاهده در ایتا
دانلود
عبدالحسین اعتقادی راسخ و محکم به بیت المال داشت و همیشه می گفت: تا جایی که در توان ما هست! نباید به بیت المال بدهکار باشیم. نهایت استفاده از زمان کاری اش را انجام می داد و کار ارباب رجوع را سریع پیگیری و حل میکرد و هیچگاه مسئولیتی که امروز داشت را برای فردا نمیگذاشت و همان روز کارش را تمام می کرد و به منزل میرفت. راوی دوست شهید 🌷 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
مصطفی به قدری اهل مطالعه بود که ۳ کتاب همراه خود به سوریه برده بود و یکی از کتاب‌ها درباره زندگی حاج قاسم سلیمانی بود، همرزمانش تعریف می‌کردند وقتی سردار سلیمانی به محل اقامت آن‌ها رفته بود، مصطفی از او خواسته بود که کتابش را امضا کند، ولی سردار خجالت کشیده، او را بوسیده و گفته بود: «من دست شما را می‌بوسم. من باید از شما امضا بگیرم» و تشکر کرده بود که مصطفی با این سن کم به این عقیده رسیده است که مدافع حریم اهل بیت(ع) شود. 💚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
کتاب "فرمانده جوان" به مرور خاطرات شهید حسین نادری، از فرماندهان لشکر ۴۱ ثارالله می پردازد. از حسين نادري كه در سن ۱۸ سالگي به سمت فرماندهي گردان رسيده بود، به عنوان جوانترين فرمانده گردان نيروي زميني سپاه ياد مي شود. تقدير الهي بر آن بود كه حسين نادري در سن ۲۱ سالگي و در سپيده دم يكشنبه دوم مرداد ماه سال ۱۳۶۷ در بيت‌المقدس هفت به شهادت برسد. 🍃 مؤلف کتاب احمد یزدی ناشر: مرکز کرمان شناسی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
🌹ویژه برنامه "ربیع شهدایی" به همت مسئولین، دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد اسلامی استان قم با سخنرانی، روایت گری، مداحی و تجلیل از خانواده های معظم شهدای دفاع مقدس و مدافع حرم و مدافع سلامت 🌷 با حضور خانواده های معظم و معزز شهدا، دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد اسلامی ⚘ جوار مزار مطهر شهدای گمنام دانشگاه ⚘سالروز میلاد حضرت رسول اکرم(ص) و ولادت آقا امام جعفر صادق(ع) ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌http://eitaa.com/sayarimojtabas http://t.me/sayarimojtabas
ویژگی بارز محمدحسن شوخ طبعی او بود؛ در تمام جمع‌ها شادی می‌آورد و همه آن را دوست داشتند تمام خاطرات ما از محمد حسن به خنده و شادی است؛ حتی بچه‌های دوستان و همسایگان به او عمو خنده می‌گفتند. تمام عکس‌هایی که از او داریم با خنده است فقط چند عکس از او داریم که لبخند نزده و آن به خاطر این است که در مراسم عزای ابا عبدا... بوده او وقتی از سر کار می‌آمد با وجود همه خستگی خود را متعلق به خانواده می‌دانست و در هر ساعتی که بود بچه‌ها را به پارک داخل مجتمع می‌برد یکی از همسایگانش می‌گفت: هر وقت ما از پنجره بیرون را نگاه می‌کردیم می‌دیدیم شهید روی صندلی پارک نشسته و دخترانش در پارک بازی می‌کنند. محمد حسن ارادت ویژه‌ای به حضرت فاطمه معصومه (س) داشت و ده سال خادم حرم آن حضرت بود با اینکه اصالتا یزدی بود ولی چون در قم زندگی می‌کرد خود را جیره خوار آن حضرت می‌دانست و وصیت کرده بود که در قم دفن شود. 🌱 🌷 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
شهید علی اکبر عربی در تاریخ 3/4/1355 در روستای سرکوبه از روستاهای شهرستان خمین در استان مرکزی در یک خانواده مذهبی دیده به جهان گشودند ایشان دوره ی ابتدایی و راهنمایی خود را در همان روستا در کنار خانواده اش به پایان رساندند و برای ادامه تحصیل به شهرستان خمین رفتند و مدرک فنی خود را در آنجا گرفتند در سال 1372 به جای خدمت مقدس سربازی وارد سپاه شدند و دوره ی آموزشی خود را در همدان شروع کردند و بعد از آموزش های لازم به طور رسمی در سپاه خمین مشغول به کار شدند. در همان روزها بعد از استخدام به منطقه کردستان (مهاباد ) رفتند و در درگیری با کوموله ها مشغول شدند ایشان سه سال در خمین بودند و بعد از آن به اراک رفتند که به مدت 4 سال هم آنجا مشغول به ادامه خدمت شدند و در سال 1385 بعد از ازدواج آغاز زندگیشان را در قم شروع کردند و ثمره این ازدواج 3فرزند بود. بعد از عزیمت به قم شروع به ادامه تحصیل نمودند و همزمان با ادامه تحصیل در سال 1386 در مسجد مقدس جمکران به عنوان خادم افتخاری مشغول شدند و در سال 1390 در حرم حضرت معصومه سلام ا... علیها ( در صحن صاحب الزمان (عج)) به عنوان خادم افتخاری پذیرفته و مشغول به خدمت شدند، که این هم برگ زرینی از افتخارات ایشان می باشد. از بدو ورودشان به قم ابتدا در دفتر فرماندهی لشکر مشغول به خدمت شدند و در سال 1391 وارد گردان امام حسین (ع) شدند ایشان با وجود اینکه در آن زمان کمر درد شدیدی داشتند برایشان مقدور نبود کار سنگینی انجام دهند ولی در منطقه شمالغرب (سردشت) حضور پیدا کردند. در اواخر نیز علاوه بر جانشین گردان امام حسین (ع) همزمان فرماندهی گردان الی بیت المقدس و هم فرمانده پایگاه شهید زین الدین منطقه پردیسان را برعهده داشتند. 💚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
وقتی منزلمان را به قم منتقل کردیم علی‌اقا گفت میخواهم خادم حرم بی بی بشوم، اینقدر دوندگی کرد تا اخرش کارش درست شد و به آرزوش رسید، شد خادم حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها، درست وقتی هم میخواست به سوریه اعزام شود همینجور بال بال میزد تا اعزامش درست شود به هرجا که میتونست میرفت بااینکه دیسک کمر داشت و در سپاه معاف از رزمش کرده بودند اما گوشش بدهکار جواب های منفی نبود. انقدر پیگیر شد تا اخرش کارش درست شد، شد مدافع حرم حضرت زینب سلام الله علیها هر موقع شهرستان میرفتیم به هرکسی که می‌رسید میگفت ما یه زائر سرا در قم داریم تشریف بیاورید، اولش خیلی ها متوجه نمی‌شدند منظور علی اقا چیست!؟ اما بعد از مکثی دوزاری‌شان می‌افتاد که منظور علی‌اقا همان خانه‌مان هست. برشی از کتاب خاطرات شهید علی اکبر عربی🌷 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
هر دوی ما خادم حرم حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) بودیم. دفعه آخر که برای خداحافظی رفتیم حرم، وقتی برمی‌گشتیم، گفت دفعات قبلی خودم کار را خراب کردم عزیز! گفتم :چرا؟ گفت:چون همیشه موقع خداحافظی می‌گفتم یا حضرت معصومه(سلام‌الله‌علیها) من را دو ماهی قرض بده تا برای حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها) نوکری کنم ولی این‌بار از حضرت خواستم من را ببخشد به حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها). من هم خندیدیم و گفتم: "خب چه فرقی کرد" گفت: اینها دریای کرم هستند چیزی را که ببخشند دیگر پس نمی‌گیرند. راوی: همسر شهید 💚 🌹 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
کتابچه دعاي کميل، هميشه باهاش بود. بعد از هر نمازي، فرازهايي از دعا را مي ‌خواند. يک بار به شوخي بهش گفتم: آقا محمد، دعاي کميل‌ مال شب‌ هاي جمعه ‌ست؛ چرا شما هر روز، بعد از هر نمازي دعا مي ‌خواني؟ گفت: «مگر انسان فقط شب هاي جمعه، به خدا نياز دارد؟! ما هر لحظه به خدا احتياج داريم! دعا کردن، پاسخ به همين نياز ماست». 💚 فدایی ظهور ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
10.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببینید| ‌برادرانی که در آغوش یکدیگر‌ شهید شدند‌ گفت‌وگوی خواندنی تسنیم با مادر ‌شهیدان داود، رسول و علیرضا خالقی‌پور🌹🍃 فداییان ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani‎
احمد جلالی نسب، فرمانده عملیات یگان امنیتی امام علی(ع) سپاه استان قم متولد روستای شیم آباد سبزوار (روستایی که در دوران دفاع مقدس ۴۵ شهید را تقدیم انقلاب کرد) بود و اولین شهید مدافع حرم این روستا نام گرفت؛ او همان دوران نوجوانی با خانواده‌اش به قم مهاجرت می‌کند و در جوار کریمه اهل بیت (ع) ساکن می‌شود.🍃 پسر حاج احمد روز تولد حضرت زینب (س) دختر دار می‌شود که با اصرار حاجی، نامش را زینب می‌گذارند و این‌گونه میشود که اسم جهادی‌اش را ابوزینب انتخاب میکند. پاسدار شهید جلالی نسب معاون عملیات یگان امنیتی سپاه امام علی بن ابی‌طالب (ع)، از فعالان و خادمان هیئت رزمندگان اسلام، خادم افتخاری حرم حضرت معصومه (ع) و مسجد مقدس جمکران بود. 🌱 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani