#زیارت_با_ادب
عـادت نـداشـت کـفـشـش را بگذارد توی پلاستیک و دسـت بگـیرد.👞👞
فـقـط کـفـش داری.
حـتـی در زمان های شلوغی که باید تـوی صـف می ایـستـاد.
می گفت : " اگه جایی بری مـهمـونی، با کـفـشات می ری؟!
تـو خـونه ادب حُـکم میکنه بذاری دم در.😊"
برشی از کتاب #سربلند
صفحه ی ۸۵
#شهید_محسن_حججی🌹
یادش با صلوات
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
#ضیافت_شهدا
به او گفتم: تو که این همه کار برای مردم انجام میدهی، برای خودت خانه ای هم دست و پا کردی یا نه؟؟؟؟
گفت: بله، دارم برای خودم خانه درست می کنم.
گفتم: می خواهم خانه ات را ببینم!!!! گفت: من در آن دنیا دنبال خانه ساختن هستم.....
آری شهدا خانه ای ساختند از عشق وهر #پنجشنبه ما با اشتیاق به مهمانی شان می رویم شما هم دعوتید....
وعده ما امروز گلزار شهدا
یاد شهدا با صلوات
میگفت: نمیروم شهید شوم، میروم که بکشم ،آنقدر میجنگم تا ریشه تکفیری را بخشکانم..
یک آرم ۳۱۳ روی لباس آقاحسین بود که برایش مهم بود.
یکی از آرمهای حزبالله عراق است که عدد ۳۱۳ را نشان میدهد همراه با یک اسلحه.
آن آرم را به هیچ کس نمیداد و میگفت:
"من یکی از ۳۱۳ یار امام زمان(عج) هستم."،
این را با قاطعیت میگفت و اعتقاد داشت.
🌷 شهید مرتضی حسین پور شلمانی(حسین قمی)
شهادت: ۱۳۹۶/۵/۱۶
استان حمص، جنوب سوریه
روحش شاد و یادش گرامی باد به برکت صلوات
°•|🍃🌸
🔴 #شهیدیکهماهعسلشبهجبههرفت
🔹برای خواندن خطبه عقد، رسيده بودند خدمت حضرت امام. امام بعد از اجرای عقد، مقداری وجه نقد هديه داده بودند بهشان تا با آن بروند مشهد زيارت و به اصطلاح #ماه_عسل.
🔹حسين هديه را از دستان مبارك حضرت امام قبول كرده بود، اما وقتی از محضر ايشان مرخص شده بود، جلوی در پاكت پول را داده بود به مرحوم آقا سيد احمد و گفته بود: خيلی دوست دارم به پيشنهاد آقا عمل كنم و بروم زيارت، اما هر چه فكر میكنم میبينم زيارت را پس از جنگ هم ميشه رفت!
و بعد به همراه خانمش راه اهواز شده بودند.
°•{علمـــــدار جبههها
#شهید_حاجحسین_خــرازی🕊🌹}•°
یادش با صلوات
در محضر شهدا
راه شهید ، کلام شهید
سردار شهید مهدی زین الدین
هرگاه شب جمعه شهدا را یاد کردید آنها هم شما را نزد اباعبدالله الحسین علیه السلام یاد می کنند
♥️♥️♥️🌷♥️♥️♥️
حسین جانم ❤️
شب جمعہ حرمت بوے محرم دارد
بانویے ڪنج حـرم مجلس ماتم دارد
شب جمعہ شده و باز دلم رفت حــرم
دل آشفتہے من، صحن تو را ڪم دارد
اللهم ارزقنا توفیق الزیارة الحسین(ع)
یاد امام و شهدا دل و می بره کرببلا
شادی روح امام و شهدا صلوات
♥️🕊♥️♥️🌷♥️
بعد از سونوگرافی بهش زنگ زدن و گفتن بچه ت #پسره...
خندید و گفت : خدارو شکر که سالمه♥️
گفتن شوخی کردیم بچه ت #دختره..
باذوق چند بار پرسید جدی میگین؟ واقعاً دختره؟😍😍😍
از خوشحالی سر از پا نمی شناخت
#اسمشو از قبل انتخاب کرده بود
♥️ #زینب♥️
🌺 زینت پدر🌺
🌼 ۹۳/۵/۱۶🌼
#پــــــــدر
بلندترین شعر عاشقانه ی یک #دختر
🌺دخترعزیزم همیشه درکنارت هستم💞
🎈تولدت مبارک🎈
زینب خانم نازدانه ی شهید
#شهید_محمدتقی_سالخورده
یاد عزیزش با صلوات
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
🕊🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹🕊
#عاشقانه_شهدا😍
💕قهر بودیم، درحال نمازخوندن بود💕
💕نمازش که تموم شد، هنوز پشت به اون نشسته بودم...و
کتاب شعرشرو برداشت و با یه لحن #دلنشین شروع کرد به خوندن...
ولی من باز باهاش قهر بودم!!!!!
کتابو گذاشت کنار...بهم نگاه کردو گفت:
غزل تمام...
نماز تمام...
دنیا مات...
سکوت بین من و واژه ها سکونت کرد!!!!
باز هم بهش نگاه نکردم....!!!
اینبار پرسید: #عاشقمی؟؟؟😍
سکوت کردم....
گفت : "عاشقم گر_نیستی لطفی بکن نفرت بورز 😊
بی تفاوت بودنت هرلحظه آبم میکند ..."
.
دوباره با لبخند پرسید: عاشقمـــــی مگه نه؟؟؟؟؟☺️
گفتم: نـــــــه!!!!!
.
گفت:
لبت نه گوید و پیداست میگوید دلت آری ...
که اینسان دشمنی یعنی که خیلی دوستم داری ...😊
.
زدم زیر خنده و روبروش نشستم....
دیگه نتونستم بهش نگم که وجودش چقد آرامش بخشه...😍
بهش نگاه کردم و از ته دل گفتم...
خدارو شکر که هستی....☺️
راوی:مرحومه ملیحه حکمت
#همسر_شهید_عباس_بابایی
🌷#شادی_روحشون_صلوات🌷
#زیارت بر شانہ های پســر
#مادر شهید شفیعی هنوز کربلا نـرفته .
شبی در خواب علی بهش می گه : روی شانه هایم بنشین تا ببرمت #کربلا .
مادر می نشیند و کربلا از شانه های پسرش پیاده می شود .
💟علی نخی به دستش می دهد وسر دیگر نخ را به دست خود می گیرد . قبرامام حسیــن (ع) و امام علـی(ع) و بقیه را بهش نشان می دهد . مادر برای زیارت می رود وبر می گردد .
باز بر شانه های #دست_پرورده شهیدش می نشیند وبه خانه باز می گردد .مادر از خواب می پرد .بوی عطـ✨ـری فضای خانه را تا مدتها پر کرده بود .وهر کس به دیدار ننه سکینه می آمد از این #گلابـــ🌸 خوش بو درخواست می کرد و #ننه_سکینه هم به اجبار می گفت : شیشه گلابی روی فرش شکسته وریخته که چنین بویی پخش می شود .
آری ،راهی که به قیمت خون پاکشون باز شد . #پس روا نیست مادر عزیز شهید در حسرت زیارت یار بماند.
#سردارشهید_علی_شفیعی
یاد عزیزش با صلوات
♥️🌷♥️🌷♥️🌷♥️
#راه_رجایی✔️
تعویض موڪت فرسوده ڪف اتاقش را ڪه مبلغ ناچیزی میشد نپذیرفت .
گفت : من چگونه نخست وزیری باشم ڪه روی موڪت با ڪفش راه بروم اما باشند مردمی محروم ڪه چیزی نداشته باشند روی آن بخوابند .
#رئیسجمهور
#مردمی
#مسئولین_واقعی
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
یاد عزیزش با صلوات
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•