eitaa logo
🌷 مکتب سردار سلیمانی🌷
938 دنبال‌کننده
21.4هزار عکس
7.9هزار ویدیو
33 فایل
سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی فرمودند: «تا کسی شهید نبود، شهید نمی شود. شرط شهید شدن، شهید بودن است. اگر امروز بوی شهید از رفتار و اخلاق کسی استشمام شد، شهادت نصیبش می شود. تمام شهدا دارای این مشخصه بودند».
مشاهده در ایتا
دانلود
🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊 در مکتب شهادت در محضر شهدا راه شهدا ، اعتقاد شهدا سردار شهید محمد اسلامی نسب ✍ یک عمل جراحی با رمز یا زهرا (س) چشمش آسیب دیده بود. دکترها گفتند: محمد بینایی‌اش رو از دست داده ، دیگه نمیشه کاری‌کرد و جراحی هم بی‌فایده است. اما محمد اصرار می‌کرد که شما عمل کنید وکاری به نتیجه‌اش نداشته باشید ، محمد این رو هم به دکترها گفت که فقط با ذکر یا زهرا(س) عمل رو شروع کنند. بعد از عمل دکترها از نتیجه‌ی جراحی حیرت زده شدند. عملِ جراحی موفقیت‌آمیز بود با رمز یا زهرا(س) 📚منبع:کتاب رواق‌خونی‌سنگر کجایندمردان الهی 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊
🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊 🌷🌷🌷🌷🌷 🌹🌹🌹 🌸 در مکتب شهادت در محضر شهدا راه شهدا ، عمل شهدا حتما_حتما_بخونید سلام دو تا خاطره زیبا از زندگیِ سردار شهید یوسف سجودی می‌نویسم ، یکی‌اش مخصوصِ خانومهاست و یکی‌اش مخصوصِ آقایون... خاطره_ی_شهید_ویژه_خانومها: همسر شهید میگه: زندگی‌مون با کمک‌خرجِ پدرش و درآمدِ ناچیزِ حوزه به سختی می‌گذشت. یه شب نان هم برا خوردن نداشتیم. بهش گفتم که چیزی نداریم. اونقدر این پا و اون پا کرد که فهمیدم پولش ته کشیده. حرفی نزدم و رفتم سراغِ کارهایم... وقتی برگشتم ، دیدم یوسف نشسته پایِ سفره... داشت گوشه‌هایِ خشک و دور ریزِ نان رو که از چند روز پیش مونده بود، می‌خورد... بهم گفت: بیا خانوم ! اینم از شامِ امشب... . خانوما_دقت_کنین: از همسر این شهید یاد بگیرین و چیزی رو نخواین که می‌دونین همسرتون توانِ مهیا کردنش رو نداره ، لطفاً با پایین آوردنِ سطح توقعاتتون کاری کنین که مردتون شرمنده نشه ، تا زندگیتون آرامش داشته باشه... . ___________________________________ خاطره_ی_شهید_ویژه_آقایون: یوسف بعد از مدتها خرید کرده بود. بهم گفت: خانوم! ناهار مرغ درست میکنی؟ هنوز آشپزی بلد نبودم. اما دل رو زدم به دریا و گفتم: چشم... مرغ رو خوب شستم و انداختم تویِ روغن. سرخ و سیاه شده بود که آوردمش سرِ سفره. یوسف مشغول خوردن شد. مرغ رو به دندون گرفته بود و باهاش کلنجار می رفت. مرغ مثلِ سنگ شده بود و کنده نمیشد. تازه فهمیدم قبل از سرخ کردن باید آب‌پزش می‌کردم. کلی خجالت کشیدم. اما یوسف می‌خندید و می‌گفت: فدای سرت خانوم! ‌. آقایون_دقت_کنید: همسرتون با عشق براتون غذا می پزه و توی خونه زحمت می‌کشه. اگه غذا خوب نبود و یا نقصی دیدین ، نباید به روش بیارین. یادمون نره که گاهی یه تشکر کردن ،کلِ خستگی رو از تن همسرمون خارج می‌کنه... شهدایی_زندگی_کنیم_تا_طعم_خوشبختی_رو_بچشیم . 📚 منبع خاطرات: مجموعه طلایه داران جبهه حق 7 ( کتاب شهید یوسف سجودی) فرمانده تیپ سوم لشکر 17علی بن ابیطالب علیه السلام 🌷 🕊🕊🕊 🌹🌹🌹🌹🌹 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
یاران حاج قاسم مدافعان حرم اعزام، دوقلوها به گریه افتادند هاشم برگشت و بغلشان کرد و هر سه خندیدند این عکس، یادگار ماند برای روزهای بی پدریشان شهید مدافع حرم 🌷 🌷ـــهدا شادی روح مطهرش صلوات
در مکتب شهادت در محضر شهدا راه شهید ، عمل شهید تو مراسم عروسی شان یه پارچه نوشته بود و نصب کرده بود روی دیوار با این عنوان:👇 عالم محضر خداست در محضر خدا گناه نکنید سردار شهید محمد گرامی جانشین ستاد لشکر ثارالله کرمان کجایند مردان خوب خدا کاش ما هم بشویم رهرو راه شهدا
در محضر شهدا راه شهید ، عمل شهید قرار بود فرح همسر شاه بیاد برای افتتاح شرکت مهدی خودش را به مریضی زده بود گفتم چرا نمیایی تو که مریض نیستی گفت جایی که زن بی حجاب باشه من نمیام سردار شهید حاج مهدی کازرونی
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 🌺🌺🌺🌺🌺 🌺🌺🌺 🌺 در محضر شهدا دفترچه خاطرات دفاع مقدس نماز شب و شهادت رزمی‌کار بود و خوش‌هیکل. قبل از اذانِ صبح دیدم نمازشب می‌خونه. با اون هیکلِ درشت مثل یه بچه سرش رو انداخته بود پایین. با آرامش خاصی حمد و سوره می‌خوند. رفت و رفت تا اینکه رسید به تشهد. یهو یه تیر اومد و خورد به سینه‌اش نمیدونم تیر ازکجا پیداش شد. درد می‌کشید اما به روی خودش نمی‌آورد. نمازش‌رو نشکست تا اینکه افتاد. دویدم و رفتم بالای سرش. دیدم آروم داره سلامِ آخرِ نماز رو میگه: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته... همراه با نمازشب تموم کرد و شهید شد. خاطره از شهید حبیب الله رحیمی 📚منبع: کتاب روایت مقدس 🌺 🌺🌺🌺 🌺🌺🌺🌺🌺 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
در محضر شهدا راه شهید ، عمل شهید سردار شهید محمدطایی یه پارچه نوشته بود میخواست نصب کنه گفت نگهش دار الان میام،رفت میخ بیاره برای نصب،صدای اذان بلند شد هرچه ایستادم نیامد از سنگر اومدم بیرون دیدم یه گوشه ایستاده داره نماز میخونه
در مکتب شهادت سبک زندگی شهدا راه شهید ، عمل شهید با هم رفتیم خونه شون باباش روی تخت خوابیده بود آنقدر پاهای پدر را بوسید تا بیدار شد طلبه شهید مهرداد خواجویی یاد عزیزش با صلوات
در مسیر عشق آغاز زندگی با شهدا تزیین ماشین عروس با عکس شهدا این هست زندگی به سبک شهدا سعادتمند و خوشبخت و عاقبت بخیر باشید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
پیراهنش را پاره کرد و چند جای زخم های بدن رزمنده را بست و آورکتش را هم در آورد و انداخت روی بدنش و گفت ببریدش عقب خودش ماند و یک زیرپوش گفتم حاجی لااقل آورکت منو بپوش گفت: بذار ماهم در اجر این شهدا شریک باشیم سردار شهید علی بینا
🌸💌🌸💌🌸💌🌸 در محضر شهدا شهید محمود فرزانه راه شهید ، کلام شهید غروب بود وضو گرفنه بودیم برا نماز برویم مسجد٬ شهید محمود فرزانه گفت فلانی از اینکه وصیت نامه شهدا را در مراسمات می خوانی چه احساسی داری؟ گفتم افسوس جاماندن ازقافله شهدا ٬گفت غصه نخور این هم حکمتی دارد٬ کارکمی نیست٬ سعادتی است که خدا لیاقت افسوس خوردن در وجود شما دیده است٬ ولی بدان که من وصیت نامه دارم ولی جنازه ندارم که مراسم بگیرید٬ گفتم اگرخدا به ما لیاقت داده مطمئن باش لیاقت گرفتن مراسم و خواندن وصیت نامه تو را هم میدهد٬فرمود انشالله٬ همینطور هم شد محمود جنازه نداشت ولی وصیت نامه و مراسم داشت٬ واقعا اینها باخدا معامله کرده بودند ٬مدتی بعد از شهادت درعالم خواب آمد گفت فلانی دیدی چقدر دلمان باهم بود یادش بخیر.  یاد یاران سفر کرده بخیر 🌸💌🌸💌🌸💌🌸
مردان بی ادعا مدافعان واقعی اسلام در عمل نه در حرف ترکشي به سينه اش نشسته بود برده بودنش برای آخرین عمل جراحي. قبل از عمل بلند شد که برود بهش گفتن : بمان! بعد از عمل مرخصت مي کنن اينجوري خطرناکه گفت: وقتي اسلام در خطر باشه من اين سينه رو نمي خوام...  خلبان شهيد احمد کشوري