ما تا وقتی به چیزی احساس نیاز نکنیم سراغش نمی رویم
یک موقع به ما می گویند فلان نماز ، فلان روزه فلان عمل مستحبی فلان ثواب رو دارد و ما بخاطر کسب آن ثواب ، آن عمل را انجام می دهیم.
اما یک موقع ما به آن عمل احساس نیاز پیدا می کنیم ، حس می کنیم باید انجامش بدیم ، وقتی این ضرورت در ما پیدا شد دیگر بخاطر ثواب آن عمل را انجام نمی دهیم.
وقتی کسی بخاطر ثواب عملی را انجام دهد مبتلا به عجب می شود یعنی به جایی می رسد که طلبکار می شود. احساس می کند باید ی چیزی بهش بدن ولی اگر کسی به عملی احساس نیاز پیدا کرد و انجام داد دائما خودش را محتاج آن عمل می بیند و خود را بدهکار می داند.
وقتی ما هنوز نفهمیدیم کتاب وجود ما قرآن است مسلما سراغ این کتاب نمی ریم ولی وقتی انسان از ظاهر و تن عبور کرد و به اصل خودش رسید و فهمید که نیاز واقعی او چیست دیگر نمی تواند قرآن را رها کند
ای کاش ما بفهمیم انسان به قرآن احتیاج دارد
ادامه دارد...
https://eitaa.com/maktubateman
🍀🍀🍀
رابطه ی انسان به خارج از خود
وقتی ما احساس گرسنگی می کنیم یعنی غذایی در خارج از وجود ما هست
وقتی احساس تشنگی می کنیم یعنی آب گوارا و لذیذ برای نوشیدن وجود دارد
وقتی احساس سرما می کنیم یعنی آتشی برای گرم کردن هست و وقتی احساس گرما می کنیم سایه ای برای پناه بردن به آن هست و...
واقعاً اگر غذا و آب و آتش و سایه ای نبود که احتیاجات درونی انسان را برآورده کند و انسان احساس گرسنگی و تشنگی و سرما و گرما می کرد معلوم می شد این نظام خلقت نقص دارد و به انسان ظلم شده است.
از طرفی معلوم می شود کسی که انسان را آفریده هست همان کسی است که جهان پیرامون او را و محل زندگی او را نیز آفریده است چون بین انسان و محیط زیست او ارتباط دقیق و کاملی وجود دارد. پس ما اینجا به وحدت در خالق می رسیم.
حالا این انسان که یک ارتباط دقیق با محیط زیستش دارد یک ارتباط هم با خالقش دارد که فطرتا به سوی او گرایش دارد.
یعنی انسان احساس می کند باید کسی را بپرستد باید از کسی تشکر کند باید در برابر عظمتی تعظیم کند پس قهرا باید این عظمت و نعمت دهنده باشد که انسان این نیاز درونی اش را با او برطرف کند.
اگر دید ما اینجور شد دیگر برای عبادت کردن خداوند شرط و شروط نمی گذاریم و دیگر عبادت ما رنگ عجب و خود پسندی به خود نمی گیرد چون همواره احساس می کنیم این ما هستیم که به این ارتباط احتیاج داریم کما اینکه به ارتباط با طبیعت محتاج هستیم.
هیچ موقع ما به طبیعت منت نمی گذاریم که از نعمت هاش استفاده می کنیم بلکه متشکر هستیم که نیاز ما را برآورده می کند پس همچنین به خالق هم نمی توانیم منت بگذاریم که او را عبادت می کنیم بلکه باید تشکر کنیم که اجازه داده عبادتش کنیم تا این نیاز فطری مان را هم پاسخ بدیم.
پس اینجا معلوم شد بین انسان و محیطش و خالقش یک رابطهی تنگانگ برقرار است.
اینجا است که قرآن معنا پیدا می کند ، چون سراسر قرآن از این ارتباط ها سخن گفته و دائما از طبیعت که برای انسان خلق شده و از خود انسان که برای خدا خلق شده سخن گفته.
قرآن کتاب وجود انسان است، یعنی اگر انسان بخواهد خودش را مطالعه کند که چیست و کیست چاره ای جز مراجعه به قرآن ندارد.
https://eitaa.com/maktubateman
🍀🍀🍀
فرق است بین عمل عبادی ای که در وقت مرده انجام میشه با عملی که برایش جداگانه وقت گذاشته میشه
مثلا شما می خواهید در طول روز پانصد صلوات هدیه به امام عسکری علیهالسلام بفرستید ، دو شکل می توانید این عمل را انجام بدید یکی وقتی که مثلا در حال رفتن به محل کار هستید در بین راه این کار را انجام بدید و دیگری به گونه ای که برای این صلوات وقتی را خالی کنید و فقط صلوات بفرستید و مشغول کار دیگری نباشید.
این ها با هم فرق دارند وقتی شما عملی را در وقت به اصطلاح پرت شده و مرده تون انجام می دهید نباید توقع داشت که همان اثری که در وقت خالی شده برای آن کار انجام شده ، داشته باشد
https://eitaa.com/maktubateman
🍀🍀🍀
فرق است بین کسی که امام زمان علیه السلام رو بخشی از زندگی اش قرار داده با کسی که آقا را هدف زندگی اش قرار داده
ما اگر با توسلاتمان به جایی نمی رسیم بخاطر این است که آن امام را الان برای حل شدن این مشکل می خواهیم و وقتی مشکل بر طرف شد کلا توسل و امام را فراموش می کنیم و دنبال زندگی مون هستیم ، تا وقتی که دوباره یک مشکل دیگر پیش بیاد.
اگر خیلی بهتر باشیم توسل به ائمه را بخشی از زندگی خود قرار می دهیم از جهت اینکه در زندگی مون توسل هم باشه.
به عبارت دیگر: مثلا اگر در زندگی مون فیلم دیدن و چیپس خوردن بخشی رو تشکیل داده ، مهمانی رفتن و مهمانی دادن بخش دیگری رو تشکیل داده ، سرکار رفتن و زحمت کشیدن برای معاش ، درس خواندن و خوابیدن بخش های دیگری رو تشکیل دادند ؛ توسلات و روضه ها و جلسات مذهبی و زیارت رفتن هم بخشی از زندگی مون رو تشکیل داده.
اکثر مذهبی ها اینجوری اند ، یعنی بخشی از زندگی شون اختصاص به خدا و پیغمبر و اهل بیت دارد و وقتی زیارت ها و روضه ها تمام شد به بخش های دیگر می پردازند.
ولی چیزی که باید در ما شکل بگیرد این است که ما باید تمام بخش های زندگی مون بخاطر تقرب به امام باشد یعنی اگر قرار است فیلم ببینیم باید ببینیم این فیلم در تقرب من به امام چه نقشی دارد ؟ اگر من را نزدیک می کند می بینم و اگر نه ، نه.
اگر این تفریح رفتن من را از امام دور می کند نمی روم ،اگر و اگر و اگر...
اینجا است که معلوم میشه ما برای چه و برای که داریم زندگی می کنیم و عمر خودمان را صرف می کنیم.
اگر مذهب و امام به جای اینکه بخشی از زندگی ما باشند اصل زندگی ما باشند به گونه ای که تمام بخش های دیگر زندگی بخاطر آن تنظیم بشوند آن وقت هست که از توسلات نتیجه می گیریم و حتی یک سلام دادن محضر امام زمان علیه السلام ما را رشد می دهد.
https://eitaa.com/maktubateman
🍀🍀🍀
#پیام_شما
#ناشناس
تجربه ی یکی از عزیزان پیرامون #عریضه نوشتن خدمت #امام_زمان علیهالسلام
الحمدلله رب الحسین
https://eitaa.com/maktubateman
🍀🍀🍀
هدایت شده از میثاق تاجیک
هدایت شده از میثاق تاجیک
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ كَتَبْتُ يَا مَوْلَايَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ مُسْتَعِيناً
وَ شَكَوْتُ مَا نَزَلَ بِي مُسْتَجِيراً بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ بِكَ مِنْ أَمْرٍ قَدْ دَهَمَنِي
وَ أَشْغَلَ قَلْبِي وَ أَطَالَ فِكْرِي وَ سَلَبَنِي بَعْضَ لُبِّي وَ غَيَّرَ خَطِيرَ نِعْمَةِ اللَّهِ عِنْدِي
أَسْلَمَنِي عِنْدَ تَخَيُّلِ وُرُودِهِ الْخَلِيلُ وَ تَبَرَّأَ مِنِّي عِنْدَ تَرَائِي إِقْبَالِهِ إِلَيَّ الْحَمِيمُ
وَ عَجَزَتْ عَنْ دِفَاعِهِ حِيلَتِي وَ خَانَنِي فِي تَحَمُّلِهِ صَبْرِي وَ قُوَّتِي فَلَجَأْتُ فِيهِ إِلَيْكَ
وَ تَوَكَّلْتُ فِي الْمَسْأَلَةِ لِلَّهِ جَلَّ ثَنَاؤُهُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْكَ فِي دِفَاعِهِ عَنِّي عِلْماً بِمَكَانِكَ
مِنَ اللَّهِ رَبِ الْعَالَمِينَ وَلِيِّ التَّدْبِيرِ وَ مَالِكِ الْأُمُورِ وَاثِقاً بِكَ فِي الْمُسَارَعَةِ
فِي الشَّفَاعَةِ إِلَيْهِ جَلَّ ثَنَاؤُهُ فِي أَمْرِي مُتَيَقِّناً لِإِجَابَتِهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِيَّاكَ بِإِعْطَائِي سُؤْلِي
وَ أَنْتَ يَا مَوْلَايَ جَدِيرٌ بِتَحْقِيقِ ظَنِّي وَ تَصْدِيقِ أَمَلِي فِيكَ فِي أَمْرِ كَذَا وَ كَذَا
فِيمَا لَا طَاقَةَ لِي بِحَمْلِهِ وَ لَا صَبْرَ لِي عَلَيْهِ وَ إِنْ كُنْتُ مُسْتَحِقّاً لَهُ
وَ لِأَضْعَافِهِ بِقَبِيحِ أَفْعَالِي وَ تَفْرِيطِي فِي الْوَاجِبَاتِ الَّتِي لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَغِثْنِي
يَا مَوْلَايَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ عِنْدَ اللَّهْفِ وَ قَدِّمِ الْمَسْأَلَةَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ
فِي أَمْرِي قَبْلَ حُلُولِ التَّلَفِ وَ شَمَاتَةِ الْأَعْدَاءِ فَبِكَ بُسِطَتِ النِّعْمَةُ عَلَيَّ
وَ اسْأَلِ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ لِي نَصْراً عَزِيزاً وَ فَتْحاً قَرِيباً فِيهِ بُلُوغُ الْآمَالِ
وَ خَيْرُ الْمَبَادِي وَ خَوَاتِيمُ الْأَعْمَالِ وَ الْأَمْنُ مِنَ الْمَخَاوِفِ كُلِّهَا فِي كُلِّ حَالٍ
إِنَّهُ جَلَّ ثَنَاؤُهُ لِمَا يَشَاءُ فَعَّالٌ وَ هُوَ حَسْبِي وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فِي الْمَبْدَإِ وَ الْمَالِ
ثم تصعد النهر أو الغدير و تعتمد بعض النواب إما عثمان بن سعيد العمري أو ولده محمد بن عثمان أو الحسين بن روح أو علي بن محمد السمري فهؤلاء كانوا نواب المهدي ع فتنادي أحدهم و تقول
یا فلان بن فلان (به جای فلان بن فلان نام نایب خاص آن حضرت گفته شود)
سلام عليك أشهد أن وفاتك في سبيل الله و أنت حي عند الله مرزوق
و قد خاطبتك في حياتك التي لك عند الله جل و عز و هذه رقعتي و حاجتي إلى مولاي ع فسلمها إليه فأنت الثقة الأمين
ثم ارمها في النهر تقضى حاجتك إن شاء الله تعالى و منها
سپس، نوشته را در نهر، چاه یا برکه آب بیاندازد که حاجت او برآورده خواهد شد (انشاء الله)
(( النجم الثاقب ))