هدایت شده از خانومِ مارپل
تقدیم به ملجا✨
برای تو که گویی در میانِ شلوغیِ دنیا، جایگاهِ ویژهی خودت را یافتهای؛
نه آنچنان در خود فرو رفته که از جهان بیخبر باشی، و نه آنچنان در میانِ جمع که خود را گم کنی. در نگاهت، برقی از بازیگوشی موج میزند که گاه، لبخندی ناخوانده بر لبِ اطرافیان مینشاند و دانههایی از شوخیهایِ زیرکانه میپراکنی که فضا را از یکنواختی در میآورد.
اما در پسِ این بازیگوشیها، گویی رودخانهای آرام و عمیق جاریست؛ رودخانهای که با سنجش و تدبیر، مسیرِ خود را مییابد. هر سخن و هر نگاهت، بر پایهی استدلالی استوار است که چونان فانوسی، راه را بر تردیدها مینمایاند.
ملجأ
تقدیم به ملجا✨ برای تو که گویی در میانِ شلوغیِ دنیا، جایگاهِ ویژهی خودت را یافتهای؛ نه آنچنان د
وای:))))
خیلی خیلی قشنگ بود❤️❤️✨✨
تقدیم به ایشون
شخصیت:
فوقالعاده بااعتمادبهنفس و مستقل.
خیلی کم عصبانی میشه، ولی وقتی بشه، همه متوجه میشن.
از آدمهای ریاکار خوشش نمیاد.
ظاهرش سرد و دستنیافتنیه، اما برای آدمهای مورد اعتمادش بهشدت محافظتکنندهست.
اهل انتقام کورکورانه نیست؛ بیشتر از اون آدمیه که صبر میکنه و زمان مناسب رو انتخاب میکنه.
عادتها:
موقع فکر کردن با زنجیرها، انگشترها یا گردنبندش بازی میکنه.
همیشه یک کتاب نیمهخوانده کنار تختش داره.
شبها بیدار میمونه و روزها خوابآلود به نظر میرسه.
وقتی کسی اعصابش رو خرد میکنه، بهجای دعوا فقط یه لبخند خیلی آروم میزنه؛ و این ترسناکتره.
چند نکته جالب:
عاشق گربههای سیاهه.
اسم همه گیاهها و گلهای سمی رو بلده.
حافظه خیلی قوی داره و حرفهای آدمها رو سالها یادش میمونه.
از بارون لذت میبره و عمداً بدون چتر بیرون میره.
برعکس ظاهر ترسناکش، بچهها و حیوانات خیلی راحت بهش نزدیک میشن.
تقدیمی به ایشون
شخصیت:
فوقالعاده کاریزماتیکه و میدونه چطور توجه بقیه رو جلب کنه.
اعتمادبهنفسش خیلی بالاست، اما بیشتر شبیه «من میدونم کی هستم» تا غرور خالص.
با آدمهای غریبه کمی مرموزه و هیچوقت همهی احساساتش رو نشون نمیده.
شوخطبعی طعنهآمیز داره؛ از اون آدمهایی که وسط یک موقعیت جدی یه جمله میگه و همه رو گیج میکنه.
نسبت به آدمهایی که دوستشون داره به شکل عجیبی محافظهکاره، ولی سعی میکنه این موضوع رو پنهان کنه.
عادتها:
مدام با انگشترها و دستبندهاش بازی میکنه وقتی در فکر فرو میره.
شبها بیشتر از روزها بیداره و بهترین ایدههاش نصفهشب به ذهنش میرسن.
وقتی عصبی میشه لبخند میزنه؛ همین باعث میشه کسی متوجه حال واقعیش نشه.
عادت داره پیامها رو بخونه و چند ساعت بعد جواب بده، حتی اگر همون لحظه آنلاین باشد.
همیشه یک آهنگ توی ذهنش در حال پخش شدنه.
چند فکت جالب:
رنگ موردعلاقهاش احتمالاً بنفش تیره و مشکیه، نه به خاطر غمگین بودن؛ به خاطر اینکه این رنگها رو «باشکوه» میدونه.
اگر حیوان خانگی داشت، احتمالاً یک گربهی سیاه بسیار لوس و بداخلاق بود.
حافظهی عجیبی برای حرفهای کوچیک آدمها داره؛ ممکنه بعد از دو سال چیزی رو یادت بیاره که خودت فراموشش کردی.
از اینکه بقیه فکر کنن قابل پیشبینیه متنفره.
ظاهرش طوریه که همه فکر میکنن خیلی اجتماعی و پرانرژیه، اما در واقع برای شارژ شدن نیاز به تنهایی داره.
اگر عاشق کسی بشه، احتمالاً اول خودش متوجه نمیشه. فقط ناگهان میبینه تمام توجهش روی یک نفر متمرکز شده.
تقدیم به ایشون
شخصیت:
مهربان اما گوشهگیر
با آدمها بدرفتاری نمیکنه، ولی خودش هم بهراحتی به کسی نزدیک نمیشه.
ترجیح میده شنونده باشه تا گوینده.
بسیار صبور، بهندرت از کوره در میره.
حتی وقتی ناراحته، معمولاً سکوت میکنه و اول فکر میکنه.
نوستالژیک ارزش خاطرات رو بیشتر از اشیا میدونه.
ممکنه یه تکه کاغذ قدیمی رو بیشتر از یک شیء گرانقیمت دوست داشته باشه.
قبل از اینکه درباره کسی نظر بده، سعی میکنه داستانش رو بفهمه.
معتقده هر آدمی دلیلی برای رفتارهاش داره.
عادتها:
همیشه چند کتاب را همزمان میخواند و هیچکدام را کامل تمام نمیکند.
چای یا قهوهاش اغلب سرد میشود چون وسط فکر کردن یادش میرود بنوشد.
صدای باران را از موسیقی بیشتر دوست دارد.
برگهای خشک، گلهای خشکشده یا اشیای کوچک عجیب را لای کتابهایش نگه میدارد.
گربهها معمولاً بیدلیل دوستش دارند.
چند فکت جالب:
تاریخ اولین دیدار با آدمهای مهم زندگیاش را حفظ میکند.
اگر کسی هدیهای کوچک به او بدهد، احتمالاً سالها نگهش میدارد.
حافظهاش برای جزئیات عجیب بسیار قوی است؛ مثلاً یادش میماند یک نفر هفت سال پیش چه کتابی دستش بوده.
شبها بیشترین آرامش را دارد و احساس میکند دنیا ساکتتر و واقعیتر میشود.
اگر ناراحت باشد، بهجای حرف زدن، شروع به مرتب کردن کتابها یا نوشتن میکند.
تقدیم به ایشون
شخصیت:
ظاهرش خیلی کاریزماتیک و پر زرقوبرق است، اما برخلاف چیزی که اول به نظر میرسد، آدمی نیست که مدام دنبال جلب توجه باشد. توجه خودش به سمتش میآید.
شوخطبع و طعنهزن، باهوش و تیزبین
کمی خودشیفته، ولی نه به شکل آزاردهنده
در جمع پرانرژی و نمایشی در تنهایی بسیار آرام و متفکر
احساسات عمیقی دارد اما به سختی دربارهشان حرف میزند
وقتی کسی را دوست داشته باشد، به شکل عجیبی مراقبش میشود، ولی مستقیم ابراز علاقه نمیکند.
عادتهای عجیب:
هیچوقت بدون چند انگشتر از خانه بیرون نمیرود.
اگر عصبی باشد، مدام انگشترهایش را میچرخاند.
ساعت ۳ صبح اوج فعالیت ذهنیاش است.
ایدههای عجیب، شعرها و نقشههایش معمولاً آن موقع به ذهنش میرسند.
گاهی بدون اینکه متوجه شود مدت زیادی به چهره افراد نگاه میکند.
نه از روی بیادبی؛ صرفاً دوست دارد جزئیات را بررسی کند.
برگ خشک، بلیت قدیمی، پر پرنده، تکههای کاغذ با دستخط جالب...
اتاقش پر از یادگاریهای بیارزشی است که فقط خودش دلیل نگه داشتنشان را میداند.
چند فکت جالب:
صدای خیلی زیبایی دارد ولی جلوی دیگران کم آواز میخواند.
حافظه فوقالعادهای برای جزئیات دارد؛ ممکن است حرفی را که کسی شش ماه پیش زده یادش باشد.
عاشق رنگ بنفش است اما هیچوقت اعتراف نمیکند.
اگر عاشق شود، تبدیل به حسودترین آدم دنیا میشود، ولی وانمود میکند اصلاً اهمیتی نمیدهد.
از گربهها بیشتر از آدمها خوشش میآید.
وقتی واقعاً خوشحال باشد، ناخودآگاه موهایش را پشت گوشش میزند.
برخلاف ظاهر اشرافی و مرتبش، اتاقش معمولاً فاجعه است.
تقدیم به ایشون
شخصیت:
این آدم مثل یک خورشید متحرک است.
از آن آدمهایی که وارد یک جمع میشوند و ناگهان همه جا زندهتر به نظر میرسد اجتماعی و خونگرم، خوشبین حتی در شرایط بد، احساساتی اما نه ضعیف، کمی شیطون و بازیگوش، عاشق خنداندن دیگران.به طرز عجیبی همدلی بالایی دارد
ولی پشت آن لبخندهای همیشگی، خیلی بیشتر از چیزی که نشان میدهد فکر میکند.
وقتی ناراحت باشد معمولاً به جای گریه کردن، سعی میکند بقیه را بخنداند.
عادت ها:
همیشه از چیزهای عجیب عکس میگیرد
گربهای که وسط خیابان خوابیده، شکل جالب ابرها، فنجان چای نصفه، دوستی که حواسش نیست
گالری گوشیاش پر از عکسهای بیربط اما دوستداشتنی است.
وقتی حواسش نباشد زیر لب آهنگ میخواند. بعضی وقتها خودش هم متوجه نمیشود.
مدام با انگشترها، دستبندها یا زنجیرهای لباسش بازی میکند. این کار برایش آرامشبخش است.
جزئیات کوچک را یادش میماند
و از آن آدمهایی است که میگوید:
"من حسود نیستم."
در حالی که دقیقاً حسود است.
فکت های جالب:
تقریباً با هر حیوانی ظرف پنج دقیقه دوست میشود.
اسم گذاشتن روی وسایلش را دوست دارد. احتمالاً دوربین، لپتاپ و حتی گیاهش اسم دارند.
حافظه افتضاحی برای تاریخها دارد اما کوچکترین جزئیات احساسی را یادش میماند.
وقتی هیجانزده میشود خیلی سریع حرف میزند.
نصف شب ناگهان ایدههای عجیب به ذهنش میرسد و مجبور میشود یادداشتشان کند.
آدمها معمولاً فکر میکنند همیشه خوشحال است، اما واقعیت این است که فقط بلد است غمهایش را قشنگ پنهان کند.