تایفون: قهوه درست کردنشون
پاش سرخورد افتاد زمین
اونجا که فکر میکرد خانوم اوه خوابیده🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
﹏خونـهِامنِمآمانـی˖⑅
-
دختره حس حال فیلم و داستان و خیلی خوب میرسونه ادم لذت میبره از دیدنش
قبل شیش خوابیدم یکم استراحت کرده باشم وقتی بیدار شدیم با فسقلی ۶ نیم بود دیدم مادرشوهر اماده نشسته و به فسقلی میگه برو لباس بپوش بریم شستم خبر داد که میخواد با ما بیاد💔😩
تودلم گفتم خدایا نمیتونم تنها یجایی بریم همه جا باید باشه راه افتادیم نزدیک حرم یهو گفت میرم حرم هیچی خداروشکر رفت ماهم رفتیم دکتر ۴ نفر جلومون بودن دیگه اونا رفتن نوبت ما شد رفتیم به سختی کوچولورو معاینه کرد خانوم دکتر براش چهارتا شربت و قطره نوشت که خیلی خوشگل بودن فردا عکس میگیرم منم دلم خواست بخورم(قطعا میخورم ببینم چه مزه ای هستن) دیگه اومدیم خونه و تا همین الان که فسقلی دراز کشیده داره میخوابه بغلم بود خدایی خسته شدم🥲
ان شاءالله دارو ها تأثیر مثبتشون بزارن بچم خوب بشه