ناهار خوردیم همه ظرفارو شستم سیخارو شستم ( چه جاری خوبی هستم؟🤣) دیگه سبد و جمع کردیم بریم بیرون چایی بخوریم
خسته شدم فسقلی ام خیلی بازی کرد تو ماشین خوابش برد همه لباساشم کثیف کرده😩🤣
.
دیده در هجر تو شرمندۀ احسانم کرد
بس که شبها گهر اشک به دامانم کرد. . .
.
عاشقان دوش ز گیسوی تو دیوانه شدند
حال آشفتۀ آن جمع پریشانم کرد. . .
.
تا که ویران شدم آمد به کفم گنج مراد
خانۀ سیلغم آباد که ویرانم کرد. .
.
شمّهای از گل روی تو به بلبل گفتم
آن تُنُک حوصله رسوای گلستانم کرد. . .
.
داستان شب هجران تو گفتم با شمع
آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد. . .