.
دیده در هجر تو شرمندۀ احسانم کرد
بس که شبها گهر اشک به دامانم کرد. . .
.
عاشقان دوش ز گیسوی تو دیوانه شدند
حال آشفتۀ آن جمع پریشانم کرد. . .
.
تا که ویران شدم آمد به کفم گنج مراد
خانۀ سیلغم آباد که ویرانم کرد. .
.
شمّهای از گل روی تو به بلبل گفتم
آن تُنُک حوصله رسوای گلستانم کرد. . .
.
داستان شب هجران تو گفتم با شمع
آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد. . .
با خوندن تموم پیامای چنل شوکول جان چقدر ناراحت شدم برای دخترای سختی کشیده. .
تا همین الان از یکساعت و نیم پیش داشتیم با پسربزرگه حرف میزدیم و دلداری بهم میداد که ناراحت نباشم از موضوع طلاق و مشکلاتی که مجردی داشتم و سعی کنم ازشون گذر کنم
میدونم سخته خودم با گوشت و خون کشیدم ولی ته صبرتون یه خوشی خوب منتظره فقط صبر کنید:))
سلام صبحتون بخیر همراه هستیم با صدای جیک جیک گنجیشک های گوگولی😌🌞
پراز انرژی هستم برای تمیزکاری پسربزرگه رو راهی کنیم بیوفتیم به جون خونه🩰
وقتی شروع کنم میام اینجا ساعت میزنم ببینم چند ساعته تموم میشه
میخواستم قبل و بعد بگیرم دیدم اصلا نمیشه ابروم میره🤣