میخواستم چایی بخورم مامانم گفت خرما گفتم نه گفت قند گفتم نه گفت کشمش گفتم نه گفتن چرا؟
گفتم نخورم بهتره وقتی اینهمه جلوی خودم گرفتم جلوی مورده علاقه هام اینا که چیزی نیست وقتی بخورم حتی کم دیگه اون سپری که درست کردم برای نخوردن شیرینی جات آروم آروم شکسته میشه دوست ندارم از این سن قرص قند بخورم تا چندسال بعد بشم مثل بابام که بخوام برای هر وعده انسولین به خودم تزریق کنم. جلوی خانواده کوچیکم خودم و قوی نشون میدم ولی ته دلم از این موضوع ناراحته زانوهاش و بغل کرده و شاید گریه هم میکنه. . .
مهمونی ام تموم شد اومدیم خونه خیلی خسته شدم 👛
بعضی آدمارو هرکاری کنی بیشعوری تو ذاتشونه تو خونشونه پاک نمیشن والا😏
خب نرفتم حالم خوب نیست الان برم خونه با فسقلی تنهاییم تا اخرشب که پسربزرگه بیاد بمونم مامانم مراقب فسقلی باشه😢