هدایت شده از مَحی
مامانی سلام.
روز ها کنارت سپری شده و اکنون من بیست و چند ساله هستم؛ در کنارت قد کشیدم و از گرمای وجودت گرم شدم، روز ها با را با دیدن چهره زیبایت سپری و شب ها را با نوازش دستانت به خواب رفتهام. چه روز های آزارت دادم و دم نزدی چه روز هایی آرامشت را گرفتم و تو تنها لبخند زدی. چه روز هایی با درد وجود من از خواب بیدار میشدی و من را چندین ماه در وجودت پروراندی. مادر عزیزم این نامه پیش قدم شده تا بوسه ای بر دستانت بزند. بر دستان خسته ات که بیست و چند سال مرا به آغوشت رهنما شدند.
چایی دم کردم فسقلی ناهارخورد باهم اومدیم بالکن بازی کنه بنده هم چایی بخورم😌✨
هفته قبل کوکی جو پرک
این هفته نون ارده که با موفقیت بود میرن تو دفتر آشپزیم✨