من هیچ بلد نیستم دستور پخت بنویسم فقط کارایی که خودم انجام میدم و نوشتم امیدوارم که خوب شده باشه و اگه درست کردین راضی باشین ✨
﹏خونـهِامنِمآمانـی˖⑅
بازم مــسابقه داره مـــائده گلییییی😍🎀🥨 یه دورهمی دختــــرونه و پـاستل رنـــگی تو ایــتا 🧖🏻♀💅👛 کان
بچه های نازم من هیچ وقت تو مسابقه ها شانس نداشتم ولی این و سین بزنید یبار شرکت کنم ببینم چی میشه ممنونم
بعد از اینکه پسربزرگه رفت من خیلی یهویی افتادم اصلا حال نداشتم یکم چرت زدم اگه بشه چرت حسابش کرد چون فسقلی عروسکشو همش میکرد تو چشم و دهنم. . برای اینکه یکم حالم اوکی تر بشه اومدم بالکن هوا بخورم که بعد برم چایی بخورم تا فول بشم. . ظرفای ناهار بشورم. . شاید یکم حلوا درست کردم. .
#مامان.
هدایت شده از باغِ هَیاهو
مغزم لحظه به لحظه بیشتر ازت متنفر میشه و حرفای بیشتری به ذهنم میاد که میتونم باهاش با خاک کوچه یکسانت کنم. صدرحمت به سوسکای فاضلاب توی کوچه تو از اوناهم منفور تری، خدا خیلی صبوره به نتانیاهو و ترامپ و یزید صبوری میکنه... بعید میدونم به اینزودیا دهنت سرویس بشه شاید اصلا همش بمونه واسه اون دنیا... من ازت متنفرم و دوسدارم خودم با دستای خودم خفهت کنم🤫
🎀چه خبر خوبی نخود دیدم کنار غذاهات دلم خواس یکم از فریزر گذاشتم بیرون یخش وا شه منم کنار غذام بپزم
+
الحمدالله امروز خوبم خداروشکر
وای خیلی خوشمزه میشه من عاشقشم تو ماکارونی سوپ غذاهای دیگه. .
نزدیک ساعت ۹ بود مشغول اتو کردن لباسای پسر بزرگه بودم که یهو زنگ زد گفت شام مامان و بابام میان خودم یه چیزی میخرم سریع یدونه پیرهن مونده بود اتو کردم. . خونه مرتب کردم. . شربت نعنا درست کردم. . تا کارم تموم شد اومدن شام خوردیم رفتن. . منم برای خودمون چایی دم کردم. . ظرفارو شستم. . با فسقلی بالشت بازی کردیم دماغشو گاز گرفتم لپاشو کشیدم قرمز قرمز شده بود. .لباسشو مرتب کردم بغلش کردم با عروسش(عروسک) خوابید. .حالا وقتشه برم چایی بخورم سرم درد میکنه. .
#مامان.