🕌 شعر کودکانه امام حسین علیه السلام
🌷 هیئت ما كوچيكه
🌷 فقط يه پرچم داره
🌷 بابا جونم برامون
🌷 شربت و شير میاره
🌹 نذر علی اصغره
🌹 شربت و شير شيرين
🌹 باهم میگيم يا حسين «ع»
🌹 بابام میگه : آفرين !
✍ شاعر : مهری ماهوتی
#محرم #امام_حسین #کربلا #هیئت_کودکان_حسینی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم وَ الِعَن أعدائهم أَجْمعين
🍎مطلب شماره 80
وَ نَقَلْتُ مِنْ تَارِيخِ الْبَلاذُرِيِّ أَنَّهُ لَمَّا وَافَى رَأْسُ الْحُسَيْنِ سلام اللّه علیه الْمَدِينَةَ سُمِعَتِ الْوَاعِيَةُ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ فَقَالَ مَرْوَانُ بْنُ الْحَكَمِ-
ضَرَبَتْ دَوْسَرُ فِيهِمْ ضَرْبَةً-أَثْبَتَتْ أَوْتَادَ مُلْكٍ فَاسْتَقَرَّ-ثُمَّ أَخَذَ يَنْكُتُ وَجْهَهُ بِقَضِيبٍ وَ يَقُولُ-
يَا حَبَّذَا بَرْدُكَ فِي الْيَدَيْنِ-وَ لَوْنُكَ الْأَحْمَرُ فِي الْخَدَّيْنِ-كَأَنَّهُ بَاتَ بِمِجْسَدَيْنِ -شَفَيْتُ مِنْكَ النَّفْسَ يَا حُسَيْن.
🍐بحار الأنوار 45/124
از تاريخ بلاذرى نقل شده: موقعى كه سر امام حسين سلام اللّه علیه وارد مدينه شد از هر طرفى صداى شيون شنيده شد و مروان بن حكم اين شعر را خواند:
سر مردان (برجسته بنى هاشم) زده شد و پايههاى سلطنت (بنى اميه) مستقر و ثابت گرديد. سپس با چوب دستى به صورت آن حضرت ميزد و ميگفت:
چقدر نيكو است قوت و تسكينى كه در دستهاى تو ميباشد و رنگ دو گونههاى صورت تو كه قرمز است.
گويا: با پيراهنى كه بجسد او چسبيده باشد. يا حسين من انتقام خود را از تو گرفتم.
مقتل طلاب
https://eitaa.com/joinchat/3240296581Ca0c7291a49
ارسالی مبلغ امین : علی حاتمی
#شب_هفتم_محرم
مثلِ پَرَنـدِه 💔
بٰال گُشـودے🕊ٖ رَهـا شُـدے
ڪوچِڪتَریـٖن سِتـٰاره⭐️
ٔ سـرِ نیـزِههٰا شُـدے 😭
#یـا_بـاب_الحوائــج💚
#بأے_ذنب_قتلٺ💔🍂
نریمانی،حضرت علی اصغر.mp3
13.77M
🔳 #واحد #شب_هفتم #محرم
چشمای ناز تو رو بستم علی
خوابیدی آروم روی دستم علی
🎤 #سید_رضا_نریمانی
#السلام_علیک_یا_اباعبدالله_ع
#آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان_عج
[💔]
اکبر یا اصغر بودنتان
فرقی نمیکرد...
علی بودنِتان کافی بود
تا داغِتان را بر سینهٔ حُسین بنشانند ..
#الرضیعالصغیر
حنجرت را بهانه می دیدند
بغض ِشان جنگ با علی دارد
کوفه با دیدنت هراسان گفت:
چقدرکـــــربلا علـــــــی دارد...
#شبهفتم
#وحید_قاسمی
با چه رو خیمه بَرَم این سرِ آویزان را
چه کنم مشکلِ این حنجر خون ریزان را
به سفیدیِ گلوی تو کسی رحم نکرد
رسمِ کوفیست بگیرند هدف، مهمان را
تا که بر روی زمین خیمهی سقا افتاد
پدرت از نفس و مادرت از پا افتاد
به همه رو زدم اما چه کنم، خندیدند
چشمها تا که به چشم تر بابا افتاد
؟؟
#شبهفتم
رباب است و خروش و خسته حالی
به دامن اشک و جای طفل خالی
اگر گهواره را پس داده بودند
دلش خوش بود با طفل خیالی
#حضرت_علی_اصغر
#شب_هفتم | #محرم