eitaa logo
اندیشکده فقهی مناط
492 دنبال‌کننده
132 عکس
45 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
📌آدرس های در شبکه های اجتماعی: https://ble.im/manaatt https://eitaa.com/manaatt https://instagram.com/manaatt.insta 🔹جهت پیگیری مباحث نشست، آدرس های فوق را دنبال کنید.🔹 @manaatt
📌 نشست اول: 📌 سرفصل مباحث مطرح شده (ان شاءالله مشروح مباحثات نشست بعد از ایام اربعین منتشر خواهد شد) @manaatt
28.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 گزارش نشست اول: 🎞 🔸 نگاهی به پیشینه تاریخی فقه نظام تا دوران محقق کرکی 🔸 اداره جامعه به صورت کارآمد در جهت غایات دین به عنوان نخ تسبیح مساله فقه نظام 🔸 انسجام در فقه اصغر در کنار سازگاری فقه اکبر 🔸 لزوم بنای تمامی ابعاد نظام بر اساس مبانی اسلامی به منظور نیل به اسلامیت جامعه @manaatt
📌 گزارش نشست اول: #ماهیت_شناسی_فقه_نظام 📝 #عکس_نوشت @manaatt
📋 گزارش نشست اول: استاد عبد المجید مقامی 🔸 لازم است که مقدمه مباحث فقه نظام، تبیین پیشینه تاریخی آن و پیشینه تاریخی فقه حکومتی باشد. می‌توان فقه حکومتی و فقه نظام را ضمن بازخوانی تلاش‌های علما در چهار دوره بررسی کرد: شیخ مفید در عصر عباسی، محقق کرکی در صفویه، میرزای نایینی در مشروطه و امامین انقلاب اسلامی در دوره حاضر 🔸 شیخ مفید در عصر عباسی : شیخ مفید در شرایط ویژه تاریخی قرار داشت. در کتابهای او فتاوای نابی را درباره فقه حکومتی پیدا می‌کنیم. وی برای اولین بار مسئله پذیرش ولایت حاکم جور را وارد فقه می‌کند که شیخ انصاری در مکاسب به این مسئله می‌پردازد. شیخ مفید در المقنعه می‌فرماید: فقیه اگر از جانب سلطان جور نصب شود گاه بر او واجب است که آنرا بپذیرد. در اوائل المقالات به شرایط فقیه برای پذیرفتن ولایت می‌پردازد و می‌گوید در صورت داشتن این شرایط او منصوب از جانب امام زمان‌(عج) می‌باشد. شرایط مطرح شده توسط ایشان برای پذیرفتن ولایت عبارت است از: - فقیه یا لااقل آشنا با فقه باشد - باعث حمایت از مردم شود - باعث ظلم بر مردم نشود - خود به گناه نیفتد - توانایی مدیریت داشته باشد اگر این شریط را نداشت و حکم سلطان را پذیرفت گناه کرده و منصوب از جانب حضرت نمی‌باشد. می‌توان این روش شیخ مفید در برقرار کردن رابطه بین جامعه شیعی و حکوت جور را در تنبیه الامه مرحوم نائینی نیز ببینیم. ایشان در باب پذیرش ولایت از جانب سلاطین جور بر شایسته سالاری تاکید دارد که می‌توان از این مسئله برای اثبات فنون مدیریت برای ولی فقیه بصورت ذاتی یا اکتسابی استفاده کرد. از همین فتاوا می‌توان برای تشکیل تمدن نوین اسلامی استفاده کرد. آیا باید به کشور ایران بسنده کرد و یا اینکه اتحادیه ملل مسلمان باید به عنوان تمدن اسلامی در نظر گرفته شود؟ فقهای دیگر مثل سید مرتضی، شیخ طوسی، محقق حلی و شهیدین و ... فروعات متعددی را با توجه به مقتصیات زمان و شرایط حکومت که در زمان ایشان وجود داشته درکتب خویش استخراج کردند. 🔸 محقق کرکی در زمان صفویه : صفویه مذهب رسمی را تشیع اعلام کرد. از آنجا که امکان تولید قانون را نداشتند و از طرفی سابقه تقنین در این ابعاد هم وجود نداشت دچار خلا تولید قانون بودند و مشکلات حکومتی و حکمرانی را پاسخگو نبودند. دولت صفویه شصت نفر از فقها مثل مرحوم کرکی، شاگردان شهیدین و شیخ بهایی و پدر وی را از لبنان به ایران دعوت کرد. شاه طهماسب، محقق کرکی را نائب امام زمان و خود را نائب وی معرفی کرد و اختیارات و موقعیت زیادی را به او داد. محقق کرکی اختیارات تامی به تمام کارگزاران صفویه داد. نامه‌های شاه طهماسب در مقام محقق کرکی و تبعیت از ایشان موجود است. او از این موقعیت استفاده کرد و بخشنامه‌هایی را برای تمام کارگزاران در تمام رده‌ها نوشت که باید اولاً فقه و ثانیاً عدالت را پیاده کنید. وی این نامه‌ها را به سراسر کشور فرستاد و شاگردان خود را به عنوان نماینده در کنار کارگزاران به عنوان ناظر و آموزش مردم گسیل می‌داد. این نمایندگان به مردم حقوقشان را آموزش می‌دادند تا اگر به ایشان ظلمی شد بتوانند حق خود را استیفا کنند. کارگزاران چالش‌هایی که در مسائل فقهی بوجود می‌آمد را به مرحوم کرکی ارسال می‌کردند و ایشان هم فتاوای جدید را استخراج می‌کرد. @manaatt
📋 گزارش نشست اول: حجت الاسلام سیدسجاد ایزدهی قسمت اول: 🔸 ابتدا باید چهار واژه توضیح داده شود: نظام، نظام فقه، فقه نظام و فقه سیاسی در نظام. بحث ما در زمان اقتدار فقه است و بررسی تاریخی آن باید با در نظر گرفتن آن باشد. 🔸 نکته اول: فقه گاه به دنبال پاسخ دادن به نیازهای زندگی مومنانه افراد است و گاه از سطح زندگی مومنانه افراد بالاتر می‌رود و می‌خواهد زندگی اجتماعی، سیاسی و حکومتی مردم را اداره کند. صورت مسئله ما در فقه نظام اینجاست. در دوران حاضر ما با یک نظام مواجهیم که در گذشته اینگونه نبوده. با توجه به خاتمیت، شمولیت، همه زمانی، همه مکانی و همه افرادی فقه باید در حال حاظر هم نیازهای نظام را پاسخگو باشد. این پاسخگویی مقید هم نیست. فقه از قرن چهارم تا کنون دچار تحولات زیادی شده و در دوران کنونی صورت مسئله این است که یک فقیه در منصب است و می‌خواهد یک نظام را در همه شئونش اداره کند. اعم از مومنان و غیر آن؛ لذا باید بتواند پاسخی برای این مسئله تدارک کند. 🔸 نکته دوم: نظام چیست ؟ برای مثال تسبیح مجموعه‌ای از اجزاء دارد که با یک نخ اتصال به هم پیوسته شده و منظم و غرضمند است و اگر اینگونه نباشد به کار نمی‌آید. تسبیح در واقع مجموعه اجزاء به سمت یک غایت بیرونی و دارای یک انسجام درونی و یک شکل و ساختار مشخص است که بر اساس یک عقلانیت مشخص می‌توان از آن استفاده کرد و به کار گرفت. به عبارت دیگر حلقه مفقوده ما در بحث فقه نظام کارآمدی است. اگر نظام کارآمد نباشد و لو حجت باشد به کار نمی‌آید. لذا منظور از نظام یک موجود زنده، فقال، پویا، هدفمند، منسجم و عقلانی است. در این مسئله گاه نظام خرد و گاه یک نظام کلان داریم که جمع خرده‌نظام‌هاست. ما در جامعه‌ای قرار داریم که خرده‌ نظام‌های فرهنگ، سیاست، امنیت و ... دارای منطق پیشینی و غایت پسینی دور هم جمع شده و دارای کارامدی مورد انتظار است. آیا فقه می‌تواند با این امر و نظام کاری نداشته باشد و در نسبت با این مسئله ساکت باشد؟ منطق جامعیت و خاتمیت دین می‌گوید باید برای آن پاسخ درخور داشته باشد. 🔸 محقق نائینی که نظریه سلطنت مشروطه را طرح کرد این کار را متناسب با زمان خود انجام داد. لذا آن رویکردها در زمان حاضر قابل پیاده‌سازی نیست زیرا نظامی وجود نداشت که بخواهیم از آن برای وضعیت کنونی استفاده کنیم. @manaatt
📋 گزارش نشست اول: حجت الاسلام سیدسجاد ایزدهی قسمت دوم: 🔸 امروز در جمهوری اسلامی نظام هست، فقه هست، اما این فقه تبدیل به فقه نظام نشده است. وقتی از فقه نظام صحبت می‌کنیم منظور این است که نخ تسبیح فقه نظام، اداره همه کشور به سمت صلاح و غایات دین است. [به دیگر سخن آنچه باعث انسجام اجزاء مختلف فقه نظام می شود لزوم ارائه فقهی است که منجر به اداره کارآمد جامعه در مقام عمل شود.] فقه حکومتی حدود بیست سال است ادبیاتش موجود است. اما رهبری اخیراً فرموده‌اند: که ما به فقه نظام نیاز داریم یعنی اگر فقه حکومتی در قالب فقه نظام شکل نگیرد فایده‌ای ندارد. 🔸 ما دو تعبیر داریم فقه نظام و نظام فقه : اگر فقه مبتنی بر یک سری اجزاء نامرتبط باشد نمی‌تواند کارآمد باشد. برای مثال بلوغ دختران در عرصه سیاسی و شرعی و حقوقی بدون یک منطق کلی متفاوت است در حالی که این حوزه‌ها با هم در ارتباط است و لازم است همه اینها بصورت نظام دیده شود. اگر نخ تسبیح در زمان گذشته فرد و احوالات مومنانه مکلفین بود الان بالاتر آمده‌ایم و در موقع بسط ید فقیه قرار داریم و باید نظام زندگی مردم برای رسیدن به سعادت را اداره کنیم. 🔸 ما از این هم جلوتر می‌رویم و می‌گوییم می‌خواهیم تمدن ایجاد کنیم. این امر زمانی ممکن است که فقه نظام بتواند آینده‌نگری داشته باشد بتواند هدف، غایت، سبک زندگی و ... ایجاد کند. امروزه در فضای جامعه خودمان مظاهر تمدن غرب را داریم و با فقهمان تنها آنرا کمی تغییر می‌دهیم. بانک، بورس، بیمه، تغییر جنسیت و ... . ما همه اینها را داریم؛ اما آنها را در نسبت با شرائط خودمان بازخوانی نکرده‌ایم. باید از تجربه بشری که در غرب وجود دارد استفاده کنیم اما آیا ذاتش برای خودمان است؟ 🔸 همه این موارد در زمان مرحوم نائینی بود و الان هم آن عناصر وجود دارد، اما غایت و کارکرد آن متفاوت است. همین عناصر ممکن است بیست سال بعد برای ایجاد یک جامعه مهدوی مورد استفاده قرار گیرد. ما به این عناصر نگاه یکپارچه نداشتیم و بدون در نظر گرفتن ارتباط بین آنها نمی‌توان کشور را اداره کرد. 🔸 نمی‌توان تناسب بین مبانی فقه مثل کلام و اخلاق و فلسفه نداشته باشیم و بعد به دنبال فقه نظام باشیم. نمی‌توان از نظام صحبت کرد اما علومی که این نظام مبتنی بر آن است نظام نباشد. امام فیلسوف بود فقیه، اخلاقی و ... بود و این جامعیت در شکل‌گیری رویکرد وی برای نوع حکومت موثر بود. لذا باید مجموعه علوم اسلامی را در کنار فقه با هم لحاظ کنیم و در داخل فقه به عنوان دانش مربوط به یک کل، و باب‌های آن به عنوان اجزاء یک کل همه در کنار هم مبتنی بر نخ تسبیح نظام برای اداره یک جامعه در نظر گرفته شوند. اگر اینگونه نباشد و علوم با یکدیگر سنخیت نداشته باشد فقه نظام محقق نمی‌شود. 🔸 منظور از فقه نظام سیاسی، بخشی از فقه است که متصدی امور سیاسی حکومت می‌باشد. طبیعتاً به مثابه یک خرده نظام باید بتواند تمام اجزائش را هدف‌مند و منسجم کرده و بر اساس یک منطق و سند پیشینی آنها را تنظیم کند. در مرحله بعد باید با سایر علوم و دانش‌ها خود را منطبق سازد تا امکان اداره نظام مبتنی بر حجت و بر اساس عقلانیت و کارآمدی داشته باشد. لذا ممکن است حجت باشد اما کارآمدی نداشته باشد. در این صورت پس از مدتی از آن اعراض شده و حرکت به سمت سکولاریزم رخ خواهد داد. لذا حجیت و کارآمدی هر دو برای فقه نظام لازم است. فقه نظام برای فقه حکومتی و آن نیز برای اداره همه جانبه یک جامعه در جهت سعادت حداکثری باید محقق شود. @manaatt
📋 گزارش نشست اول: حجت الاسلام ابوالقاسم مقیمی قسمت اول: 🔸در فقه خرده مسائلی داریم که در دل حکومت اجرا و تعریف می‌شود و به وظائف حاکمیتی می‌پردازد. شیخ مفید می‌فرماید اگر فقیهی لازم باشد که اجرای حدود کند اگر خوف تعرض حکومت نباشد این کار بر او واجب است؛ لذا از این استفاده می‌شود که حکومت و مسائل فقهی ناظر به حاکمیت در آن دوران نیز مطرح بوده. 🔸اگر ما مجموعه‌ای مسائل را که راجع به یک موضوع است کنار هم بگذاریم و با هم در نظر بگیریم فقه به معنای معهود به آن اضافه می‌شود. مثلاً وقتی که فقه به مسائل حاکمیتی و اداره جامعه می‌پردازد بالتبع می‌شود فقه‌الحکومه. در این حالت فقه افزوده خاصی ندارد یعنی به معنای معرفت احکام افعال مکلفین اضافه شده به یک باب خاص. یعنی نه در روش و نه در انسجام هیچ افزونی را ما از این مضاف و مضاف الیه اراده نمی‌کنیم. [تفاوت آن این است که] فقط در یک باب خاص اضافه شده. اما زمانی که ما فقه حکومتی را اراده کردیم یک رویکرد مورد نظر است. 🔸معانی مختلفی در باب فقه حکومتی وجود دارد معنی مختار این است که "علم به افعال مکلفین ناظر به اجرا و اداره جامعه در ساحت‌های مختلف و برای تحقق در جامعه" . لذا فقه حکومتی می‌شود فقه با رویکرد اجرا و ناظر به اداره جامعه. امام (رحمه الله) می‌فرماید: این فقه عبادات شما را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد. این رویکرد در نگاه فقیه تاثیر می‌گذارد. (فقه هیچگاه فردی خالص نبوده است زیرا همواره مسائل اجتماعی وجود داشته اما مسائل حاکمیتی مطرح نبوده اما الان فقه حکومتی امریست که در دوران کنونی مطرح شده .) امام (ره) فقها را دعوت می‌کرد یکبار فقه را با نگاه اجرا و لوازم اجرا ناظر به تحقق و اداره جامعه با هم ببینیم. در این راستا قائل بود که زمان و مکان در فهم فقیه از روایت دخیل است. سال پیش که فقه نظام محل مناقشه واقع شد این مطلب مورد مناقشه نبود، بلکه نظام‌مندی را انکار می‌کردند. در قرائت دیگر که محل نقد قرار گرفت: فقه نظام به معنای انسجام حداکثری همه موضوعات در فقه و به معنای تاثیر و تاثر همه موضوعات از یکدیگر بیان شده بود. [یعنی] موضوع و متعلق و اهداف احکام به تمام جوانب همه در هم موثرند. این نگاه محل نقد است زیرا دچار اصطلاح‌سازی‌های جدیدی شده که با اصطلاحات فقهی ما درچارچوب قرار نمی‌گیرد. 🔸ما فقه را به معنای علم به افعال مکلفین می‌گیریم و با این لحاظ می‌بینیم که [فقه نظام] تا کنون محقق نشده است لذا نزاع در امکان تحقق است. فقه نظام به دنبال این است که یک مجموعه بر اساس انسجام موضوعی موضوعات مسائل مختلف و کشف از منابع، با تکیه بر فقه جواهری محقق شود که مجموعه مسائل در کنار هم دیده شوند. 🔸برای کشف انسجام برخی از این احکام در کنار هم نیازمند بازبینی در مبانی هستیم؛ یعنی نگاه‌های مبنایی ما در انسان‌شناسی و فلسفی و ... می‌تواند موثر باشد. تا بحال این نوع قواعد کلی را در نظر نگرفته‌ایم اما اگر به آنها دست پیدا کنیم، فقه ما مبتنی بر مبانی و در راستای اهداف واحد خواهد بود که همین امر باعث می‌شود مجموعه مسائل به انسجام برسند. @manaatt