eitaa logo
دانلود
کاش سرمو همراه فکراش با آشغالا بزارم دم در تا دیوانه نشدم.
"در نهایت؟ در نهایت اشکامو با دست خودش پاک میکنه"
من درحال نگاه کردن به آرزوهام:
"و وقت های رفتن، در ها بسیار موجودات غم‌انگیزی هستند"
اگه یکم دیگه انسانی رو ادامه بدم مکتب خفه شید تروخدا رو راه میندازم.
خسته‌م زندگی بس واقعا.
از گلو درد متنفرم