بسم الله
بس که آقازاده با احساس دعوت میکند
کودک نوزاد ما هم عزم هیئت می کند
هرچه حاجت داری، اول از علی اصغر بخواه
دستهای کوچک او استجابت میکند
شیرمردی ارث زهرا و علی باشد که شیر
پیش طفل شیرخوار حس حقارت می کند
آمده ثابت کند این قوم از نام علی
توی هر سنی که باشد باز وحشت می کند
او مکلف نیست اما بس که دنبال خداست
در میان اشک خود غسل شهادت میکند
این که او بعد از علی اکبر به میدان آمده
حرمت سن برادر را رعایت میکند
او پیمبر نیست نه! اما به خون پاک خود
امتی را از سیاهی ها هدایت می کند
روز محشر شک ندارم من که آنجا هرکسی
گریه کرده بر علی اصغر، شفاعت می کند
روی دستان امامش شد فدای راه دین
با تلظی کردنش تجدید بیعت می کند
بشکند دستی که عصر واقعه در کربلا
از میان خیمه یک گهواره غارت می کند
#محمدجواد_خراشادی_زاده
#مرهم
https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
بسم الله
تنهایی سربازهای مرزبانی را اولین بار محرم 98 در زاهدان از نزدیک دیدم و محرم امسال در سرخس.
سربازهایی که در اوج تنهایی و غربت دلشان خوش است که شبها یک ساعت بیایی و کمی حرف بزنند و آخرش هم چند دقیقه برایشان روضه بخوانی تا کمی عقده دل باز کنند.
نکته جالب ماجرا اینجاست که دو نفر از پایه ثابت هایشان حتی شیعه هم نبودند ولی نشستن در مجلس حسین(ع) را دوست داشتند.
#خاطرات_تبلیغ
#محرم_1402
#پاسگاه_مرزی
@marham133
بسم الله
اینکه برای بچه های روستا از حسین(ع) بگویی حال دیگری دارد.
فکر کن نوجوانی که هروقت آمده در هیئت، از چشم و زبان پیرمردها شنیده که "ساکت باش" و "بشین یه گوشه" و "شلوغ نکن" و...
اما حالا خودش هیئتی برگزار می کند که همه اعضای آن هم بازی هایش هستند.
هیئتی که آن را مال خود می داند و خودش آن را مدیریت میکند...
هیئتی که در آن رفاقت با حسین(ع) را تمرین می کند.
#خاطرات_تبلیغ
#هیئت_نوجوانان
#روستای_مرزی
#محرم_۱۴۰۲
@marham133
بسم الله
یکی از روستاهایی که در تبلیغ امسال سر زدم روستایی بود که 100 درصد اهل سنت بودند و تقریبا با روستایی که مستقر بودیم 5 دقیقه فاصله داشت. دو باری آنجا رفتم و کمی با مولوی آنجا صحبت کردم.
اولش کمی شک داشت و بعد که خیالش راحت شد که برای رصد و گزارش و این کارهای اطلاعاتی به آنجا نرفته ام!!! روی بازش را نشان داد و کمی گرم گفتگو شدیم.
صبح ها برای دخترها و عصرها برای پسرهای روستا کلاس قرآن داشت و خودش با هزینه شخصی برای آنها کتاب آموزش الفبای قرآنی تهیه کرده بود.
یک جلسه از او خواستم که برای پسربچه ها صحبت کنم و موافقت کرد. برایشان از اهمیت قرآن گفتم و اینکه تمام قرآن را با معنای صحیح بخوانند و یاد بگیرند و حتی برای پدر و مادرهایشان هم در خانه قرآن بخوانند.
جلسه خوبی شد. آخرش به دو تا از شاگرد زرنگ های کلاس هم که چند سوره حفظ کرده بودند جایزه ای دادم و دل بقیه را هم با شکلات به دست آوردم.
از اینکه بعد از خداحافظی تا دم در مسجد و بعضی هایشان تا چند قدم دنبال ماشین آمدند، میشد حدس زد که خاطره خوبی از یک آخوند شیعه در ذهنشان هک شده است.
این عکس را هم خود مولوی از ما انداخت.
#خاطرات_تبلیغ
#تبلیغ_محرم
#محرم_1402
#روستای_مرزی
#روستای_اهل_سنت
@marham133
بسم الله
ای عشق ای غریب ترین غریب ها
ای نام تو چکیده ی امن یجیب ها
تا چای روضه های تو با ماست تا ابد
دیگر نمیرویم سراغ طبیب ها
تا سایه ی تو روی سر ماست، باک نیست
از مکر فتنه ها و سراب فریب ها
در حیرت از خطابه ی زینب هنوز هم
مبهوت مانده اند سپاه خطیب ها
هر روز یک سلام به تو بیمه میکند
ما را از اضطراب فراز و نشیب ها
روی تمام سینه زنانت حساب کن
جون و ظهیر و عابس و عون و حبیب ها
ما سال هاست در به در یک عبارتیم
در روضه های خسته ی یابن شبیب ها
یابن شبیب! جد غریبم شهید شد
در کربلا به نیزه ی آن نانجیب ها
#محمدجواد_خراشادی_زاده
#مرهم
https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
بسم الله
این چشم سال هاست که نم نم گریسته
در غصه ی عزای تو عالم گریسته
عمریست در حسینیه با روضه های تو
شال عزا، کتیبه و پرچم گریسته
تا توبه اش قبول شود بعد سال ها
جبریل روضه خوانده و آدم گریسته
هر قطره اشک در غم تو کوه رحمت است
پس خوش به حال آنکه دمادم گریسته
صفحه به صفحه، واژه به واژه، برای تو
در روضه ات لهوف و مقرّم گریسته
شب های جمعه فاطمه پایین پای تو
هم روضه خوانده در غم تو هم گریسته
بیچاره است روز قیامت بدون شک
هرکس که در مصیبت تو کم گریسته
#محمدجواد_خراشادی_زاده
#امام_حسین_علیهالسلام
#و_کیف_اَصبِرُ_علی_فراقک
#مرهم
https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
بسم الله
همینکه قسمتم شد لحظه دیدار ممنونم
من از اینکه شدم در ساقه ی گل خار ممنونم
همیشه عیب دیدی از من و هربار پوشاندی
من از این عیب پوشی هایت ای ستار ممنونم
همیشه شامل همسایه بوده لطف بی حَدّت
من از این سنّتِ "الجارُ ثُمَّ الدّار" ممنونم
دوباره چشم من روشن شده امشب به نور تو
من از لطفی که فرمودی به چشم تار ممنونم
هزاران بار خواندم روبروی پنجره فولاد
من از امضای رزق کربلا صد بار ممنونم
#محمدجواد_خراشادی_زاده
#ازت_ممنونم
#خیلی_آقایی
#حلال_کن
#مرهم
@marham133
وه! چه فرخنده شبی باشد و خرم روزی!
که فراق تو مبدل شده باشد به وصال
#هلالى_جغتايى
#در_مسیر_حسین
#مرهم
@marham133
بسم الله
قدم میزنم در مسیر حسین...
به نیابت از ...
امام زمانم(عج)
خمینی کبیر که اگر نبود معلوم نبود من با این مسیر آشنا میشدم
رهبرم
حاج قاسم
شهدایی که اینجا بودنم را مدیون آنها هستم
پدر و مادرم
اساتید و دوستانم
تمام پیرغلامان حسین
بچه های هیئت
دانش آموزانی که سال پیش با آنها کلاس داشتم
پیرمردی که توی پمپ گاز مشهد با ذوق بهم گفت به یادش باشم
میوه فروشی محل که روز قبل از حرکتم وقتی فهمید، با اشک بدرقه ام کرد
هرکسی که جامانده است
هر کسی که در طول تاریخ، در عمرش ولو یک بار حسین را صدا زده است
و...
به نیابت سه ساله ای که به زیارت اربعین نرسید....
قربه الی الله
#الحمدلله
#ممنونم_که_دوباره_مرا_به_اینجا_رساندی
#خیلی_آقایی
#مرهم
@marham133
چند دقیقه ای توقف کردیم برای استراحت. پیرمرد کنارم با نوه اش داشت بازی میکرد.
اهل هند بود و اسمش را بعد از مسلمان شدن، محمدحسین گذاشته بود.
با دختر و داماد و دو نوه اش آمده بودند دور سر حسین بگردند...
محمدمهدی، نوه ی کوچکش بود و فاطمه نوه ی بزرگترش.
زینب ما هم این وسط همبازی پیدا کرد. آن هم از نوع هندی! حتی زبان هم را متوجه نمی شدند و مثل ما بزرگترها قابلیت تقلب گرفتن از مترجم گوگل را هم نداشتند ولی با هم گرم گرفته بودند...
#در_مسیر_حسین
#یجمعنا_الحسین
#مرهم
@marham133