eitaa logo
مرهم
568 دنبال‌کننده
176 عکس
49 ویدیو
0 فایل
چه کنم با دل مجروح که #مرهم با اوست #حافظ محمدجواد خراشادی زاده مهندس الکترونیک سطح ۳ رشته کلام اسلامی مربی پرورشی و دبیر ادبیات فارسی متوسطه ◇ اشعار یادداشت ها گاه نگار @marham133 https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله اصل اینکه سه روز همه چیز را بگذاری پشت در و اهلِ بیتِ خدا بشوی، آنقدر حال خوب کن هست که نیازی به هیچ نداری. حالا همین را مضاف کنید به اینکه در جمعی باشی که دل‌هایشان پاک است. یعنی اصلا عمرشان آنقدر نبوده که بخواهند دلشان را آلوده کنند. اینجا چیزهایی می بینی که در غیر اعتکاف شنیدنش هم عجیب است. بچه هایی که انگار با آنچه در کلاس دیده ای زمین تا آسمان فرق کرده اند. اینجا همانکه کمی از قافله‌ی دوستانش عقب بود، نصف شب صدای گریه اش در خلوت زیر چفیه اش، لالایی ملائک می‌شود. یا همانکه شیطنت هایش در کلاس تو را به چالش می‌کشد، چنان غرق نافله است که لرزش شانه هاش را نمی‌تواند پنهان کند. یا همانکه تاخیرهای هرروزه اش، همه را شاکی کرده، اولین نفری‌ست که برای مناجات نصف شب دنبال جای دنج می‌گردد. تازه این ها کسانی هستند که به ظاهر از قافله‌ی همکلاسی هایشان عقب افتاده اند. آنهایی که سیم‌شان از قبل وصل بود را که اصلا در زمین نمی‌توانی پیدا کنی. این‌ها را باید دید تا بفهمی هرچه در زندگی از و و و گفته ای همه‌اش حرف بود. همان است که این بچه ها در این سه روز گرفتند. همان است که این بچه ها در این سه روز برگزیدند. همان است که این بچه ها در این سه روز انجام دادند. همان بود که این بچه ها در این سه روز به جان خریدند تا خدایی شدن را درک کنند. بگذریم! حالا من مانده ام و کلی ادعا که نمیدانم کجا ببرم‌شان؟ نمی دانم! شاید خدا میخواهد با همین بچه ها به آدم بفهماند که بزرگ شدن خیلی هم جذاب نیست. @marham133
بسم الله دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد؟ ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد اینکه چندتا از دانش آموزهایت را ببری برای مسابقات قرآن دانش آموزی و آنجا معلم قرآن ۱۶ سال پیش خودت را ببینی از لذت هایی‌ست که حقِ وصفش را نمی‌توان ادا کرد. شاید بهترین معلم قرآن تمام عمرم باشد و بدون اغراق جزء ۵ معلمی که هرگز فراموش‌شان نخواهم کرد... حالا بگذریم تنها خاطره ای که از من در ذهنش مانده بود همین بود که در کلاس مشغول شیطنت بودم و بی‌هوا آمده بالای سرم ایستاده و😅 آنقدر دقیق از جزئیات ماجرا و رنگ عوض کردنم در آن لحظه صحبت کرد که کم مانده بود رنگ لباسم را هم بگوید...😁 اولین کسی بود که حدود ۱۶ سال قبل، به من پیشنهاد داد در آینده به حوزه بروم و درس حوزوی بخوانم. توصیه ای که بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه به آن عمل کردم. خیلی دعاگویش هستم. هرچند جبران ذره ای از دلسوزی هایش هم نخواهد شد... پ.ن: از صبح دارم فکر می کنم اگر دانش آموزانم ۱۶ سال بعد من را ببینند، مثل امروز من خوشحال خواهند شد؟!! @marham133
هدایت شده از مرهم
بسم الله ولادت سیدالشهدا(ع) به نام عشق نشست و نوشت دریا را که واژه واژه بسازد تمام دنیا را سرشت خاک جهان را به تربت پاکت فرشته ها همه دیدند مستی ما را تو آمدی و زمین با تو شد حسینیه به یک اشاره خریدی تمام دلها را تو آمدی و پیمبر به چشم خود میدید کرشمه های تو و خنده های زهرا را تو را گرفت علی در بغل همه دیدند چه عاشقانه ربودی نگاه بابا را پس از گشودن چشمان ناز تو خواندند فرشته ها همگی "لا اله الا..." را زمین گرفت به خود عطر سیب های بهشت گرفت عطر وجود تو عرش اعلی را دوباره حال غزل های دل بهاری شد و مثنوی خدا روی عرش جاری شد □ خدا نوشت تو را آبروی اهل یقین نوشت خاک تو را برترین مکان زمین فرشته ها همه آن را به هم نشان دادند و ناگهان همه یک جا به سجده افتادند کنار نام تو هر واژه اش به جوش آمد به شوق تو همه عرش در خروش آمد و لطف کرد به آدم که ذاکرت باشد اجازه داد که این بنده شاعرت باشد □ نشسته ام بنویسم غزل غزل با تو و باز جوشش یک شعر لَم یَزَل با تو دوباره دل شده پر خون و سر شده پر درد و دردها، شده اَحلی مِنَ العَسَل با تو نه اینکه تو فقط امروز صاحب غزلی که روی حاجت من بوده از ازل با تو غزل نمی دهد این بار پاسخ دل را و باز دل شده مجنون، و راه حل با تو برای این دل دریا زده تو ساحل باش بیا و مثنوی عاشقانه ی دل باش بیا و شعر مرا باز هم معطر کن بیا و حال ردیف مرا تو بهتر کن تو اصلا آمده ای ناخدای دل باشی -اگر که کفر نباشد- خدای دل باشی کنار نام تو ساحل شدند طوفانها به شوق روی تو عاشق شدند انسانها بدون نام شما، سرنوشت یعنی چه؟ بدون کرب و بلایت، بهشت یعنی چه؟ بدون ماه محرم، بهار زیبا نیست بدون روی تو اردیبهشت یعنی چه؟ "غلامتان به من آموخت در میانه ی خون"* که پیش چشم تو، زیبا و زشت یعنی چه؟ □ خدا نوشته صدای تو را صدای خودش و خلق کرده تمام تو را برای خودش و قبل از آنکه ببخشد به عشق معنا را سروده حضرت حق رمز هستی ما را: خدا از اول خلقت نوشت: کرب و بلا به خاک عالم و آدم سرشت: کرب و بلا نوشت کرب و بلا تا زمین بنا بشود نوشت کرب و بلا تا زمان به پا بشود برای اینکه بگوید همیشه بی همتاست نوشت کرب و بلا تا خدا، خدا بشود نوشت کرب و بلا تا بشر ببیند که بهشت روی زمین ممکن است جا بشود و بعد لطف به چشمان بی نوا کرده مرا برای کسی چون شما گدا کرده □ تو بهترین غزل این گدا شدی امشب تو ضامن سفر کربلا شدی امشب تو جلوه همه جود و لطف و احسانی تو معنی همه ی آیه های قرآنی تو قطره های نگاه خدا به این بشری تو قطره نیستی اصلا تو عین بارانی گدا منم به خدا، رعیت توام والله تویی که پیش نگاهم همیشه سلطانی بیا خیال دلم را دوباره راحت کن همیشه صاحب این دلشکسته میمانی غزل که لایق وصف جمال ماهت نیست گداست هر که در این شهر سربه راهت نیست تو عاشقانه ترین شعر دفترم هستی تو تا ابد به خداوند در سرم هستی دوباره وقت اذان است، وقت دلتنگی دوباره زمزمه هایی از این دل سنگی... ... بیا و شعر مرا باز هم هوایی کن بیا و حال مرا باز کربلایی کن... *مصرع از سید حمیدرضا برقعی https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
بسم الله شور و شرر و آتشِ اشعار؛ اباالفضل در سنجش ایمان شده معیار؛ اباالفضل هرآینه چون حیدر کرار؛ اباالفضل در عهد و وفا، یار وفادار؛ اباالفضل در کرب و بلا نقطه ی پرگار؛ اباالفضل ای مردترین مردترین مردترین مرد بیچاره بود هرکه شود با تو هماورد دستان تو از مشکل من صد گره وا کرد خوشبخت، دل غمزده که رو به تو آورد ای بر دل غمدیده مددکار؛ اباالفضل ای مَحرمِ قلبِ حرم و صاحب اسرار معصومیت اهل کسا در تو پدیدار کرده است به این واقعیت علقمه اقرار آقایی و مردانگی و عزت و ایثار مصداق تمامش شده هر چار؛ اباالفضل وابسته به چه ماه منیری شده این شعر مشمول عجب خیر کثیری شده این شعر پابند چه شاه و چه امیری شده این شعر به به! چه مراعات نظیری شده این شعر سقا و سپهدار و علمدار ابالفضل ای قدرت تو جلوه ای از قدرت دادار ای خشم تو آیینه ای از حضرت جبار ای ناصرِ دین و نسبِ احمدِ مختار امشب تو کرم کن به گدایان گرفتار ای بر کرمت خلق بدهکار؛ اباالفضل آیینه ای از جلوه ی نور ثقلینی تو ماه منیر شب بین الحرمینی یادآور جنگاوری شاه حنینی تو نفس علی، روح حسن، جان حسینی بر اهل حرم ای دل و دلدار؛ اباالفضل @marham133
📢 السـلام علیکــ یــا داعــي الله سلام بر تو ای دعوت کننده به سوی خدا 🎉همزمان با ایام اعیاد شعبانیه به ویژه ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام و تکریم جانبازان عزیز 🎉 🎉و دهه مبارک فجر🎉 هیئت هفتگی هیئت مجتمع تربیتی آموزشی حضرت مهدی (عج) برگزار می گردد 🎙️ سخنــران حجت الاسلام استاد نظافت یزدی 🎙️ شعر سرایی : محمد جواد خراشادی زاده 🎙مداح : کربلایی جواد سلطانی 🌷با حضور خانواده محترم شهدا ⏰زمـــان پنجشنبه ۱۸ بهمن مـاه ۱۴۰۳ ساعت ۱۹ الی ۲۱ شب 📍 آدرس رسالت ۸۱ ، شهید مولایی ۴ چهارراه اول سمت راست [ دریافت لوکیشن ] 🕌 مسجد حضرت مهدی ﴿عجل الله...﴾ شماره کارت هیئت جهت مشارکت در باشکوه تر برگزار شدن مراسم 💳 6063737005228497 [ روی شماره کارت ضربه بزنید، کپی می‌شود ] به نام هیئت مدرسه علمیه حضرت مهدی عج 🏷️ خواهران و براداران | | | | 🆔 @heiatsalam
بسم الله چنان افتاده ام در دام، آن بند مکرر را نخواهم داد از کف، شکرِ پیوند مکرر را چنان در پرده ی عفت نهان گشتی که بایستی بهم ریزم برای وصل، روبند مکرر را تبسم کردی و دیدم به چشمم اول صبحی کنار استکان چای خود قند مکرر را شبی که زلف تو افتاد در دستان لرزانم به چشم خویش دیدم معنی بند مکرر را به چشم و زلف و خال و خط، خودم را دست تو دادم خدا از تو نگیرد چند ترفند مکرر را قد و قامت بلند و رو سفید و وصل تو مشکل که من دیدم در این هیبت، دماوند مکرر را مبادا چشم بد افتد به رخسار لطیف تو مداوم روی آتش بردم اسپند مکرر را به خاک و باد و آب و آتشِ عشقت قسم خوردم جهان باور کند یک روز سوگند مکرر را گمانم خواجه شیراز، گر می دید خالت را فدا می‌کرد در شعرش سمرقند مکرر را تو و این خانه، مال ما و جنت هم برای شیخ بگو اسراف دارد می کند پند مکرر را @marham133
هدایت شده از مرهم
بسم الله در خلق نباشد رخ محبوب تر از این در میکده ها مستی مرغوب تر از این ما در غم هجرت چه صبوری که نکردیم تاریخ ندیده به خود ایوب تر از این با شوق وصالِ رُخَت افطار نمودم هرگز نچشیدم رطبی خوب تر از این ای کاش که امسال شود سال ظهورت داریم مگر حاجت مطلوب تر از این؟ @marham133
بسم الله اگر چه زندگی‌ام پر ملال می گذرد دلم خوش است که دارد حلال می گذرد اسیر روز و شب و ماه و سال و قرن نی‌ام که عمر ثانیه ها در جدال می گذرد چگونه عمر گذشت و خودم نفهمیدم که روزگار شبیه خیال می گذرد؟ چگونه عمر گذشت و نیامدم به خودم؟ همیشه از دل من این سوال می گذرد... مباش غافل و خود را مکن تباه ای دل! که روزگار تو بر این روال می گذرد به هوش باش که شاید نبود فردایی همیشه عمر به این احتمال می گذرد چرا اسیر سخن های این و آن شده ای؟ که عمر فارغ از این قیل و قال می گذرد شبیه ابر بهاری‌ست فرصتِ توبه شبیه ابر بهاری مجال می گذرد به صورت و قد و قامت مناز در دنیا که عاقبت الفِ تو چو دال می گذرد دلا! اسیر چه هستی میان این دنیا؟ بهار عمر تو رو به زوال می گذرد... @marham133
بسم الله آلوده شدم؛ در رمضان پاکم کن خشکم؛ به دو قطره اشک نمناکم کن قبل از مرگم، اجازه‌ی توبه بده بعد از مرگم، صحن نجف خاکم کن @marham133
هدایت شده از مرهم
بسم الله تقدیم به حضرت امّ المومنین، خدیجه کبری(س) اگرچه دشمن بسیار ختم المرسلین دارد دلش گرم است چون در خانه اش حصن حصین دارد کنارش تا علی هست و خدیجه غم ندارد، چون میان دشمنان خود حصاری آهنین دارد همیشه خاطرش جمع است تا وقتی که در مکه پیمبر دور خود سربازهایی اینچنین دارد علی یک سو خدیجه سوی دیگر، بتکده فهمید دو تا لشکر محمد در یسار و در یمین دارد کنار مصطفی خندان، ولی از داغ این امت خدیجه روزگاری خسته و اندوهگین دارد خدیجه مثل گلبانگ "اشّداء علی الکفار" همیشه در مصاف کفر، پیشانیش چین دارد تمام ثروتش را داد تا دنیا بفهمد که خدیجه پای احمد اعتقادی راستین دارد نه تنها ثروتش، بلکه تمام آبرویش را... که الحق اینهمه ایثار و غیرت آفرین دارد چه غم از طعنه ی مردم که او در زندگی تنها توجه بر رضای ذات رب العالمین دارد جهاد او همین بوده: کنار مصطفی ماندن؛ و گرنه ذوالفقاری آتشین در آستین دارد خدیجه مثل انگشتر در انگشت محمد بود همان انگشتری که نام زهرا بر نگین دارد نوشتم نام زهرا، باز یاد حیدر افتادم همانکه از نبی، وصف امیرالمومنین دارد خدیجه مثل حیدر از همان آغاز تا حالا همیشه دشمنانی کافر و پست و لعین دارد خدیجه خاطرش جمع است از آینده ی زهرا که زهرا مرتضی را در کنار خود قرین دارد خدیجه بنده هست و با تمام این مناقب هم همیشه واهمه از لحظه های واپسین دارد دعایی کرد پیغمبر، همانجا استجابت شد خدیجه یک کفن از جانب روح الامین دارد نوشتم از کفن، یاد شهید کربلا کردم که یک تاریخ از نام بلند او طنین دارد "چه غم دیوار امت را که دارد چون تو پشتیبان؟"۱ دلش گرم است شیعه تا که ام المومنین دارد ۱: مصرع از سعدی @marham133 https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6