eitaa logo
مرهم
568 دنبال‌کننده
176 عکس
49 ویدیو
0 فایل
چه کنم با دل مجروح که #مرهم با اوست #حافظ محمدجواد خراشادی زاده مهندس الکترونیک سطح ۳ رشته کلام اسلامی مربی پرورشی و دبیر ادبیات فارسی متوسطه ◇ اشعار یادداشت ها گاه نگار @marham133 https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
مشاهده در ایتا
دانلود
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیقراری باعث آرامش دل شد مرا آنچنان کز جنبش گهواره طفل آرام یافت @marham133
مرهم
بیقراری باعث آرامش دل شد مرا آنچنان کز جنبش گهواره طفل آرام یافت #صائب #مرهم @marham133
بسم الله نگرانی افراطی و بی‌تابی های این روزهای بعضی ها ریشه در نگاه آنها دارد... نگاهی که موفقیت را در شخص می‌بیند نه در جریان! از نظر این افراد موفقیت در مرحله اول، سالم ماندن خود و اطرافیان‌شان است و در مرحله های بالاتر، سالم ماندن فرماندهان عالی‌رتبه و شخصیت های کاریزماتیک و اسطوره ها! اما نگاه صحیح این است که آنچه مهم است، جریان و مکتب و عقیده است؛ نه اشخاص! دلیل اینکه در طول تاریخ، اسلام ناب محمدی یک جریان بدون وقفه بوده است همین نگاه است. وگرنه اگر بنا بود فقط اشخاص مهم باشند، چه شخصیتی عالی‌تر و بالاتر از حسین بن علی(ع)؟؟؟ این نگاه در طول تاریخ ۱۴۰۰ ساله، توسط اهل بیت به شیعه منتقل شده و اولین کسانی که در عمل به آن پای‌بند بوده اند، خود حضرات معصومین بوده اند. و شاخص‌ترین مصادیق دوران ما نیز امامین انقلاب و شاگردان مکتب ایشان بوده اند. وقتی این نگاه را بفهمیم، دیگر برای‌مان عجیب نیست که بعد از فقدان خمینی کبیر، ذره ای در مسیر انقلاب، انحراف نمی‌بینیم. یا لبخندها و آرامش خاص رهبری، دیگر برای‌مان مصنوعی و صِرف یک جنگ روانی علیه دشمن نیست. بلکه این رفتارها را دقیقا متاثر از همان نگاه صحیح می‌دانیم که محوریت را به عقیده می‌دهد نه به شخص؛ نگاه اول در ترازوی خوف و رجا، کفه خوف را سنگین می‌بیند و از منشاء رجا، که خدای عالم است، ناامید شده و زود زمین‌گیر می‌شود... اما محصول نگاه دوم می شود این کلام مرحوم امام که: "اگر تمام عالم را بگردید خسته تر از من پیدا نمی‌کنید، لیکن خدمت به اسلام از همه چیز مهم تر است." می شود این جملات رهبری که: "ما از سختی های قبل با قدرت عبور کردیم و از سختی های حالا هم، با توفیق الهی، با قدرت عبور خواهیم کرد." می‌شود همه آنهایی که سال‌ها در این جریان بودند و با رفتن‌شان ذره ای از سرعت کشتی توحید کم نشد. می‌شود حاج قاسم عزیز... می‌شود همین بچه های دهه هفتادی و هشتادی که امروز عاشق مبارزه با اسرائیل هستند. این نسل می‌داند جریانی را دارد به سمت ظهور پیش می برد که از رسول الله(ص) شروع و با خون سیدالشهدا(ع) بیمه شده است تا به دست الهی برسد. پس ترسی ندارد که چه اتفاقی برای شخص خودش و سایر اشخاص می‌افتد. بلکه هدفش پیش‌برد بیرق توحید در مسیر تاریخ است. این نسل با این نگاه آرمانی هرگز واژه‌ای به نام "شکست" را در قاموس خود جای نمی‌دهد. @marham133
بسم الله همه جهان چشم انتظار سومین پیام تصویری حضرت آقا @marham133
هدایت شده از KHAMENEI.IR
✏️با آن همه هیاهو، با آن همه ادعا، رژیم صهیونی در زیر ضربات جمهوری اسلامی، تقریباً از پا درآمد و لِه شد... 💻 Farsi.Khamenei.ir
بسم الله خاطرم هست روزگاری که بر دلم کوله باری از غم بود بهترین دلخوشی کودکی‌ام پیرهن مشکی محرّم بود پ.ن: هرچیزی نو خوبه به جز لباس مشکی محرم @marham133
بسم الله نمی‌دانم؛ شاید اگر تو نبودی جای رمضان محرّم ماه خدا بود خدا رمضان را برای خودش برگزید؛ و محرّم را برای تو کنار گذاشت... و این بین انتخاب ما نیز معلوم است... @marham133
بسم الله این چشم سال هاست که نم نم گریسته پیوسته در عزای تو عالم گریسته عمریست در حسینیه با روضه های تو شال عزا، کتیبه و پرچم گریسته تا توبه اش قبول شود بعد سال ها جبریل روضه خوانده و آدم گریسته هر قطره اشک در غم تو کوه رحمت است پس خوش به حال آنکه دمادم گریسته صفحه به صفحه، واژه به واژه، برای تو در روضه ات لهوف و مقرّم گریسته از اول قیام تو تا روز واقعه ذیحجه دم گرفته محرم گریسته شب های جمعه فاطمه پایین پای تو هم روضه خوانده در غم تو هم گریسته شرمنده است روز قیامت بدون شک هرکس که در مصیبت تو کم گریسته @marham133
بسم الله ظهر تاسوعا؛ اومد گفت بابا چند روز دیگه مونده که خونه مون روضه داریم؟ (منظورش روضه های ماه صفر بود) گفتم بیست روز دیگه... برایش خیلی زیاد بود... گفتم میخوای امروز خونه‌مون روضه بگیریم؟ چشم هایش برق زد. برقی که زود گذر بود. با ناراحتی گفت ولی ما که مهمون نداریم؟! گفتم عروسک هات میشن مهمون. من و مامان هم میایم توی اتاقت که روضه بگیری... خیلی زودتر از آنچه توقع داشتیم اتاقش را برای روضه مرتب کرد و عروسک هایش را کنار هم گذاشت... صدای زنگ در آمد. همسایه برای‌مان نذری آورد و همین شد غذای روضه... روضه شروع شد... با گوشی روضه اباالفضل گذاشتم... روضه ای که حاج محمود دو سال پیش شب نهم رمضان، خونده بود... وسط روضه دید ما گریه می کنیم، گفت میشه الکی هم گریه کنیم؟ با تکان سر تایید کردم و صدای مویه های خفیف، اتاقش را پر کرد و بعد هم با سینه زنی همراهی کرد. بعد از روضه هم رفت برای‌مان خرما آورد و پذیرایی کرد... به همین سادگی... پ.ن: یاد این بیت های علی اکبر لطیفیان افتادم: درود بر پدرم، کز همان طفولیتم برای روضه ات از من همیشه کار کشید برای اینکه منم عاقبت بخیر شوم مرا به دست تو داد و خودش کنار کشید @marham133
بسم الله به دیده اشک می آید به سینه آه می‌افتد گریز شعر دوباره به قتلگاه می‌افتد مگر عوض شده اعمال حج که در این دشت هجوم سنگ به آغوش قبله‌گاه می افتد؟ بگو چکار کند خواهرت در آن دم که میان مردم نامرد، بی پناه می‌افتد به جای اشک جهان خون دل ببارد که "عزیز فاطمه از اسب"، بی سپاه می افتد خدا به خیر کند حال و روز اهل حرم را غروب، سمت حرم، لشکری به راه می‌افتد... @marham133
مرهم
ای گل نه همین معرکه‌ی من به تو گرم است هنگامه‌ی صد سوخته خرمن به تو گرم است ترک تو نگویم اگرم بهر
ای گل نه همین معرکه‌ی من به تو گرم است هنگامه‌ی صد سوخته خرمن به تو گرم است ترک تو نگویم اگرم بهر تو سوزم چون شمع سرم تا دم مردن به تو گرم است گرم است به هم پشت رقیبان پی قتلم ای عشق دل افروز! دل من به تو گرم است سرحلقه‌ی ماتم‌زدگانی تو فصیحی بخروش که هنگامه شیون به تو گرم است پ.ن: دل من به گرم است... @marham133