eitaa logo
مرهم
533 دنبال‌کننده
172 عکس
48 ویدیو
0 فایل
چه کنم با دل مجروح که #مرهم با اوست #حافظ محمدجواد خراشادی زاده مهندس الکترونیک سطح ۳ رشته کلام اسلامی مربی پرورشی و دبیر ادبیات فارسی متوسطه ◇ اشعار یادداشت ها گاه نگار @marham133 https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله به پا خیزید ای عشاق، عشق اولین اینجاست دلیل خلقت نور سماوات و زمین اینجاست کسی که آسمان را کرده روشن برق چشمانش کسی که بر خلائق می‌شود حصن حصین اینجاست کسی که حضرت الله روز خلقت عالم به خود گفته پس از پایان خلقش آفرین اینجاست همانکه نام زهرا بوده نقش روی سربندش همانکه بوده بهر فاطمه نقش نگین اینجاست خدا یکتای بی‌همتاست، یعنی قدرت محض است کسی که بوده دستان خدا در آستین اینجاست قلم اینجاست، لوح اینجاست، روح اینجا و عشق اینجاست دلیل و حجت و برهان رب العالمین اینجاست بشیر اینجا، نذیر اینجا، سراج اینجا، منیر اینجا ولی اینجا، وصی اینجا، امام راستین اینجاست شفاعت می‌کند یک رشته از عمامه اش ما را تمام معنی عرفانی حبل المتین اینجاست شروع و آخر عرفان مطلق وصف روی اوست که هم علم الیقین، عین الیقین، حق الیقین اینجاست می‌آید جبرئیل و می‌گذارد دست بر سینه هلا آموزگار حضرت روح الامین اینجاست شروع عاشقی از گوشه‌ی ایوان طلای اوست قرار اول حجاج یوم الاربعین اینجاست تمام انبیا و اولیا مشغول دربانی مزار حضرت مولا امیرالمومنین اینجاست https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسم الله تا که در کشور ما سایه ی قرآن برپاست سایه ی پرچم سلطان خراسان برپاست نسل باغیرتی از حضرت سلمان برپاست تا که جمهوری اسلامی ایران برپاست دل این دشت پر از نسل سلیمانی هاست عشق جمهوری اسلامی ایرانی هاست رواق امام خمینی(ره) https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
شعرخوانی در حرم امام رضا(ع) به مناسبت ایام دهه فجر سه شنبه ۱۸ بهمن، ساعت ۲۰:۳۰ رواق امام خمینی(ره)
بسم الله هزارتا گره وا می شود به چاره ی چشمت غم از دلم برود باز با اشاره ی چشمت چه روزها و چه شب ها که بی خیال دو عالم نشسته ام به تماشای آن ستاره ی چشمت زبان قاصر این شعر ناتوان تر از آن است که مصرعی بنویسد به استعاره ی چشمت فدای ذوق لطیفی که حاصلش شده اشکت بنازم این همه شیرینی عصاره ی چشمت ببین به ابرو و پلک و مژه چگونه نهادی به تار و پود دلم آتش از شراره ی چشمت؟ نهاده ام دو لب خود به هم و دلخوش از آنم که عاقبت بنشیند بر آن کناره ی چشمت اسیر خاک شد این شاعر تو و نتوانست بیان کند کمی از حُسن بیشماره ی چشمت هزاره ها همه رفتند و صد هزار مرتبه شکرِ خدا که زندگیم شد در این هزاره ی چشمت https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
بسم الله ای جلوه شکوه تو فصل بهارها چرخیده دور چشم تو چرخ مدارها هرچند خسته ایم ولی دلخوشیم که با نوکریت می گذرد روزگارها از هفت نسل قبل همه نوکر توایم یک عمر دلخوشیم به این افتخارها مویش سفید شد پدرم در غمت حسین حالا رسیده نوبت ما تازه کارها در عرش با حرارت عشق و ولای تو سنجیده می شوند تمام عیارها یک روز با اجازه عباس می رود سرهای ما به شوق تو بالای دارها امسال اربعین نکند جاگذاری ام آقا رسیده نوبت چشم انتظارها @marham133
بسم الله دشت در ظلمت و یک روزنه از نور نبود در رجز های کویری اثر از شور نبود شهر انگار که در حادثه ها جان می داد کوچه در کوچه فقط شبهه به ایمان می داد دل یک جامعه در عشق مردد شده بود آه انگار که غم از دل شان رد شده بود شعله ها در اثر حادثه خاموش شدند اعتقادات، زمین مانده، فراموش شدند کفر در نقشه ی ویرانی اسلام آن روز سنگ می خورد به پیشانی اسلام آن روز دین مردم شده بازیچه ی عیاشی ها شهر مسموم شده از تب سم پاشی ها در دل آن شب ظلمانی و بی تاب و کبود شهر لب تشنه ی روییدن یک معجزه بود ناگهان روزنه ای از طرف نور رسید روز پیدا شد و خورشید به این خاک دمید در شبی که خبری از گل امید نبود یک نفر آمد و از چشمه توحید سرود شور شیرین جماعت به تلاطم آمد خبر آمدن معجزه از قم آمد خبر آمد که زمین باز جوان شد برخیز نفس باد صبا مشک فشان شد برخیز آی برخیز! که دین منتظر یاری ماست آی برخیز! ببین نوبت همکاری ماست چشم وا کن که زمین از هیجان ریخت بهم هم زمین ریخت بهم هم که زمان ریخت بهم رود پیش قدمش از جریان ریخت بهم کاخ ظلم همه ددمنشان ریخت بهم تا بدانند که ما شور حسینی داریم تا ابد در دلمان عشق خمینی داریم تا که در کشور ما سایه قرآن برپاست سایه ی پرچم سلطان خراسان برپاست نسل با غیرتی از حضرت سلمان برپاست تا که جمهوری اسلامی ایران برپاست دل این دشت پر از نسل سلیمانی هاست عشق، جمهوری اسلامی ایرانی هاست https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
بسم الله رسول حضرت داور، امام اول و آخر نبیِّ عالیِ اعلی، به انس و جن شده سرور امیر ارض و سما، حضرت رسول مظفر کسی که گفته به طعنه به او پیمبر ابتر بخواند آیه ی قرآن، بخواند آیه کوثر که عرش و فرش گواهی دهند در محشر که هیچ کس نرسد لحظه ای به پای محمد(ص) همانکه خوانده خدا آیه آیه در صلواتش نمی رسد به خدا آدمی به جلوه ذاتش ملائکه همه محوند در قنوت صلاتش همان که مال خدا بوده حج و خمس و زکاتش برای اوست حیاتش برای اوست مماتش اگر که فخر فروشد ابوعبیده به "لاتَ"ش ملائکه همه نازند بر صفای محمد(ص) کسی که واجب عینی‌ست احترام به نامش که جبرئیل امین هم نمیرسد به مقامش و از هوا و هوس ها نبوده است کلامش تمام جن و ملک مست از تجلی جامش کسی که دشمن او شد، شود بهشت حرامش شده است فخر خدا بر رسول خیرالانامش علی‌ست در شب معراج هم صدای محمد(ص) https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
بسم الله کوه غرق بود در سکوتی محض دل شب در حرا دعا می‌خواند آسمان غرق سجده بود آن شب داشت سجاده، ربنا می‌خواند از دعایش نسیم می‌بارید چشم هایش همیشه باران داشت علت آفرینش افلاک در وجودش هزار قرآن داشت با خودش غرق در خدایش بود او که لبریز عشق ذات خداست ناگهان یک غریبه را حس کرد -او که در غار یکّه و تنهاست- ناگهان کوه ها به خود پیچید ناگهان غار از نفس افتاد آن غریبه برای عرض ادب دست بر سینه این ندا سر داد: ای محمد! بخوان به نام خدا آن خدایی که صاحب عرش است آمده جبرئیل مهمانی او که بالش برای تو فرش است جبرئیل آمده است مهمانی آیه آورده است از ملکوت آیه آورده است اما باز شده از بندگی تو مبهوت چشم وا کن ببین به لطف خدا تو به شایستگی قبول شدی تو که یک عمر بندگی کردی با عنایات حق رسول شدی از مسیری که پیش رو داری نهراس و همیشه محکم باش سلسله کوه انبیا را، تو نقش امضا و مهر خاتم باش نهراس از صدای بتکده ها تو که بالاسرت خدا داری چه غم از طعنه ابوسفیان؟ لشکری مثل مرتضی داری تا ابد آفریده است خدا هاله ای از بهشت دور و برت یک طرف مرتضی و از یک سو همسرت مثل کوه پشت سرت حال برخیز وقت آن شده است عالم جهل را سر به راه کنی هر زمان خسته ای فقط کافیست به جمال علی نگاه کنی آیه آمد بخوان به نام خدا شب دلتنگی ات سرآمده است جبرئیل آمده است با قرآن نوبت مدح حیدر آمده است چشم شیطان دوباره کور شده گوش هرچه حسود کر شده است و محمد اگر که شمس خداست او برای نبی قمر شده است در دل کوه یکه و تنهاست و علی بود آنکه مَحرَم شد نوبت سوره نبأ شده است قالب و وزن شعر درهم شد هرکسی پای عشق تو جان داد به عقیق یمن بدل شده است نوبت مدح مرتضی آمد شعر چارپاره هم غزل شده است: دل به تو داده ام خدا را شکر پات افتاده ام خدا را شکر تا ابد پای عشق پاک شما محکم اِستاده ام خدا را شکر تا تو ساقی کوثری من هم مست از این باده ام خدا را شکر اگر عشق تو آخرش دار است من هم آماده ام خدا را شکر تو امیری و این وسط من هم نوکری ساده ام خدا را شکر با نفس های تو خراب شدم غوره بودم ولی شراب شدم عشق تو در بهشت شرط وصول حُبّ تو معنی تمام اصول حضرت عشق! حضرت حیدر! تویی هم کُفو و هم تراز بتول ای به روز حساب راه نجات ای به آیات وحی شان نزول به جماعت بگو که جز تو کسی نیست در حد جانشین رسول که مقام خلیفه شأن کسی است که نباشد اصالتش مجهول پای ایوان طلات جبرائیل ایستاده برای اذن دخول مثل من او سلام میخواهد از تو حسن ختام میخواهد https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
بسم الله ولادت سیدالشهدا(ع) به نام عشق نشست و نوشت دریا را که واژه واژه بسازد تمام دنیا را سرشت خاک جهان را به تربت پاکت فرشته ها همه دیدند مستی ما را تو آمدی و زمین با تو شد حسینیه به یک اشاره خریدی تمام دلها را تو آمدی و پیمبر به چشم خود میدید کرشمه های تو و خنده های زهرا را تو را گرفت علی در بغل همه دیدند چه عاشقانه ربودی نگاه بابا را پس از گشودن چشمان ناز تو خواندند فرشته ها همگی "لا اله الا..." را زمین گرفت به خود عطر سیب های بهشت گرفت عطر وجود تو عرش اعلی را دوباره حال غزل های دل بهاری شد و مثنوی خدا روی عرش جاری شد □ خدا نوشت تو را آبروی اهل یقین نوشت خاک تو را برترین مکان زمین فرشته ها همه آن را به هم نشان دادند و ناگهان همه یک جا به سجده افتادند کنار نام تو هر واژه اش به جوش آمد به شوق تو همه عرش در خروش آمد و لطف کرد به آدم که ذاکرت باشد اجازه داد که این بنده شاعرت باشد □ نشسته ام بنویسم غزل غزل با تو و باز جوشش یک شعر لَم یَزَل با تو دوباره دل شده پر خون و سر شده پر درد و دردها، شده اَحلی مِنَ العَسَل با تو نه اینکه تو فقط امروز صاحب غزلی که روی حاجت من بوده از ازل با تو غزل نمی دهد این بار پاسخ دل را و باز دل شده مجنون، و راه حل با تو برای این دل دریا زده تو ساحل باش بیا و مثنوی عاشقانه ی دل باش بیا و شعر مرا باز هم معطر کن بیا و حال ردیف مرا تو بهتر کن تو اصلا آمده ای ناخدای دل باشی -اگر که کفر نباشد- خدای دل باشی کنار نام تو ساحل شدند طوفانها به شوق روی تو عاشق شدند انسانها بدون نام شما، سرنوشت یعنی چه؟ بدون کرب و بلایت، بهشت یعنی چه؟ بدون ماه محرم، بهار زیبا نیست بدون روی تو اردیبهشت یعنی چه؟ "غلامتان به من آموخت در میانه ی خون"* که پیش چشم تو، زیبا و زشت یعنی چه؟ □ خدا نوشته صدای تو را صدای خودش و خلق کرده تمام تو را برای خودش و قبل از آنکه ببخشد به عشق معنا را سروده حضرت حق رمز هستی ما را: خدا از اول خلقت نوشت: کرب و بلا به خاک عالم و آدم سرشت: کرب و بلا نوشت کرب و بلا تا زمین بنا بشود نوشت کرب و بلا تا زمان به پا بشود برای اینکه بگوید همیشه بی همتاست نوشت کرب و بلا تا خدا، خدا بشود نوشت کرب و بلا تا بشر ببیند که بهشت روی زمین ممکن است جا بشود و بعد لطف به چشمان بی نوا کرده مرا برای کسی چون شما گدا کرده □ تو بهترین غزل این گدا شدی امشب تو ضامن سفر کربلا شدی امشب تو جلوه همه جود و لطف و احسانی تو معنی همه ی آیه های قرآنی تو قطره های نگاه خدا به این بشری تو قطره نیستی اصلا تو عین بارانی گدا منم به خدا، رعیت توام والله تویی که پیش نگاهم همیشه سلطانی بیا خیال دلم را دوباره راحت کن همیشه صاحب این دلشکسته میمانی غزل که لایق وصف جمال ماهت نیست گداست هر که در این شهر سربه راهت نیست تو عاشقانه ترین شعر دفترم هستی تو تا ابد به خداوند در سرم هستی دوباره وقت اذان است، وقت دلتنگی دوباره زمزمه هایی از این دل سنگی... ... بیا و شعر مرا باز هم هوایی کن بیا و حال مرا باز کربلایی کن... *مصرع از سید حمیدرضا برقعی https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6