eitaa logo
مرهم
566 دنبال‌کننده
176 عکس
49 ویدیو
0 فایل
چه کنم با دل مجروح که #مرهم با اوست #حافظ محمدجواد خراشادی زاده مهندس الکترونیک سطح ۳ رشته کلام اسلامی مربی پرورشی و دبیر ادبیات فارسی متوسطه ◇ اشعار یادداشت ها گاه نگار @marham133 https://eitaa.com/joinchat/1827930400C3f08a3cca6
مشاهده در ایتا
دانلود
مرهم
بسم الله خیلی حوصله‌ی شرح قصه نیست... فقط آمدم بگویم امیرعلی(دانش آموز کلاس هشتمی) اوضاع خوبی ندار
بسم الله انا لله و انا الیه راجعون امیرعلی رفت. همراه با پدر و خواهر کوچکترش... پارسال رضا و امسال هم امیرعلی. چند روزه دارم به این فکر می کنم در تمام سال های تحصیلم نشنیدم که یکی از دانش آموزان هم مدرسه ای از دنیا برود... اما در همین چند سال کوتاه معلمی، این دومین داغی بود که از دانش آموزانم دیدم... داغی که باعث شده علیرغم میل باطنی از خدا بخواهم کلاس های امسال تا خرداد حضوری نباشد تا مبادا، جای خالی امیرعلی در کلاس...😢 پسری که همیشه ساکت بود و برخلاف جثه‌ی کوچکش، روحش چنان بزرگ بود که حالا اعضای بدنش، زندگی را به چند نفر هدیه می دهد تا آن‌ها سکوت همیشگی امیرعلی را در گوش زمان فریاد بزنند... حرف زیاد است... بگذریم... پارسال که رضا از دنیا رفت هم این را گفتم که همیشه فکر می کردم عاشق دانش‌آموزان شده ام، ولی امروز مطمئن شدم... حرف زیاد است... بگذریم... استادی داشتم که می‌گفت "خدا به اندازه ظرفیت انسان به او داغ می دهد" و من دارم فکر می کنم که ظرفیت من چقدر است؟؟؟!!! حرف زیاد است... باز هم بگذریم... برای دل مادر امیرعلی دعا کنید... @marham133
بسم الله گالری گوشیم پر شده است از عکس هایی که این چند سال با دانش آموزانم گرفته ام... هرعکس یادآور خاطره ای... خاطره هایی که غالبا شیرین و پر از خنده های معصومانه بچه‌ها و حاکی از ذوق‌ عکس گرفتن با معلم فارسی‌شان است... خاطره هایی که گاهی با تماشای آنها، بی خیال غم های دنیا می شوم... غم هایی که گاهی از دل همین عکس ها بیرون می زند و چشمم را روی نقطه کوچکی از آن متوقف می‌کند... نقطه ای که تصویر همان دانش‌آموزی را نشان می‌دهد که در آن خاطره نقش پررنگ تر داشته است. نقطه ای که این روزها امیرعلی‌ست... بگذریم... این جزء آخرین عکسی‌هایی است که با امیرعلی در گوشیم دارم... شب ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ بعد از تکبیر ساعت ۹ شب این عکس را گرفتیم... تمام خنده های آن‌شب شبیه یک فیلم از جلوی چشمانم می‌گذرد... فیلمی که ای کاش ثبت نمی کردم تا مثل تمام خاطرات ثبت نشده معلمی، فقط در ذهنم می‌ماند و شاید در آینده کمرنگ می‌شد... بگذریم... تا مدت‌ها میتوانم از این عکس ها بگذارم و بنویسم ولی... باز هم بگذریم... برای دل مادر امیرعلی دعا کنید. 😭 @marham133
بسم الله از سالهای قبل، شاید دوران دبیرستان و دانشگاه، خیلی به معلم شدن فکر می‌کردم و فانتزی هایی هم از یک معلم خوب شدن در ذهن داشتم... اما هیچ وقت فکر نمی‌کردم موفقیت های دانش آموزانم اینقدر باعث خوشحالی‌ام شود... شاید اگر این حس خوب های معلمی نبود، سختی هایش را نمی‌توانستم تاب بیاورم... @marham133
بسم الله راستش را بخواهید چند روز است دارم به آنچه الآن می نویسم فکر می کنم... حتی به عکسش هم فکر کرده بودم... ولی هیچکدام به نتیجه نرسید. یعنی نمی دانم کدام عکس را انتخاب کنم؟ آنقدر در این چند سال معلمی، با بچه ها عکس دارم که نمی‌شود از بین‌شان چندتا را انتخاب کرد... آنقدر خاطرات متفاوت از این چند سال دارم که نمی دانم با کدام شروع کنم و به کجا ختم کنم؟؟!! خاطراتی از شیرینی ها و تلخی های کلاس... این چند سال با خوشی بچه ها خندیدم و با غم‌شان غصه خوردم... با پیشرفت‌شان ذوق کردم و برای نمرات پایین‌شان به خودم تلنگر زدم... قبل از تشویق کردن‌شان در دلم احساس غرور و افتخار داشتم و قبل از جریمه کردن‌شان خودم را مواخذه کردم... سعی کردم حتی در نگاه کردن به چشمانشان بین درس دادن، عدالت را رعایت کنم و حتی در لبخند زدن به آنها هم دچار تبعیض نشوم... حتی نگذاشتم بچه ها متوجه بغض معلمی شوند که چشمش به جای خالی دانش آموزش افتاده و بی آنکه بفهمند بغضش را فروخورده و در دل نگه‌داشته است... نمی‌دانم این بچه ها تا چند سال دیگر معلم فارسی‌شان را به خاطر خواهند آورد و اصلا با چه عنوانی از او یاد می کنند...؟ اما مطمئنم که چند سال بعد به عکس های تلفن همراهم نگاه می کنم و بعد از کلی ذوق کردن، به یاد خاطرات این روزها بغض خواهم کرد... و همین را می دانم که قبلا فکر می کردم اگر روزی معلم شوم، حتما عاشق دانش آموزانم می شوم و امروز مطمئن شده ام... @marham133
بسم الله نفرات برتر جشنواره خوارزمی رو آوردم برای جلسه توجیحی مرحله منطقه... از الآن استرس دارم که آیا امسال هم می‌توانم موفقیت یکی از آنها را در جشنواره ببینم و آن شیرینی مقام کشوری پارسال برایم تکرار خواهد شد یا نه؟! به دو سه نفرشان خیلی امید دارم. با تمام وجودم معتقدم نسل امروز باوجود ضعف های ادبیاتی که ریشه اصلی اش گوشی و فضای مجازی است، ذهن باز و پویایی دارد که باید دیده شود. هنوز هم تعداد نوجوانانی که ذهن‌شان را می توانند روی کاغذ بیاورند، آن‌قدر زیاد هستند که در یک مدرسه، انتخاب چند نفر، کار معلم را خیلی سخت می کند و گاهی عذاب وجدان به همراه دارد که نکند انتخابش اشتباه باشد. @marham133
بسم الله آلوده شدم؛ در عرفه پاکم کن خشکم؛ به دو قطره اشک نمناکم کن قبل از مرگم، اجازه‌ی توبه بده بعد از مرگم، صحن نجف خاکم کن @marham133
بسم الله امروز مرحله خوانش متن جشنواره خوارزمی بود. بدون تعارف و حرف اضافه! امروز ذوق کردم از اجرای بچه ها... بچه ها خیلی عالی بودند. رو سفیدم کردند. متن های قوی و عالی؛ اجراهای فوق العاده؛ کیف کردم از داشتن این دانش آموزها؛ امروز واقعا جزو بهترین روزهای دوران چند ساله‌ی معلمی‌ام بود. این نویسه(همون پُست خودمون😉) رو نوشتم که بگم بهشون چه اسمشون توی نفرات برگزیده باشه و چه نباشه، همیشه باعث افتخار معلم فارسی‌شون هستند... دمتون گرم🌸 @marham133
هدایت شده از مرهم
بسم الله چنانکه در دل دریا صدف شود پیدا به احترام تو از خُم، شرف شود پیدا نماز و روزه‌ی بسیار خصم تو هیچ است چنانچه بر روی دریاچه کف شود پیدا شکست قیمت فیروزه و عقیق یمن چو از ضریح تو درّ نجف شود پیدا دلی که با غم و غصه رسیده در حرمت پس از خروج، فقط با شعف شود پیدا غرض ز زندگیم دیدن جمال تو بود بساز دار مرا تا هدف شود پیدا میان اهل زمین کافری نخواهد ماند اگر به وصف تو "ما اِنکَشَف" شود پیدا @marham133