~🕊
🌴#برگیازخاطرات✨
ماه رمضان توی تابستان بود. علی فعالیت خیلی زیادی توی بسیج داشت.
همه وقت اذان میشد، شروع به خوردن افطار می کردند. ولی علی میگفت: اول نماز بعدا غذا.
آن هم چه نمازی. با آرامش تمام. هیچ وقت قنوت علی رو یادم نمیره همیشه موقع قنوت کردن گردنش رو کج میکرد و با حالتی گدایی از خدا حاجت می خواست.
#شهید_علی_حیدری
📚 کتاب: علی بی خیال
🌱|@martyr_314
~🕊
🌴#برگیازخاطرات✨
⚘یک شب دختر فراری را گرفته بودیم. حاج اکبر وقتی سادگی و خامی دختر را دید. او را تحویل همسرش داد و گفت: تا من پدرش را پیدا کنم ازش خوب مراقبت کن. می ترسم بفرستیم زندان آلوده شود و کارهایی را هم که بلد نیست یاد بگیرد. پس از چند روز پدرش را پیدا کرد و تحویلش داد.
⚘بعد از چند وقت اطلاع پیدا کردیم منزل حاجی عروسی است. دیدیم با وساطت او همان دختر به عقد یکی از رزمندگان سپاهی در آمده است. آن برادر بعدها به شهادت رسید و دو فرزند ازش باقی ماند.
📚امیر دریا دل
#شهید_اکبر_خردپیشه_شیرازی
🌱|@martyr_314
بزرگترین و باوفاترین بانوی اسلام درخصوص
مسائب عاشورا صبر پیشه نمودند
از همسرم میخوام فرزندانم را باید آنگونه که
باعث افتخار اطرافیان و جامعه گردند
تربیت نمایند و ایشان نیز کوتاهیهای این جانب را حلال کنند!
#شهید_فیروزحمیدیزاده
🌱|@martyr_314