زندستشودرازکردکہدستبده
ولۍامامموسےصدردستشو
روۍسینہاشگذاشت..
زنگفت:ترسیدۍنجسبشۍ؟!
امامموسےصدرگفت:خیر
بلڪهطھارتشماحفظبشه :)🌱
#امامموسیصدر
🌱|@martyr_314
یه نفرو بشناسید،بعد عاشقش بشید
چون وقتی عاشقش میشید
نمیتونید بشناسید!
#نکات_ازدواج
🌱|@martyr_314
میخواهم شهید شوم تا اگر زندهام
موجودی نباشم که جلوگیری از رشد دیگران شوم
تا شاید خونم بتوان این موضوع را جبران نماید
و نهال کوچکی از جنگل انبوه انقلاب را آبیاری کنم
#شهیدکلهر
🌱|@martyr_314
8.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این بار شهدا را از صف اول چیدند❤️🩹🕊
گاهی تسبیح دست بگیر
۱۰۰ بار تکرار کن:
ببخش که بخشیدی و باز خطا رفتم!
🌱|@martyr_314
هࢪ باࢪ ڪھ اسـم سـوࢪیھ را مےآوࢪد
دلم مےݪࢪزید و ࢪاضے نمےشـدم
یڪ ࢪوز بھ من گفـټ:
ماندھام با این همھ اعتقاداتے ڪھ داࢪۍ چࢪا ࢪاضے نمےشـوۍ بھ سـوࢪیھ بࢪوم
جواب حضࢪټ زینب و ࢪقیھ ࢪا خودت بدھ...
دࢪ باوࢪم نمےگنجید ڪھ بخواهم
جلیل ࢪا بھ این زودۍ از دسـت بدهم
نگاهم دࢪ نگاهش قفڵ شـد..
|با خود مےگفتم مࢪا بھ ڪھ واگذاࢪ ڪࢪدۍ...
ࢪاھ بࢪگشـتے بࢪاۍ من نگذاشـتے...
شـࢪمندھ شـدم
و سـࢪم ࢪا پایین انداختم
و همان ݪحظھ از تمام وجودم
جݪیڵ ࢪا بھ حضࢪټ زینب(س) سـپࢪدم
همسر#شهید_جلیل_خادمی
🌱|@martyr_314
و هیچ عاشقی
غیرتمندتر از خداوند
به معشوقِ خویش نیست
#استاد_شجاعی
🌱|@martyr_314
بلافاصله نگاهم به سرِ ابراهیم افتاد
قسمتی از موهای بالای سر او سوخته بود..
مسیر یک گلوله را میشد بر روی موهای او دید
با تعجب گفتم:
داش ابرام سرت چی شده؟
دستی به سرش کشید
با دهانی که به سختی باز میشد گفت:
میدانی چرا گلوله جُرات نکرد وارد سرم بشود؟
گفتم چرا..؟
ابراهیم لبخندی زد و گفت:
گلوله خجالت کشید وارد سرم بشود
چون پیشانی بند"یامهدی"به سرم بسته بودم..
#شهید_ابراهیم_هادی
🌱|@martyr_314