روزها میگذرد و همچنان
مرد میدان تو هستی برای ما سردار دلها
#شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
#شهادت_هنر_مردان_خداست
@martyrs201
خداوند او را پذیرفت با همین مدل پوشش
با تتو های دستش ، اما ما با ذهنی بسته
شاید قبول نداشته باشیم حتی شهادت او را....
شهید پارسا منصور از شهدای جنگ ۱۲ روزه
@martyrs201
💔
مگر ما امامزمان نداریم؟
مسئول تیم شناسایی بودم و به دستور علی آقا باید وضعیت تنگه سومار را در می آوردم.
از هر طرف که میرفتیم، میخوردیم به میدانمین و موانع و نرسیده به آنجا کپ میکردیم. دیگر خسته شده بودم.
آمدم پیش علی آقا و گفتم: نمیشود.
جوابی نداد. گفتم: از هر طرف که رفتیم به سیمخاردار و میدان موانع برمیخوریم.
معلوم بود که علی آقا عصبانی شده. وقتی عصبانی می شد، چشمهای سبزش را گوشه ای میدوخت.
با عصبانیت داد زد: مگر ما امامزمان نداریم؟
این جمله را با تمام وجودش گفت.
گفت: همین الان می رویم.
مات و مبهوت گفتم: حالا؟ توی این روز روشن؟ رفتیم و شناسایی کامل انجام شد.
📚دلیل
راوی: کریم مطهری ( همرزم شهید )
#شهید_علی_چیت_سازیان
#شهادت_هنر_مردان_خداست
@martyrs201
به وقت طلوع خورشید ستاره ها یکی یکی غروب میکنند💔.
#شهادت_هنر_مردان_خداست
@martyrs201
یکی از مقامات حزبالله: قبل از سال ۲۰۰۶ حاج عماد مغنیه تصویری از یک تانک مرکاوا را در دفتر خود درست روبروی صندلی اش نصب کرده بود،طوری که همیشه در معرض دیدش باشد.
بعد از مدتی به دیدنش رفتم و آن عکس را پیدا نکردم از او پرسیدم عکس مرکاوا کجاست؟ او با لبخند پاسخ داد راه حل از بین بردن آن را پیدا کردم.
#شهید_حاج_عماد_مغنیه
#شهادت_هنر_مردان_خداست
@martyrs201
حاج قاسم:
در عملیات خیبر رفتم به جزیره مجنون جنوبی شهید مهدی باکری ( فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا ) هم آنجا بود. وقتی آنجا بودم با بیسیم به ما اطلاع دادند که حمید باکری ( برادر شهید مهدی باکری و جانشين فرماندهی لشکر عاشورا ) شهید شده گفتن جنازه آقا حمیدُ برگردونیم مهدی گفت نه گفتن چرا مهدی گفت اگه تونستین جنازه همه نیروها رو برگردونید جنازه حمید رو هم برگردونید.
راوی: شهید حاج قاسم سلیمانی
#شهید_مهدی_باکری
#شهید_حمید_باکری
#شهادت_هنر_مردان_خداست
@martyrs201
زمانی که فرمانده نیروی زمینی ارتش بود، در بازدید یکی از پادگان ها به فرمانده پادگان گفته بود: معنویت بچههای پادگان چطوره؟ فرمانده گفته بود خوبه نمازجماعتا بچهها میان و موقع اذان نماز خونه پادگان شلوغ میشه. صیاد گفت: نماز صبح هم شلوغه؟ فرمانده پادگان گفت خلوت تره بچهها اکثرا اون موقع خوابن. صیاد وقتی اینو شنید گفت بگید همه بچه های پادگان موقع اذان بیان میخوام براشون حرف بزنم. موقع اذان صبح شد همه بچهای پادگان اومده بودن موقع سخنرانی صیاد رسید همه میخواستن بدونن تو این ساعت صیاد چی میخواد بگه، صیاد گفت:( بسم الله الرحمن الرحیم، چطوره که منِ بنده خدا میگم بیایید همه میآیید ولی خدا میگه بیایید نمی آیید والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته ) بعد این حرفِ صیاد همه بچه ها تو شُک رفته بودند.
#نماز_اول_وقت
#شهید_علی_صیاد_شیرازی
#شهادت_هنر_مردان_خداست
@martyrs201
گفتم: نگرانتم، آنقدر موقع اذان توی جاده کنار نزن،
چند دقیقه دیرتر نماز بخونی چی میشه؟! افتادی دست کومولهها چی؟!
خندید و گفت: تمام جنگ ما بخاطر همین نمازه، تمام ارزش نمازم توی اول وقت خوندنشه.
#شهید_مهدی_زینالدین
#شهادت_هنر_مردان_خداست
@martyrs201
شب عملیات بدر حرکت آغاز شد از کنار دجله برخاستیم زیاد هم توجیه نبودیم فقط میدانستیم که به سمت اتوبان بصره میرفتیم. از رودخانه که گذشتیم علی گفت بچه ها صبر کنید در این شرایط او شروع به صحبت کرد و گفت ( وقتی خداوند خواست انسان را خلق کند ملائکه گفتند خدايا مگر نمیدانی ای آدم ها خونریز هستند و همدیگر را خواهند کشت؟ خداوند به آنها فرمود: ( إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ) امشب شبی است که شما آبروی خدا را حفظ خواهید کرد. وقتی بنده ای خلافی میکند شیطان اورا به سمت خود میکشاند، شیطان خدا را مزمت میکند و میگوید: ببین چه چیزی خلق کردی؟ در حالی که مرا با آن همه عبادتی که برای تو کرده بودم طرد کردی. خداوند میفرماید ( فَخَرَجَ ) بیرون برو! بندگانی هستند و کارهایی انجام میدهند همچون شهادت. آنها در قبال شهادت رقص کنان هستند و به سوی شهادت میروند و با آغوش باز هم میروند. امشب شب رقص است. امشب ملائکه رقصیدن شمارا تماشا خواهند کرد. با رقص تان خدارا سربلند کنید امشب شب رقص شهادت است.
#شهید_علی_تجلایی
#شهادت_هنر_مردان_خداست
@martyrs201
درست یک هفته قبل از شهادتش گفت: ( من همین روزها شهید میشوم ) رنجیده نگاهش کردم؛ ادامه داد: خواب دیدم یکی از دوستان شهیدم آمده است و دست مرا گرفته که با خودش ببرد من نگاهم به شما و بچه بود شما گریه میکردید و من دل نمیکندم شما باید راضی باشید تا من شهید بشوم. بغض گلویم را گرفته بود جوابش را ندادم وقتی دید جوابش را نمیدهم با لحنی غریب گفت: ( عفت! تو را به فاطمه زهرا قسمت میدم رضایت بده! ) طاقت نیاوردم اشک تمام صورتم را خیس کرده بود در همان حال گفتم: باشد اگر مشکل شما رضایت من است، من راضی هستم.
راوی: عفت شجاع ( همسر شهید )
#شهید_علی_صیاد_شیرازی
#شهادت_هنر_مردان_خداست
@martyrs201