#تلخ_اما_واقعی
🔴عاقبت سپردن مدیریت کشور بدست جماعت لیبرال غربزده
⏪ گزارش روزنامه ایران از زیاد شدن خرید جنس دست دوم برای جهیزیه عروس !
گرانی لوازم منزل بازار دست دوم فروشیها را برای خرید جهیزیه عروس گرم کرده است. فروشندهای میگوید: زیادند کسانی که میآیند دنبال جنس کارکرده برای جهیزیه. الان زور مردم نمیرسد، وگرنه چه کسی خوشش میآید لوازم دست دوم برای جهیزیه بچهاش بخرد
@masaf_raefipour2
🔴سرگذشت ارواح در عالم برزخ(قسمت اول)
💠مقدمه:
🌻لازم به ذکر هست که ما از کتابی استفاده میکنیم که در آن از احادیث و روایات معتبر استفاده شده و مورد تایید عالم گرانقدر «آیت الله جعفر سبحانی» هم قرار و مورد استقبال قرار گرفته است...
✍قسمت اول:
🔴حالت احتضار:
💠چند روز بود که درد سراسر وجودم را فرا گرفته و به شدت آزارم میداد. سرانجام مقدمات مرگ من با فرا رسیدن حالت احتضار فراهم شد.
💥کم کم پاهایم را به سمت قبله چرخاندند. همسر، فرزندان، خویشان و برخی دوستان اطرافم را گرفته بعضی از آنها اشک در چشمهایشان حلقه بسته بود.
❄️چشمانم را به آرامی فرو بستم و در دریایی از افکار فرو رفتم. با خود اندیشیدم که عمرم را چگونه و در چه راهی صرف نموده و اموال هرچند اندک خود را از کدام راه به دست آورده و در کدامین مسیر خرج کردهام. فکرش به شدت آزارم میداد، از شدت اضطراب چشمانم را گشودم.
⚡️در این هنگام ناگاه متوجه سفید پوش بلند قامتی شدم که دستانش را بر نوک انگشتان پاهایم نهاده بود و آرام و آهسته به سمت بالا میکشاند،
🍀 در قسمت پاها هیچگونه دردی احساس نمیکردم اما هرچه دستش به طرف بالا میآمد درد بیشتری در ناحیه فوقانی بدنم احساس میکردم گویا همه دردهای وجودم به سمت بالا در حرکت بود.
🌾تا اینکه دستش به گلویم رسید. تمامی بدنم بی حس شده بود اما سرم چنان سنگینی میکرد که احساس میکردم هر آن ممکن است از شدت فشار بترکد و یا چشمانم از حدقه درآید.
🍃عمویم که پیرمردی ریش سفید بود جلو آمد و با چشمان اشک آلود گفت: عمو جان شهادت را بگو...
🌱من میگویم و تو تکرار کن:
اشهد ان لااله الاالله و اشهد انّ محمداً رسول الله و انّ علیاً ولی الله و ... او را میدیدم و صدایش را میشنیدم.
🔅لبهایم به آرامی تکانی خورد و چون خواستم شهادتین را بر زبان جاری کنم یکباره هیکلهای سیاه و زشتی مرا احاطه کردند و به اصرار از من خواستند شهادتین را نگویم
.
✅ شنیده بودم شیاطین هنگام مرگ برای گرفتن ایمان تلاش میکنند اما هرگز گمان نمیکردم آنها در اغفال من توفیقی داشته باشند....
✍ادامه دارد...
🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃
🔰با ما همراه باشید👇
@masaf_raefipour2
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎬 کلیپ استاد رائفی پور
🔮 « روزی اقتصاددانان جهان خواهند گفت افول امریکا از تحریم دلاری ایران شروع شد »
🎤سخنرانی: ظرفیتهای تمدن سازی عاشورا (۲۲)
@masaf_raefipour2
12.35M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 کلیپ استاد رائفی پور
📝 از کوفه تا تهران
#سیاسی
@masaf_raefipour2
12.35M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️مظلوم اما مقتدر
🔹داستان مردمی ترین پلیس جهان
#استاد_رائفی_پور
✅
@Masaf_raefipour2
هدایت شده از 🚨خبر فوری و مهم🚨
12_Monajat_Shabe14_Ramezan_1391_c_(www.rasekhoon.net).mp3
8.16M
💠 #روضه سنگین و جانسوز وداع #حضرت_سکینه
✍ اگر نازی کند دختر خریدارش پدر باشد 😭
🎤🎤 سید مهدی #میرداماد
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
◾️ پنجم ربیع وفات حضرت سکینه
@olama_ir
🔴سرگذشت ارواح در عالم برزخ(قسمت ۲)
◾️عمویم دوباره صورتش را به من نزدیک کرد و شهادتین را به من تلقین نمود.
همین که خواستم زبانم را تکان دهم دوباره شیاطین به تلاش افتادند اما این بار از راه تهدید وارد شدند...
💥 لحظه عجیبی بود، از یک طرف آن شخص سفید پوش با کارهای عجیبش و از طرف دیگر اصرار عمویم بر گفتن شهادتین و از سوی دیگر ارواح خبیثه که سعی در ربودن ایمان، در آخرین لحظات زندگیم داشتند.
💠زبانم سنگین و گویا لبهایم بهم دوخته شده بود. واقعاً درمانده شده بودم. دلم میخواست از این وضع رنج آور نجات مییافتم اما چگونه؟ از کدام راه؟ به وسیله چه کسی؟
✨ در این کشاکش ناگهان از دور چند نور درخشان ظاهر شدند، با آمدن آنها مرد سفیدپوش به تعظیم ایستاد و آن چهرههای ناپاک فرار کردند،
💫 هرچند در آن لحظه آن نورهای پاک و بی نظیر را نشناختم اما بعدها فهمیدم که آنها ائمه اطهار (علیم السلام) بودند که در آن لحظه حساس به فریاد من رسیدند و از برکت وجود آنها چهرهام باز و سبک شده، لبهایم را تکان دادم و شهادتین را زمزمه کردم.
🌼 در این لحظه دستهای آن سفیدپوش از روی صورتم گذشت و من که در اوج درد و رنج بودم ناگهان تکانی خورده و آرام شدم.
✅انگار تمام دردها و رنجها برای اهالی آن دنیا جا نهاده بودم، زیرا چنان آسایش یافتم که هیچگاه مثل آن روز آزادی و آرامش نداشتم ..
✳️حال زبان و عقلم به کار افتاده بود، همه را میدیدم و گفتارشان را میشنیدم.
🔆در این لحظه نگاهم به آن مرد سفیدپوش افتاد. پرسیدم: تو کیستی؟ از من چه میخواهی؟ همه اطرافیانم را میشناسم جز تو.
🔰گفت: تا حال باید مرا شناخته باشی من ملک الموت هستم. از شنیدن نامش ترس و اضطراب وجودم را لرزاند.
⚜ خاضعانه در مقابلش ایستادم و گفتم: درود خدا بر تو فرشته الهی باد، نام تو را بارها شنیدهام با این حال در آستانه مرگ هم نتوانستم تو را بشناسم، آیا برای تمام کردن کار از من اجازه میخواهی؟
♦️فرشته مرگ در حالی که لبخند میزد گفت: من برای جدا کردن روح از بدن، محتاج به اجازه هیچ بندهای نیستم و تو هم اگر خوب دقت کنی دار فانی را وداع گفتهای، خوب نگاه کن آن جسد توست که در میان جمع بر زمین مانده است.
🔷به پایین نگاه کردم. وحشت و اضطراب سراسر وجودم را فراگرفته بود.
جسدم در میان اقوام و آشنایان بدون هیچگونه حرکتی بر زمین افتاده بود و همسر و فرزندان و بسیاری نزدیکانم، در حالیکه در اطراف جنازهام خیمه زده بودند، ناله و فریادشان به آسمان بلند بود،با خود اندیشیدم: اینان برای چه و برای که اینگونه شیون میکنند؟!
🔘 خواستم آنها را به آرامش دعوت کنم، مگر میشد... فریاد برآوردم: عزیزان من! آرام باشید، مگر آرامش و راحتیم را نمیخواستید؟ پس چرا زانوی غم در بغل گرفتهاید؟!
من اکنون پس از آن درد جانفرسا، به آسایش و آرامش خوشحال کنندهای رسیدهام.
🍂با شمایم آی! آیا صدایم را نمیشنوید؟ گریهتان برای چیست؟ شکوه و شکایت از چه میکنید؟ فضای خانه را پر از دعا و ذکر حق کنید...
✍ادامه دارد...
🌹✨🌹✨🌹✨🌹✨🌹✨
🔰با ما همراه باشید👇
@masaf_raefipour2
4_5983592950381150924.mp3
26.06M
سخنرانی صوتی استاد رائفی پور
موضوع : تاثیر شبکه های اجتماعی بر سبک زندگی
تاریخ : 1393.9.13
مکان : #کرمان
@masaf_raefipour2
4_5891081223136084512.pdf
3.46M
📕 #کتاب #آموزش_احکام (دختران) 👌🙆
👤رده سنی: ویژه 👩💻دختران نوجوان و جوان
#احکام #احکام_دختران #احکام_جوانان #احکام_نوجوان #احکام_زنان #احکام_بانوان
@masaf_raefipour2
@masaf_raefipour
4_5891081223136084510.pdf
19.22M
📕 #کتاب #آموزش_احکام (پسران)😍🤓
👤رده سنی: ویژه 🤷♂پسران نوجوان و جوان
#احکام #احکام_پسران #احکام_جوانان #احکام_نوجوان #احکام_مردان
@masaf_raefipour2
@masaf_raefipour