🔵رابطه عقل آدم با دین و حیا!
☀️جبرئيل از طرف خدا نزد آدم علیه السلام آمد و گفت:
🌹اي آدم! من از جانب خدا مأمور شده ام تا تو را در انتخاب يكي از اين سه خصلت، مخير سازم، يكي از آن سه را بر گزين و دوتاي آن را واگذار.
✅آدم (علیه السلام)پرسيد: آن سه خصلت چيست؟
🌹جبرئيل گفت:
1- عقل
2-حياء
3- دين.
✳️آدم(علیه السلام) فرمود: در ميان سه خصلت، خصلت عقل و انديشيدن را برگزيدم.
💠جبرئيل به حيا و دين گفت: شما جدا شويد و عقل را به خودش واگذاريد.
✨️حيا و دين گفتند:
: اي جبرئيل! ما مأمور هستيم كه همه جا همراه عقل باشيم و از او جدا نشويم...
💐جبرئيل گفت: خود دانيد، آنگاه به سوي آسمان عروج كرد و رفت.
🔴نتیجه: هرچقدر عقل آدمی بیشتر باشد میزان دین و حیایش هم بیشتر خواهد بود..
@Masafe_akhar
🌹🌹🌹🌹🌹🌷🌷🌹🌹🌹🌹🌹
📒 7- اصول كافي، ج 1، كتاب العقل و الجهل، حديث 2، ص 10.
15.69M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 کلیپ : مراقب باشیم، ابزار دشمن نشویم
👤 #حجت_الاسلام_والمسلمین_عاملی
@Masafe_akhar
12.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 کلیپ : سقوط ممکن است، حتی با یک کلمه!
👤 #حجت_الاسلام_والمسلمین_عاملی
@Masafe_akhar
23.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 کلیپ : حفظ سلامت روح، بزرگترین هنر انسان
👤 #حجت_الاسلام_والمسلمین_عاملی
@Masafe_akhar
20.45M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 کلیپ : معرفت لازم است!
👤 #حجت_الاسلام_والمسلمین_عاملی
@Masafe_akhar
👤استاد #رائفی_پور
💞 اگر می بینید سبک زندگی تغییر کرده، این در اثر تغییر ارزشهاست...
#قبل_از_ازدواج
@Masafe_akhar
🔅 #پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله:
✍️ اللّهُمَّ اجعَل حُبَّكَ اَحَبَّ الأشياءِ إلَىَّ؛
🔴 خدايا! دوست داشتنت را محبوبترين چيزها نزد من گردان.
📚 بحارالانوار، جلد ۸۸، صفحه ۷۰
#حدیث_روز
@Masafe_akhar
روزمان را با #قرآن آغاز کنیم
⭐👇۲۸ خرداد فتح خرمشهری دیگر به دست مومنین
سوره مبارکه الأنفال آیه ۹
إِذ تَستَغيثونَ رَبَّكُم فَاستَجابَ لَكُم أَنّي مُمِدُّكُم بِأَلفٍ مِنَ المَلائِكَةِ مُردِفينَ﴿۹﴾
(به خاطر بیاورید) زمانی را (که از شدت ناراحتی در میدان بدر،) از پروردگارتان کمک میخواستید؛ و او خواسته شما را پذیرفت (و گفت): من شما را با یکهزار از فرشتگان، که پشت سر هم فرود میآیند، یاری میکنم.
⭐👇امام خامنه ای ۹۰/۶/۱۷
در جمع خبرگان رهبری
البته ما اشتباه میکنیم؛ گاهی نمیفهمیم این تفضل الهی را، نمیبینیم دست عطوفت الهی را در قضایای مختلف که بر سر ما گذاشته میشود. گاهی هم از این جهت اشتباه میکنیم که خیال میکنیم مائیم که داریم این کارها را میکنیم، در حالی که ما نیستیم؛ «لو انفقت ما فی الارض جمیعا ما الّفت بین قلوبهم و لیکنّ اللَّه الّف بینهم».«قلب المؤمن بین اصبعی الرّحمن» کی این مؤمنین را میکِشد میآورد توی این میدانها، اینجور اینها را متوجه به خدا میکند؟ جز دست الهی، جز قدرت الهی، چیز دیگری نیست. اینهاست که ما را امیدوار میکند.
من نمیخواهم فقط شرح ماوقع را عرض کنم - که خب، این ماوقع را همه داریم میبینیم - من میخواهم این استنتاج را بکنم: «هو الّذی ایّدک بنصره و بالمؤمنین»؛خدای متعال تأیید خودش را در کنار نصرت به وسیلهی مؤمنین میگذارد، که علیالظاهر مراد در اینجا نصرتهای معنوی است؛ مثل همان «انّی ممدّکم بألف من الملائکة مردفین»و امثال اینها. «هو الّذی ایّدک بنصره و بالمؤمنین»؛ مؤمنین هستند که موجب نصرت میشوند؛ مؤمنین هستند که نظام را پابرجا نگه میدارند؛ مؤمنین هستند که در میدانهای مختلف، جاده را صاف میکنند تا نظام اسلامی بتواند کارهای بزرگی را انجام دهد
✍تدوین : رجبعلی بازیاد
@Masafe_akhar
هدایت شده از KHAMENEI.IR
8.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 #فیلم_نوشت | رهبر انقلاب، صبح روز گذشته: برنامه مخالفین به جان هم انداختن طرفدارهاست
#انتخاب_درست_کار_درست
📥 دسترسی به مجموعه فیلمنوشتهها👇
farsi.khamenei.ir/video-content?id=47929
🔴حکایت تاجر متوكل
در زمان پيامبر اسلام صلی الله عليه و آله و سلم مردی هميشه متوكل به خدا بود و برای تجارت از شام به مدينه می آمد. روزی در راه دزد شامی سوار بر اسب، بر سر راه او آمد و شمشير به قصد كشتن او كشيد.
تاجر گفت: ای سارق اگر مقصود تو مال من است، بيا بگير و از قتل من درگذر.
سارق گفت: قتل تو لازم است، اگر ترا نكشم مرا به حكومت معرفی می كنی.
تاجر گفت: پس مرا مهلت بده تا دو ركعت نماز بخوانم؛ سارق او را امان داد تا نماز بخواند. مشغول نماز شد و دست به دعا بلند كرد و گفت: بار خدايا از پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم تو شنيدم هر كس توكل كند و ذكر نام تو نمايد در امان باشد، من در اين صحرا ناصری ندارم و به كرم تو اميدوارم.
چون اين كلمات بر زبان جاری ساخت و به دريای صفت توكل خويش را انداخت، ديد سواری بر اسب سفيدی نمودار شد، و سارق با او درگير شد.
آن سوار به يك ضربه او را كشت و به نزد تاجر آمد و گفت: ای متوكل، دشمن خدا را كشتم و خدا تو را از دست او خلاص نمود.
تاجر گفت: تو كيستی كه در اين صحرا به داد من غريب رسيدی؟ گفت: من توكل توام كه خدا مرا به صورت ملكی در آورده و در آسمان بودم كه جبرئيل به من ندا داد: كه صاحب خود را در زمين درياب و دشمن او را هلاك نما. الان آمدم و دشمن تو را هلاك كردم، پس غايب شد.
تاجر به سجده افتاد و خدای را شكر كرد و به فرمايش پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم در باب توكل اعتقاد بيشتری پيدا كرد. پس تاجر به مدينه آمد و خدمت پيامبر صلی الله عليه و آله رسيد و آن واقعه را نقل كرد، و حضرت تصديق فرمود.
آری توكل انسان را به اوج سعادت می رساند و درجه متوكل درجه انبياء و اولياء و صلحاء و شهداء است.
📚 خزينه الجواهر، ص ۶۷۹
❥↬ @Masafe_akhar
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
🌺#داستانک
مردی خانه بزرگی خرید. مدتی نگذشت خانه اش آتش گرفت و سوخت. رفت و خانه دیگری با قرض و زحمت خرید. بعد از مدتی سیلی در شهر برخاست و تمام سیلاب شهر به خانه او ریخت و خانهاش فرو ریخت.
مرد را ترس برداشت و سراغ شیخ شهر رفت و راز این همه بدبیاری و مصیبت را سوال کرد.
شیخ ابو سعید ابوالخیر گفت: خودت میدانی که اگر این همه مصیبت را آزمایش الهی بدانیم، از توان تو خارج است و در ثانی آزمایش مخصوص بندگان نیک اوست.
شیخ گفت: تمام این بلاها به خاطر یک لحظه آرزوی بدی است که از دلت گذشت و خوشحالی ثانیهای که بر تو وارد شده است.
روزی خانه مادرت بودی، از دلت گذشت که، خدایا مادرم پیر شده است و عمر خود را کرده است، کاش میمرد و من مال پدرم را زودتر تصاحب میکردم.
زمانی هم که مادرت از دنیا رفت، برای لحظهای شاد شدی که میتوانستی، خانه پدریات را بفروشی و خانه بزرگتری بخری. تمام این بلاها به خاطر این افکار توست.
مرد گریست و گفت: خدایا من فقط فکر عاق شدن کردم، با من چنین کردی اگر عاق میشدم چه میکردی؟؟!!
سر بر سجده گذاشت و توبه کرد.
✍
@Masafe_akhar
📚 #حکمت_پروردگار
امام باقر علیه السلام فرمود: یکی از پیامبران بنی اسرائیل عبور می کرد، دید مرد مؤمنی در حال جان دادن است، ولی نصف بدنش در زیر دیواری قرار گرفته، و نیمی در بیرون دیوار است، و پرندگان و سگها بدن او را متلاشی کرده اند و می درند، از آنجا گذشت، در مسیر راه خود دید یکی از امیران ستمکار آن شهر مرده است، جنازه او را بر روی تخت نهاده اند و با پارچه ابریشم کفن نموده اند، و در اطراف تخت، منقل هائی نهاده اند که بوی خوش عودهای خوشبو از آنها برخاسته است. آن پیامبر به خدا متوجه شد و عرض کرد: خدایا من گواهی می دهم که تو حاکم و عادل هستی و به کسی ظلم نمی کنی، این مرد 'مرد اولی' بنده تو است و به اندازه یک چشم به هم زدن، برای تو شریک نگرفته، مرگ او را آن گونه 'با آن وضع رقبت بار' قرار دادی و این 'امیر' نیز یکی از بنده های تو است که به اندازه یک چشم به هم زدن به تو ایمان نیاورده است؟ 'آن چیست و این چیست؟' خداوند به او وحی کرد: ای بنده من! همان گونه که گفتی حاکم و عادل هستم و به کسی ظلم نمی کنم. آن 'مرد اولی' بنده من، نزد من گناهی داشت، مرگ او را با آن موضوع قرار دادم تا مجازات گناه او این گونه انجام گیرد، و وقتی که مرد، هیچ گونه گناهی در او بجای نماند، ولی این بنده من 'امیر' که کار نیکی در نزد من داشت، مرگ او را با چنین وضعی قرار دارم، تا پاداش کار نیک او را داده باشم و هنگام مرگ نزد من هیچگونه نیکی و طلب نداشته باشد.
📙 اصول کافی، جلد ۲ ، ص۴۴۶ ، باب عقوبه الذنب ، حدیث ۱۱
❥↬ @Masafe_akhar
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═