eitaa logo
کانال جامع سخنرانی اساتید انقلابی
13.8هزار دنبال‌کننده
25.6هزار عکس
36.7هزار ویدیو
318 فایل
eitaa.com/joinchat/713097223C7b3c57cedf نشر ازاد 📛اخبارداغ‌محرمانه‌سیاسی‌ما‌اینجاست!👇👇👇 @Masafe_akhar تبلیغات↙️ @masaf_tabligh ☘مطالب زیبا و انسان ساز عرفا☘
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فرزند سردار شهید محمد ناظری: حاج قاسم توی خواب به من گفت به مردم بگو چرا هی میگن کاش حاج قاسم بود؟ من هستم، مگه منو نمی‌بینید شماها؟ @Masafe_akhar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
یادی کنیم از لحظه اعلام شهادت سردارسلیمانی در صحن رضوی با واکنش زائران😭 @Masafe_akhar
99-10-12 mir bagheri.mp3
13.51M
🔊 فایل صوتی سخنرانی 👤 📚 موضوع: شرح آیات امامت در قرآن کریم 🗓 تاریخ: دوازدهم دیماه۱۳۹۹ 🗂 حجم : ۱۶ مگابایت این برنامه روزهای جمعه حوالی ساعت شش بامداد از شبکه سه سیما پخش میشود. @masafe_akhar2
هدایت شده از  مصاف آخر🇮🇷 🇵🇸
🔆 🔻 درسته طولانیه ولی حتما بخونید 🔹۳۰ سال پیش خواستم برم شیراز. رفتم ترمینال و سوار اتوبوس شدم. صندلی جلوم زن و شوهری بودند که یه بچه تپل و شیرین سه یا چهار ساله داشتند. اتوبوس راه افتاد. ۱۶ ساعت راه بود. 🔸طی راه بچه تپل و شیرین که صندلی جلو بود هی به سمت من نگاه می‌کرد و می‌خندید. چند بار باهاش دالی بازی کردم و بچه کلی خندید. دست بچه یه کاکائو که نمی‌خوردش، تو دالی‌بازی یهو یه گاز از کاکائو بچه زدم؛ بچه کمی خندید. کمی بعد مادر بچه با خوشحالی به شوهرش گفت: ببین؛ بالاخره کاکائو را خورد. دیدم پدر و مادرش خوشحالند؛ گفتم بذار بیشتر خوشحال بشند. خلاصه سه تا کاکائو را کم کم از دست بچه یواشکی گاز زدم و بچه هم می‌خندید. مدتی بعد خسته شدم. چشمم را بستم و به صندلی تکیه دادم که یهو ای وای ... 🔹مردم از دل پیچه، دل و روده‌ام اومد تو دهنم، سرگیجه داشتم، داشتم می‌ترکیدم. دویدم رفتم جلو و به راننده وضعیت اورژانسی خودم را گفتم. راننده با غرغر تو یه کافه ایستاد. عین سوپرمن پریدم و رفتم دستشویی و رفع حاجت کردم. برگشتم و از راننده تشکر کردم و نشستم روی صندلی. 🔸اتوبوس راه افتاد، هنوز ۱۰ دقیقه نگذشته بود که دل پیچه شروع شد. طوری شده بود که صندلی جلوی خودم را گاز می‌گرفتم. از درد می‌خواستم داد بزنم‌. چه دل پیچه وحشتناکی، تموم بدنم را می‌کشیدند، مردم خدا ... دویدم پیش راننده و با التماس وضعیتم را گفتم. راننده اومد اعتراض کنه که با صدای عجیبی که ازم در شد راننده زد بغل جاده و گفت: بدو داداش 🔹پریدم بیرون و دقایقی بعد برگشتم به اتوبوس و تشکر کردم. 🔸از درد داشتم میمردم. دهنم خشک شده بود و چشمام سیاهی می‌رفت. رفتم روی صندلی نشستم. گفتم چرا اینجوری شدم؟ غذای فاسد که نخورده بودم! 🔹دیدم دست بچه باز کاکائو هست. از پدر بچه پرسیدم: بچه‌تون کاکائو خیلی می‌خوره؟ پدرش گفت: نه، کاکائو براش بده. مادرش گفت: حقیقت بچه‌مون یبوست داره، روی کاکائو مسهل مالیدم تا شاید افاقه کنه؛ تا حالام دو سه تا هم خورده ولی بی فایده بوده! 🔸من بدبخت خواستم ادامه بدم که یهو درد مجدداً اومد. می‌خواستم داد بزنم و کف اتوبوس غلت بزنم، رفتم پیش راننده؛ راننده با خشونت گفت: خجالت بکش؛ وسط بیابونه ماشین که شخصی نیست. برو بشین! مونده بودم بین درد و خجالت. 🔹یه فکری کردم؛ برگشتم پیش پدر و مادر بچه و گفتم: من هم یبوست دارم، میشه به من هم کاکائو بدید؟ 🔸سه تا کاکائو مسهلی گرفتم و رفتم پیش راننده عصبی و با ترس و خنده گفتم: عزیز چرا داد میزنی؟ نوکرتم، فداتم؛ دنیا ارزش نداره؛ شما ناراحت نشو؛ جون همه ما دست شماست، معذرت می‌خوام. بیا و دهنت را شیرین کن‌! 🔹راننده هم که سبیل کلفت و لوطی بود، گفت ایول، دمت گرم، بامرامی، آخر مردای عالمی! خلاصه، سه تا کاکائو را کردم تو دهنش و رفتم سر جام نشستم و از درد عین مار به خودم پیچیدم. 🔸 ۱۰ دقیقه نشده بود که راننده صدام کرد و گفت: داداش؛ جون بچه‌ات چی به خورد من دادی؟ ترکیدم! 🔹داستان کاکائو و بچه را براش گفتم. راننده زد بغل جاده و گفت بریم پایین. 🔸خلاصه تا شیراز هر نیم ساعت می‌زد کنار و می‌گفت: بریم رفیق! 🔹مسافرها هم اعتراض که می‌کردند راننده می‌گفت: پلیس راه گفته که یه گروه تروریست و نامرد توی جاده میخ ریختند؛ تند تند باید لاستیک‌ها را کنترل کنم که نریم ته دره! ملت هم ساکت بودند و دعا به جون راننده می‌کردند. 🔸این را عرض کردم که بدانید برای رفع هر مشکلی باید همدرد مردم باشه تا حس کنه طرف چی می‌کشه @Masafe_akhar2
هدایت شده از  مصاف آخر🇮🇷 🇵🇸
🏴انا لله و انا الیه راجعون در سالروز شهادت حاج قاسم سلیمانی، آیت‌الله مصباح‌یزدی هم آسمانی شد رحلت این عالم ربانی را به حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف و نایب بر حق ایشان مقام معظم رهبری و عموم ارادتمندان به ایشان تسلیت عرض می‌کنیم @Masafe_akhar
📸🏴 / آیت‌الله مصباح یزدی که بود؟ @Masafe_akhar
✨﷽✨ ▫️آیت الله بهاءالدینی فرمودند: ◆✨اگر زنان چادری می خواستند نشانشان می دادم عرقی که در فصل گرما به خاطر حفظ حجاب می ریزند, دانه دانه اش خورشید است. شما خورشید خدا هستید. ◆✨و ایشان این روایت را از ثواب الاعمال نقل می کردند عرقی که زن زیر چادر می ریزد سه جا برای او نور می شود: 📌در درون قبر 📌در بـــــــــرزخ 📌در قیــــــــــامـت ◆✨و اگر زنان بی حجاب از من می خواستند همین الان نشانشان می دادم که این موی سر که به نامحرم نشان می دهند آتش است. آنها در آرایش زیبایی نیستند، بلکه در آرایش آتش هستند. ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈ ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌@Masafe_akhar2
✍جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید که زاهد در اتاقی ساده زندگی می کند. اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد. جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟... زاهد گفت: مال تو کجاست؟ جهانگرد گفت: من اینجا مسافرم. زاهد گفت: من هم! حضرت امام علی (علیه السّلام): «دنیا خانه ی آرزوهایی است که زود نابود می شود، و کوچ کردن از وطن حتمی است. دنیا شیرین و خوش منظر است که به سرعت به سوی خواهانش می رود، و بیننده را می فریبد، سعی کنید با بهترین زاد و توشه از آن کوچ کنید و بیش از کفاف خود از آن نخواهید و بیشتر از آنچه نیاز دارید طلب نکنید.» 📚نهج البلاغه، خطبه ۴۵ ✍ ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌@masafe_akhar2
‼پیامبراکرم صلی الله علیه و آله: مردگانتان را که درقبرها آرمیده اند از یاد نبرید. مردگان شما امید احسان شما را دارند. آنها زندانی هستند و به کارهای نیک شما رغبت دارند. شما صدقه و دعایی به آنها هدیه کنید. 📚انوار الهدایه ص 115 امروز پنجشنبه یادی كنيم ازمسافرانی که روزي درکنارمان بودند و اكنون فقط یاد و خاطرشان در دلمان باقی ست با ذكر فاتحه و صلوات "روحشان راشادکنیم 🔶🔸راه های گناه نکردن🔸🔶 @masafe_akhar2
گرامیداشت_شهید_سردار_سلیمانی_19دی98_تهران.pdf
398.7K
📖 خلاصه () سخنرانی استاد 📝 موضوع: گرامیداشت شهید سردار سلیمانی 📅 19 دی ماه 98- تهران 🏢 تهیه شده در مؤسسه مصاف @Masafe_akhar2