#صبح
سر صبحی آفتاب را با آواز گنجشکهای
عاشق وسط ِ آسمان رقصاندم
سر صبحی صبح را خنداندم
آدم تو را که داشته باشد همه ی
ساعت هایش سر صبحند
تازه و پر نور و بخیر ...
@Masafe_akhar
در قدیم پادشاهی بود که وزیری سیاستمدار داشت. روزی پادشاه در فکر بود؛ وزیرش چون دید پرسید: قربان در چه فکری هستید؟
شاه گفت: خزانه خالی است و در فکرم که چگونه میشود از مردم پول بیشتری بگیریم.
وزیر گفت: قربان اینکه کاری ندارد از این پس مقرر میکنیم هر کس قصد ورود به شهر را دارد مبلغ ۲ سکه پرداخت کند.
پادشاه گفت بی دلیل که نمیشود بر علیه ما شورش میکنند.
وزیر گفت این کار را به من بسپارید.
از فردا اعلام شد که هر کس قصد ورود به شهر را دارد باید مبلغ ۲ سکه بپردازد. احدی اعتراض نکرد و از فردا هر کس که وارد شهر شد مبلغ ۲ سکه پرداخت کرد.
مدتی گذشت روزی پادشاه به وزیر گفت: ای وزیر من فکر میکردم مردم شورش میکنند و ما را از تخت به زیر میکشند؟
وزیر گفت قربان بدتر از این هم که باشد این خلائق چیزی نمیگویند و برای اینکه بشما معلوم شود ازین پس مردم باید برای ورود و خروج مبلغ ۵ سکه پرداخت کنند.
پادشاه گفت اینبار به سادگی بار اول نیست و حتما شورش میکنند.
وزیر گفت قربان این امر را به من واگذار کنید.
فرمان صادر شد و مقرر شد مردم برای ورود و خروج مبلغ ۵ سکه پرداخت کنند.
بعد از مدتی پادشاه به وزیر گفت من احساس میکنم مردم خشمناک هستند و به زودی بساط تاج و تخت ما را به زیر خواهند کشید.
وزیر پوزخندی زد و گفت: سرورم من بشما ثابت میکنم که اگر بدتر از اینهم باشد احدی معترض نخواهد شد.
از این پس به ماموران دستور میدهم هر کسی خواست به شهر وارد یا خارج شود علاوه بر پرداخت ۵ سکه؛ مامور وصول باید انگشتی هم به ماتحتش فرو کند. فردا صبح شما به بالای دروازه شهر بیایید و شاهد ماجرا باشید.
فردای آن روز مردم برای خروج از شهر صف کشیده بودند و ماموران ۵ سکه از آنها دریافت میکردند و انگشتی هم به ایشان میرساندند تا خارج یا داخل شوند.
که ناگهان از بین جمعیت یک نفر فریاد زد:
این چه وضعی است، ما را معطل کرده اید. پادشاه که از بالا شاهد ماجرا بود نگاهی از ترس به وزیر انداخت و گفت: دیدی ...؟
مامور از شخص فریاد کننده پرسید: مردک چرا هوار میزنی؟
او گفت: ما کار و زندگی داریم؛ تعداد ماموران شما کم است
چند نفر دیگر بیاورید که سریعتر پول را گرفته و دستى بر ما زده و ما را راه بیاندازند...
❥↬ @Masafe_akhar
#خدایا
گاهـے دلم،یک خلوتِ دو نفره میخواهد
خلوتی با خودتْ که باز هم دستانَم را پُر کُنــے از لطف خداییت
دلم هوایت را کرده
مثل همان وقتهایی که غرق ناامیدی بودمُ
فقطِ فقط اُمید به تو روزنهی تاریکیهایم بود
دلم هوایت را کرده
مثل همان روزهایی که کنارِ سختی هایم حضورت آشکارتر از هر حضوری بود
خدایا دلتنگتم به وسعت تمامِ مدّتی که از تو دور ماندم،بی بهانه دلم هوایت را میکند
امّآ میدانم که همیشه و همه جا تو هم هوایمان را داری نگاهمان میکنیُ
همین نگاهت میشود تمامِ دلخوشیِ دلهای شکسته
همین نگاهت میشود تنها اُمید دلهای ناامید❤️🌹
خدایا دلم خودت را میخواهد،خودِ خودت را
تو که میدانی آرامش دلهای بی قرار فقط خودت میتوانی باشی .
خدا این روزها تنهــــــــآ تــــــو میتوانی کاری کُنی...
تنها...
تو...
گرهای بگشا
❥↬ @Masafe_akhar
🔹امام علی (ع) در بخشی از خطبه 182 نهج البلاغه می فرمایند:
✨زره دانش بر تن دارد و با تمامی آداب و با توجه و معرفت کامل آن را فراگرفته است. (دشتی. 1384.ص 249)
🏻مفسرین و شارحین نهج البلاغه، عبارات فوق را در وصف امام غائب (عج) می دانند اما نکته ایی که در عبارات فوق خودنمایی می کند این است که حضرت امیر(ع) برای نشان دادن اینکه حضرت مهدی (عج) بر دانش اشراف دارند از لفظ «زره» استفاده کرده اند. در بیان علت بکارگیری این لفظ برای نشان دادن احاطه امام دوازدهم (عج) بر دانش توسط امیرالمؤمنین(ع) باید گفت که زره، رزمنده ی در حال جنگ را از گزند ضربات و زخم ها مصون می دارد پس اگر کسی زره دانش بر تن داشته باشد، قطعاً مراتب حکمت را شناخته و خود را از طریق زهد، از علایق دنیوی وارسته ساخته است. در نتیجه امیرالمؤمنین(ع) با بکارگیری این کلمه یعنی زره برای دانشی که حضرت مهدی (عج) دارای آن است، به صورتی بسیار زیبا و ظریف، علم و معرفتی که در نزد حضرت مهدی (عج) موجود است را به تصویر می کشند.
(معادیخواه. 1373. صص 216-215)
➥ | شیخ احمد ڪـافی
@Masafe_akhar
9.41M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬کلیپ: مشروعیت خلافت امیرالمؤمنین بر اساس ملاک های اهل سنت
👤 #حجت_الاسلام_والمسلمین_کاشانی
@Masafe_akhar
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🔰 سخننگاشت | جریان تحول در قوه قضائیه باید ادامه پیدا کند
🔻 رهبر انقلاب: تحول به معنای درست کلمه در یک سال و دو سال و اینها انجام نمیگیرد اما شروع این حرکت در قوهی قضائیه و اتخاذ این جهتگیری و این رویکرد چیز بسیار مهمی بود. این باید ادامه پیدا کند، متوقف نشود بلکه باید شدت پیدا کند. ۱۴۰۰/۴/۷
💻 @Khamenei_ir
✍#نصیحت_شیطان_به_نوح_نبى
بعد از طوفان وقتی که کشتی نوح بر زمین نشست و نوح از کشتی فرود آمد، شیطان به حضورش آمد و گفت:
تو را بر من حقی است، می خواهم عوض تو را بدهم.
نوح گفت: من اکراه دارم بر تو حقی داشته باشم و تو جزای حق مرا بدهی، بگو آن چه حقی است؟
شیطان گفت: من فعلاً در آسايشم تا خلق ديگر به دنيا آيند و به تکليف رسند تا آنها را به معاصی دعوت کنم. الان به جهت ادای حق، تو را نصيحت می کنم.
نوح ناراحت شد. خداوند وحی فرستاد که: ای نوح، سخن او را بشنو؛ اگرچه که فاسق است.
نوح گفت: هرچه می خواهی بگو.
پس شیطان گفت: ای نوح از سه خصلت احتراز کن:
1- تکبر نکن که من به واسطه آن بر پدر تو آدم سجده نکردم و رانده شدم.
2- از حرص بپرهیز؛ که آدم به واسطه آن از گندم خورد و از بهشت محروم گردید.
3- از حسد احتراز کن که به واسطه آن قابیل برادر خود هابیل را کشت و به عذاب الهی هلاک شد...
📙هزار و یک حکایت اخلاقی
@Masafe_akhar
عن ابن عبّاس في قول اللّه تعالى:(و من أعرض عن ذكري فإنّ له معيشة ضنكا، و نحشره يوم القيامة أعمى) أنّ من ترك ولاية عليّ أعماه اللّه و اصمّه.
ابن عباس دربارۀ سخن خداوند:«و من اعرض عن ذكرى فان له معيشة ضنكا و نحشره يوم القيامة اعمى» گفت: هر كس ولايت على را ترك نمايد، خداوند او را كور و كر مىكند.
شواهد التنزيل ج 1 ص 496
@Masafe_akhar
8.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #کلیپ
۱۵ ماه (۴۲ سال) از این انقلاب میگذرد اما ...
👤 شهید دکتر بهشتی
➖➖➖
@Masafe_akhar
🌹#داستان_آموزنده
پارسایی از بنیاسراییل در حال مناجات با خداوند ناگاه الاغش را میبیند که در حال چرا است.
در همان حال با خدا میگوید خداوندا اگر تو هم الاغی داری حاضرم آنرا با الاغ خودم به چرا ببرم و اینکار برایم زحمتی ندارد !
این سخنان به گوش پیامبر وقت میرسد و پیامبر، او را به سبب چنین سخنانی سرزنش میکند و مرد اندوهگین میشود.
خداوند به آن پیامبر وحی میکند که وی را به حال خود بگذار تا با ما راز و نیاز نماید که هر کس به میزان درک و فهم و تواناییش سنجیده میشود.
📙(کتاب عقدالفرید ابن عبدربه)
✍
@Masafe_akhar
🌷 آیت الله جوادی آملی :
✍ هنگامی كه شیطان به خداوند متعال گفت : من از چهار طرف (جلو ، پشت ، راست و چپ) انسان را گرفتار و گمراه می كنم. فرشتگان پرسیدند : شیطان از چهار سمت بر انسان مسلّط است ، پس چگونه انسان نجات می یابد؟! خداوند متعال فرمود : راه بالا و پایین باز است
راه بالا : نیایش
راه پایین : سجده
👌 بنابراین ، كسی كه دستی به سوی خدا بلند كند ، یا سری بر آستان او بساید می تواند شیطان را طرد كند.
@Masafe_akhar
✍#سگ_باحیا
شیخ بهایی مینویسد: عابدی در کوه لبنان در زمانهای پیشین زندگی میکرد. وی روزها روزه میگرفت و هر شب گرده ی نانی برای او میآمد. با نیمی از آن افطار و نیم دیگر را برای سحر میگذاشت. مدتی بر این وضع زندگی میکرد و از کوه پایین نمی آمد. شبی اتفاق افتاد که نان برایش نرسید. گرسنگی او را فرا گرفت، آن شب خوابش نبرد، بعد از نماز پیوسته انتظار میکشید که غذای هر شبه اش برسد، چیز دیگری نیز نیافت تا گرسنگی اش را رفع کند. در پایین کوه قریه ای وجود داشت که ساکنان آن نصرانی بودند. صبحگاه عابد از کوه پایین آمد و از مردی نصرانی تقاضای غذا کرد. دو گرده نان جوین به او دادند. نانها را گرفت و به طرف کوه رهسپار شد، سگ گر و لاغری که بر در خانه ی مرد نصرانی بود دامن او را گرفت. عابد یک نان را نزدش انداخت شاید برگردد. سگ نان را خورد و برای مرتبه ی دوم به دامن او چسبید و او نان دیگر را نیز جلوی سگ انداخت. سومین مرتبه نیز عابد را رها نکرد و دامنش را پاره کرد. عابد گفت: سبحان الله! سگی به این بی حیایی ندیده بودم. صاحب تو دو گرده ی نان بیشتر به من نداد هر دو را از من گرفتی دیگر چه میخواهی؟! خداوند آن سگ را به زبان آورد و گفت: من بی حیا نیستم. بر در خانه ی این مرد مدتی است زندگی میکنم، گوسفندان و خانه اش را نگه داری میکنم و به نان یا استخوانی قانع هستم. گاهی چند روز میگذرد که چیزی برای خود پیدا نمی کند و به من هم نمی دهد، با این وصف در خانه ی این مرد را رها نکرده ام؛ اما تو یک شب که نانت قطع شد تاب نیاوردی و به دشمن روی آوردی. اکنون بی حیا منم یا تو؟ عابد این سخن را که شنید چنان تحت تأثیر قرار گرفت که بر سر خود زد و غش کرد.
سگی را لقمه ای هرگز فراموش نگردد، ور زنی صد نوبتش سنگ
📙پند تاریخ 148/5 ؛ به نقل از: کشکول شیخ بهایی 27/1.
┏━━✨✨✨━━┓
🌸 @Masafe_akhar 🌸
┗━━✨✨✨━━┛