✍سرساعت
🍃_کاش سرهمان ساعت دیروز آمده بودی.
زن خسته و کوفته با چشمانی غمبار به مرد خیره شد. واین را گفت. مرد باصورتی گرفته و چشمانی قرمز موتور قدیمی را داخل آورد و گوشهی حیاط، جکش را بالا داد.
🌾امروز هم نشد. خانم دیگه نمی دونم به کی و کجا رو بزنم. کاری از دست من بر نمیاد.
برو سر سجاده آن و از خدا کمک بگیر. این میزان پول با معجزه شاید جور بشه ولی با حمالی صبح تا شب من نه. حتی اگر بتونم پول رو هم جور کنم، نصفش برای استهلاک موتور میره. تازه آخرش جالبه که باید بیام جواب تو رو پس بدم.
☘خوبه که منو میشناسی! نه اهل رفیق بازی هستم نه یللی تللی. از صبح تا حالا سگ دو زدم برای پول عمل دخترت؛ اما دریغ از مسافر دریغ از اینکه بشه با اینکار بیست میلیون جور کرد. دیگه کم آوردم. بابا پولی که برای خیلیا پول نیست، داره جیگر گوشهی ما رو ازمون میگیره!
💫خدایا اگه این ظلم نیست، اگه بی عدالتی نیست؛ پس چیه؟ آزمونه؟ امتحان الهیه؟ آقا ما کم آوردیم. حکمتتو شکر. آقا بچه ی ما رو برگردون ما هیچ کارهایم. ما هیچی نداریم.
مرد میگفت و زن گریه می کرد.
🍃صدای نالهی دخترک از اتاق پشت خانه بلند شد. زن دوید. مرد خودش را به آب رساند و صورت و سرش را زیر شیر آب کرد. خروسخوان صبح هنوز زری روی سجاده نشسته بود. صدای پیامکهای مداوم گوشی احسان ، او را به سمت گوشی کشاند.
💫احسان دیشب دیر خوابیده بود. دلش نمی آمد هنوز صدایش کند. گوشی احسان با اشارهی دست زری باز شد. نگاهش کرد. پیامک واریز بود. مبلغ ۱۵ میلیون. دنبال پیامکهای دیگر گشت.
☘اما خبری نبود.صفحه ی ایتا را باز کرد. آقای معصومی پیام داده بود؛ پس آقا احسان این مبلغ یکسال نماز و روزه به نام عفت معصومی به علاوه هفت میلیون خمس تقدیمی شما.
#داستان
#خانواده
#به_قلم_ترنم
🆔 @masare_ir
✍️تکتک سلولها
👧دخترم با پاهای کوچیکش، روی کمرم راه میره.
🤯اول عصبانی میشم؛ اما بعد وقتی به پاهای تپلش نگاه میکنم، فقط میتونم قربون صدقهاش برم.
🤲خدایا بابت تک تک سلولهای بدن سالم بچههام و خودم شکرت.
#تلنگر
#مادرانه
#به_قلم_ترنم
#عکسنوشته_سماوائیه
🆔 @masare_ir
بسم الله
✍نمک شیرین چهرهات
🌱پدرانه هایش را یک عمر برای تو جمع کرده بود. برای تویی که در آستانهی چهل سالگی بیایی و پدرش کنی!
حرف و حدیثها را تمام کنی و با نمک شیرین روی چهرهات، غم و اندوهی را از قلب پدر و دل این همه شیعه، پاک کنی!
💞مولای مهربان!
جگر گوشهی امام رئوف!
ای میوهی دلی که کار بینواها چون گره بخورد، با یادتو، درست میشود؛
این عاشقانت،
ارادتمندانت،
زائران پدرت
را به خدای متعال برسان!🕋
شفاعت کن این همه دل عاشق در شب میلادت را...🌹
✨و مارا به بارگاه ملکوتیات؛ راه بده!
ای بخشنده!
ای میوهی دل امام رضا!
ای مأمن قسمتهای ما!
یا جوادالایمه ادرکنا!🤲
#مناسبتی
#میلاد_امام_جواد علیهالسلام
#به_قلم_ترنم
#عکسنوشته_حسنا
🆔 @masare_ir
✍به قدر لیوان آب
📆هرروز که میگذرد، با خود میگوییم؛ امروز هم گذشت، کسی چه میداند شاید مثل تمام هزار و صد و هفتاد سال گذشته...
کسانی میآیند و میروند، کسانی اشک میریزند، کسانی ظلم میکنند،👊
کسانی می میرند،⚰
کسانی مهربانی میکنند...🌱
☀️و درمیان تمام این کسان، تو هستی که هستی و میبینی و میشنوی..
همپای غمهایشان اشک میریزی،
برای حاجتهایشان دعا 🤲 میکنی!
🌎این تو هستی که برای نجات دنیا، بیقراری!
دنیایی که خیلی به تو و اجدادت ظلم کرده!😔
💮دنیایی که پر است از آدمهایی که دانسته و ندانسته، باعث شدهاند دیرتر بیایی!
دنیایی که پر است از آدمهایی که اصلا تو را یادشان نمی آید...
🚰نه به قدر لیوان آب،
نه حتی به قدر یکی از انسانهایی که هیچ تاثیری در زندگیشان ندارند. دنیایشان را پر کردهاند از نیازهای کاذب،
از احساس فقرهای تمام نشدنی،
از اضطراب،😣
از درد،⚡️
ازجفا...🍂
#ایستگاه_فکر
#مهدوی
#به_قلم_ترنم
#عکسنوشته_بنتالزهرا
🆔 @masare_ir
✍منتظرترین منتظر
روز جمعه که میشود بیشتر به یاد آمدنت میاُفتیم!
آه مولای ما!😔
مولای دردکشیدهی قرنها!
منتظِرترین منتظَر دنیا!
آقای مهربان و شریک غمها 🌱
و فراموش شدهی لحظههای شادِ ما!🍂
دعایمان کن..🤲
💡دعاکن تا بفهمیم چقدر به تو محتاجیم!
بدانیم از که و چه محروم هستیم!
⛅️دعاکن تا هم معنی امامت را بفهمیم هم معنی غیبت را.
هم عاشق شویم، هم شیعه.💞
دعایمان کن تا بفهمیم خوشی دنیا بدون تو، مثل شادی و مستی کودک بی مادر است!😏
🌹مولای جوان ماندهی هزارسالهی ما!
ببخش مارا که به قدر لیوان آبی، احساس نیاز به شما نکردهایم!
مارا ببخش و از منتظرینت، قرار بده!
#ایستگاه_فکر
#مهدوی
#به_قلم_ترنم
#عکسنوشته_حسنا
🆔 @masare_ir
✍محبت غیرقابل جبران
💞اگر پدرها و مادرها بتوانند به وظایف عاطفی خود در قبال فرزندان، بخصوص دخترانشان عمل کنند، خیلی کمترشاهد روابط خارج از عرف خواهیم بود.
❌چه بسا بسیاری از این کمبودها حتی بعد از ازدواج هم جبران نشود.
💡یکی از منشأهای فعلی این روابط، همین موضو ابراز محبت کم پدران به دختران نوجوانشان است.
#ایستگاه_فکر
#خانواده
#به_قلم_ترنم
#عکسنوشته_حسنا
🆔 @masare_ir
✍دزدی
🥘دخترک دستهایش را نشسته، روی سفره خوابش برده بود.
👧پدر بغلش کرد تا آرام او را روی تخت بگذارد. دخترک لای چشمهایش را باز کرد. از آغوش پدر لذت میبرد. موقع بیداری چنین فرصتی ندارد و حالا عطر آغوش پدر، مستش کرده بود.
💞دلش میخواست فاصلهی هال تا اتاقش چند برابر میشد تا بیشتر در آغوش پدر بماند. اما زود تمام شد.
🍂دختر دوباره روی زمین رسید و کاخ آرزوهایش فرو ریخت. باید چند شب دیگر صبر میکرد تا بتواند باز خود را به خواب بزند و سهمش را از آغوش پدر، بدزدد.
#ایستگاه_فکر
#خانواده
#به_قلم_ترنم
#عکسنوشته_حسنا
🆔 @masare_ir
✍وعشق نام دیگر توست..
🌙زمانی که برگرد سر فرزندان امیرالمؤمنین، می چرخیدی!
زمانی که دختر امیرالمؤمنین، بر تو تکیه میکرد.
❤️عشق نام دیگر توست وقتی ادب، نزاکت، تقوا، حتی اجتهادت را پای سفرهی امامت، خالصانه آموختی و خالصانه، خرج کردی!
✋ایهالعبدالصالح!
المطیع لله و لرسوله...
ای عباس، ای عبوس بر دشمن.
ای دارای فضایل عظیم.
ای عبید درگاه حسین!
☀️گوشهی نگاهی...
ذرهای لطف ملوکانه،
به این عاشقانت که در روز میلادت، دست زنان و پای کوبان و امیدوار به درگاهت، آمدهاند
تا شبیه باشند و باشیم به تو.
🔆ای نه ذوالفضایل! بلکه پدر فضیلتها، میلادت بر امیرالمؤمنین،
برمادرت،
بر برادرت حسین علیهالسلام، بر فرزندان حسین و بر زینبکبری که خوش رکابش بودی؛
مبارک باد.🎊
#مناسبتی
#تولد_حضرت_ابالفضل
علیهالسلام
#به_قلم_ترنم
#عکسنوشته_حسنا
🆔 @masare_ir
12.28M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍مثل صنوبر
🌱قد میکشد مثل صنوبر بالا میرود. سینهاش ستبر میشود. صدایش، جوهر پیدا میکند. ادب، در نگاه و برخورد و بیانش می نشیند.
💞مادرش شادمان دست به کمر میزند و از خوشی، مست میشود. قربان صدقهاش میرود و نگاهش خیره می ماند به قد بلند و قامت رعنایش...
تا اینجا بین همهی جوانها،
بین همهی مادرها و جوانهایشان،
و پدرها و جوانهایشان، مشترک است...
...
💡قصهی جوان امشب اما کمی متفاوت است.
او شبیهترین است در سخن و راه رفتن و اخلاق ومنطق و چهره، به بهترین خلق خدا!
او در عرفان وخودسازی و منش شده شببه همان که خداوند بارها در قرآن📖 ستوده.
دل حسین فاطمه، با نگاه به او شاد میشود!✨
عمویش عباس از وجناتش به وجد میآید.✨
قاسم ابن الحسن، به او احترام می گذارد!✨
🌹و عشق پیش نگاه و منش و ارتباط دو سویهاش با پدرش، حجت خدا وخداوند، واژه ای نابالغ است وکوچک!!!
🎉حالا تصور کن امشب در خانهی حسین فاطمه، چه خبر است!!!
#میلاد_حضرت_علی_اکبر
#مناسبتی
#به_قلم_ترنم
#تولید_حسنا
🆔 @masare_ir
✍عادت
🍃فاطمه عادت داشت از خوشی و ناخوشی اش فیلم وعکس توی اینستاگرام منتشر کند.
یک روز صبح وقتی گوشیاش را باز کرد؛ قلبش شروع به تندتند زدن کرد.
از خودش پرسید: «کی و کجا چنین عکسی گرفتهام؟»
☘هرچه به ذهنش فشار آورد؛ حتی خاطرهی دوری هم نداشت. دوباره عکس را با دقت نگاه کرد، کافی نبود. روی آن زوم کرد و تمام دانستههایش در مورد فتوشاپ و افکت های اینستاگرام؛ روی داریه ریخت.
گوشهای از گردنش؛ با برش نامنظم؛ حالت معیوب پیدا کرده بود.
🍂دستش دورگردن مردی بود که نمیشناخت و کسی زیر آن عکس نوشته بود: «عجب!!! توصیه میکنم زودتر به این شماره کارت؛ دو میلیون تومن بریز والا خبر کثافت کاریهات رو به شوهرت میدم.»
🌾با خواندن نوشتهی زیر عکس؛ چشمهایش دوباره به عکس نگاه کرد. هرچه با خودش فکر کرد؛ یادش نیامد چه کس میتوانست از او اخاذی کند. شماره کارت را هم که وارد کرد؛ اسم آشنایی ندید.
💫دوباره به آیدی فرستنده نگاه کرد. اکانت حذف شده نوشته بود. در همین لحظه پیامکی برایش آمد که شبیه همین عبارات برایش ارسال شده بود.
🍃میدانست کاری نکرده است؛ اما به هرحال چنین تصویری میتوانست نظر خوشبینترین مردها را هم تغییر بدهد.
💫خواست بلند شود و به کارهای خانه رسیدگی کند اما ذهنش مشوش بود.بالاخره فکری به ذهنش رسید؛ نام پلیس فتا را در ذرهبین جستجو کرد. شماره و آدرس منطقههایش را پیدا کرد. سراغ مانتو و روسریش رفت و دقایقی بعد سروان ادارهی پلیس؛ با توضیحاتی؛ اورا متوجه اشتباهش کرد. همانجا نشست. اکانت اینستاگرامش را حذف کرد. به خودش قول داد؛ هرگز عکسهایش را منتشر نکند و خدا را بابت خطری که از بیخ گوشش رد شد؛ شکر کرد.
#داستانک
#سواد_رسانه
#همسرداری
#به_قلم_ترنم
🆔 @masare_ir
✍نقطهی آمال
🗞متأسفانه از اتفاقاتی که این روزها زیاد میبینیم و میشنویم، خیانت همسران در ارتباطات است.
📱شاید دلیل اصلی این اتفاقات،آگاه نبودن ما به سواد رسانه باشد. سواد رسانه، صرفا علم در ارتباط با پلتفرم ها وسختافزارها نیست، بلکه مهمترین بخش آن، ساخت تربیت است.
🤖اگر ما یاد بگیریم به فضای مجازی، کمتر از فضای حقیقی اهمیت بدهیم، اگر یادمان باشد آدمها، با تمام پیچیدگیهایشان، نقطهی آمال و آرزوی هر فرد نوآور هستند و هدف از ساخت هوش مصنوعی، چیزی شبیه انسان و ادراکات اوست، شاید کمتر به محیط و اطرافیانمان کم توجهی کنیم.
💞اگر یادمان نرود همسران ما خیلی بیشتر از گوشی همراه به لمس احتیاج دارند، به ابراز علاقه، به شنیدن این جمله که به تو وابسته هستم، شاید خیلی بهتر بتوانیم از خطرات وابسته به فضای مجازی در دنیای امروز، جلوگیری کنیم.
#ایستگاه_فکر
#خانواده
#به_قلم_ترنم
#عکسنوشته_حسنا
🆔 @masare_ir
✨چه کسی عاشق محسوب میشود؟
⚡️روزهای جمعه، تعطیلات دلمان تمام میشود و تازه از خودمان میپرسیم، بین جمعه و شنبه و روزهای دیگرمان چه تفاوتی هست؟؟
اصلا برایمان چقدر فرق دارد که اماممان هست یانه؟؟؟🤔
🍃یعنی میشود کسی که هرگز به امامش فکر نکرده و اورا جزئی از زندگانیش قرار نداده، عاشق💞 محسوب شود؟؟؟
‼️فکر نمیکنم.
💡شاید باید طرح دیگر در جمعههایمان و چه بسا در هرروزمان، دراندازیم.
#ایستگاه_فکر
#مهدوی
#به_قلم_ترنم
#عکسنوشته_حسنا
🆔 @masare_ir