eitaa logo
یادداشت‌ها | مرتضی توکلی
229 دنبال‌کننده
188 عکس
82 ویدیو
0 فایل
مرتضی توکلی @talabezanjani مدیر مسئول پایگاه خبری تحلیلی #صراط_زنجان
مشاهده در ایتا
دانلود
یادداشت‌ها | مرتضی توکلی
واي بر ما که امام مجتبي (ع) در بين شيعه يک چهره مظلوم و نعوذبالله گنه‌کار است که عملکردش احتياج به ت
تصمیمی برای تبیین حقیقت ✍️ شهید سید محمدباقر صدر 💠 امام حسن(ع) ناگزیر بود موقتا کناره بگیرد و موقتا آتش بس دهد و رهبری تمام جهان اسلام را به معاویه بسپارد تا درون مایه برنامه معاویه آشکار شود و آن مسلمانان ساده لوح ـ که فقط چیزی را می فهمیدند که پیش چشمانشان بود ـ بفهمند علی(ع) که بود و معاویه که بود، برنامه علی(ع) چه بود و برنامه معاویه چه بود. 💠معاویه خود در آشکار شدن این واقعیت سهم بسیاری داشت . او اصلا نگذاشت وقایع و رویدادها حقیقت او را آشکار کنند، بلکه از همان روز نخست درون مایه برنامه خود را علنی کرد و بر آن شد تا این اعلان را هم در عمل و هم در سخن در همه زمینه های گوناگون حکمرانی اش ادامه دهد . تا این که دیگر مسلمانان به طور کامل و آشکار فهمیدند برنامه معاویه همان برنامه جاهلیت است که می خواهد اسلام و نظام اسلامی را نابود کند و فهمیدند علی بن ابی طالب(ع) کسی بود که با خود مشعلی داشت و راه را روشن می کرد . آن گاه تجربه کوتاهی که امام در آن به حکومت پرداخته بود، در نگاه جمهور مردم مسلمان در آن حال که در کوران بدبختی و گرفتاری به سر می بردند همچون رویا و آرزویی بر جا ماند. 💠از همین روست که می بینیم بسیاری از مسلمانان گه گاه با امام حسن(ع) تماس می گیرند تا ایشان آتش بس را بشکند؛ چون معاویه از شرایط تخلف کرده است . اما امام حسن(ع) نقض پیمان را نمی پذیرفت و می فرمود: هر چیز هنگامی و حسابی دارد . ایشان به طور مطلق ایده شکست آتش بس را رد نمی کرد، اما با این سخن که هر چیز هنگام و حسابی دارد، آن را عقب می انداخت؛ زیرا می خواست معاویه به طور واضح تر و برجسته تر آشکار شود. می خواست اهداف معاویه برای همگان آشکار شود. اما چون خود معاویه می دانست که روزی دستش تا این حد رو می شود و در برابر مسلمانان رسوا می شود، پیش‌تر اندیشیده بود تا این رسوایی را پنهان کند. 📚کتاب امامان اهل بیت، صفحه ۳۶۲ @shahidsadr 🔻یادداشت های برگزیده https://eitaa.com/joinchat/3621912738Cceffa384fd
ماجرای اتاق سیگار در بیت رهبری؛ انواع و اقسام سیگار در این اتاق موجود است! 🔻روایت یک حاشیه سیگاری از دیدار اخیر رهبری با شاعران؛ ▫️بالأخره بعد از چهار سال دوباره شاعران به دیدار مقام معظم رهبری رفتند. به همین مناسبت خبرنگار مجله مهر روایتی از این دیدار نوشته است؛ از اتاق سیگار تا شعرخوانی‌ها و حواشی این دیدار. 🔹واقعاً حیف نیست این قسمت از دیدار رهبری با شاعران در نیمه ماه مبارک رمضان را روایت نکنم؟ هنوز افطار نکرده‌ایم که اهل دخان دنبال اتاق سیگار هستند! بعضی که سال اول‌شان است می‌گویند ما شنیده بودیم برای دیدار شاعران یک اتاق مخصوص تدارک دیده‌اند که مخصوص کشیدن سیگار است. 🔸آنهایی که تجربه دارند می‌گویند سال‌های قبل که نماز جماعت توی حیاط برگزار می‌شد، یک گوشه اتاقی تدارک دیده بودند که معروف بود به اتاق سیگار. توی آن هم انواع و اقسام سیگارها را برای شاعران تهیه کرده بودند و خلاصه عیش همه جور بود. ▫️اما قضیه امسال هنوز مشخص نیست. هم محل برگزاری نماز جماعت تغییر کرده، هم محل برگزاری جلسه. یعنی ممکن است امسال خبری از اتاق سیگار نباشد؟ من که امسال با خودم عهد کرده بودم اتاق سیگار را از دست ندهم، همراه با دوستان اهل دخان سراغ یکی از نیروهای سپاه ولی امر را می‌گیریم. می‌گوید چرا نباشد؟ مگر می‌تواند نباشد؟ دیدار شاعران با همه دیدارها فرق می‌کند. در هیچ دیداری امکان ندارد چنین فضایی فراهم شود. اینجا و سیگار؟! ولی خب رهبری شاعران را خیلی دوست دارند. 🔹ظاهراً یک سال توی بازرسی‌ها سیگار و فندک استاد یوسفعلی میرشکاک را می‌گیرند و نمی‌گذارند با خودش به داخل ببرد. وقتی رهبری متوجه می‌شوند بی‌حوصلگی استاد میرشکاک به خاطر سیگار است، دستور می‌دهند از این به بعد برای سیگار کشیدن شاعران فضایی فراهم کنند! از همان سال است که یک گوشه را به سیگار کشیدن شاعران اختصاص می‌دهند. من که سال‌ها ماجرای اتاق سیگار را شنیده بودم، تا خودم ندیدم باور نکردم... 🔸دوست سپاه ولی امری ما را به سمت تجمع اهل دخان راهنمایی می‌کند. چند قدم دورتر از سالن افطار، در را باز کرده بودند و پشت آن چند تا میز، چند تا بسته سیگار، چند تا فندک و چند تا جاسیگاری فراهم کرده بودند. کسانی که اهل دود بودند، بی درنگ به اینجا شتافته بودند و چشم‌شان از دیدن این پذیرایی جانانه رنگی شده بود. از کسی که پلاستیک سیگارها دستش بود می‌پرسم این ماجرا مال هر سال است؟ با خنده می‌گوید بله. هرسال خودمان انواع سیگارها را تهیه می‌کنیم، می‌آوریم و خودمان هم جمع می‌کنیم. او هم تأکید می‌کند که این اتفاق فقط برای دیدار شاعران رقم می‌خورد. بعد هم به شوخی می‌گوید اگر کم و کسری دارید بگویید! ▫️یکی دو نفر هم شوخی‌شان گل می‌کنند و اسم دو تا برند مشهور را می‌برند. دوست‌مان با جدیت زیادی توضیح می‌دهد که می‌خواستم بگیرم، ولی تمام کرده بود! خب چرا از خودمان پنهان کنیم؟ شاعران سیگاری کم نیستند. همه شاعران سیگاری نیستند، ولی در یک دیدار چندساعته و چند صد نفری، طبیعی است که تعدادی از آنها سیگاری هستند و نیاز به سیگار دارند! فقط از رهبری برمی‌آید که تا این حد حواسش به شاعران باشد. وگرنه بیت رهبری کجا و سیگار کجا؟ این خرق عادت، هم نشان می‌دهد چرا شاعران تا این حد رهبری را دوست دارند، و هم نشان می‌دهد رهبری برای شاعران چه ارج و قربی قائل هستند. کنار اهل دخان سیگاری دود می‌کنیم و تا مراسم شروع نشده خودمان را به محل برگزاری جلسه می‌رسانیم... 🔻یادداشت های برگزیده https://eitaa.com/joinchat/3621912738Cceffa384fd
درس‌های نمایندگان کنگرۀ آمریکا برای لیبرال‌های ایرانی ✍️ مهدی جمشیدی ۱. نمایندگان کنگرۀ آمریکا، دوگانۀ «حاکمیّت» و «مردم» نساختند و نگفتند که حضور در شبکه‌های اجتماعیِ بیگانه را باید به «انتخاب خودِ مردم» واگذار کرد و ما به ‌عنوان کسانی که در حاکمیّت هستیم، نباید در این روند طبیعی، «مداخله» کنیم و بخواهیم به آن جهت بدهیم. آنها مردم را «در برابر حاکمیّت»، تصویر و توصیف نکردند و به این طریق، حاکمیّت را «منفعل» و «بی‌عمل» نساختند. آنها آشکارا «به ‌جای مردم» تصمیم می‌گرفتند و «به جای مردم» سخن می‌گفتند، درحالی‌که «انتخاب مردم»، همان بود که در «عمل» انجام داده بودند؛ یعنی حضور گسترده در مدیر شبکۀ اجتماعی تیک‌تاک. این حضور عملیِ مردم، هرگز مجوزی برای «عقب‌نشینی» و «انفعال» نمایندگان کنگرۀ آمریکا نشد و در درون آنها، «تعارض منافع» ایجاد نکرد که خود را در مقابل مردم قرار ندهند. آنها مدعی نشدند که چنین منطقی، موجبات «شکاف دولت و ملّت» را فراهم می‌آورد و جامعه را تحریک می‌کند و می‌شوراند. ۲. نمایندگان کنگرۀ آمریکا به عنوان «تکثّر سلایق» و «تعدّد علایق» در جامعه، اجازه ندادند که جامعه با انتخاب‌های خودش تنها بماند و هیچ «هدایت» و «جهت‌دهی» و «اثرگذاریِ» حاکمیّتی در میان نباشد، بلکه آشکار از تهدیدها و چالش‌های حضور در شبکۀ اجتماعی تیک‌تاک سخن گفتند و با وجود «مقبولیّت» این شبکه در آمریکا، وجود آن را یک خطر بزرگ شمردند. آنها به‌رسمیّت‌شناختن دیگری‌ها و تنوّع‌ها را به معنی «عدم‌سیاست‌گذاری» و «خلاءتدبیر» معنا نکردند و مسیر «ول‌بودنِ فضای مجازی» را در پیش نگرفتند. ۳. نمایندگان کنگرۀ آمریکا، بسیار به «امنیّت ملّی» ارجاع دادند و همۀ مطلوب‌های دیگر خود را در سایۀ آن تفسیر کردند و هیچ تناقض و تعارضی را با آن برنتافتند. امنیّت ملّی، در رأس همۀ مقدّسات آنهاست و هیچ امری از نظر اهمّیّت و اولویت، در کنار آن نیست. آنها نه‌تنها از «ارجاع‌دادن به امنیّت»، شرمنده و سرافکنده نبودند، بلکه چنان قاطع و راسخ سخن می‌گفتند که گویا به کتاب مقدّس استناد می‌کردند. در آنجا، «استدلال امنیّتی» همچون یک نقطۀ ضعف و در برابر رویکردهای دیگر نیست. آنها حتّی «لیبرال‌-دموکراسی» را نیز در سایۀ امنیّت پذیرفته‌اند و با آن مقیّد و محدود کرده‌اند. ۴. نمایندگان کنگرۀ آمریکا، همواره مدیر شبکۀ اجتماعی تیک‌تاک را به «دولت چین» نسبت دادند و تلاش می‌کردند «دست توطئۀ چین» را در این شبکۀ اجتماعی عیان سازند و ثابت کنند که این شبکۀ اجتماعی، «مستقل» و «بی‌طرف» نیست، بلکه سیاست‌های دولت چین را در آمریکا عملیاتی می‌کند. اینان هم به «نظریۀ توطئه» باور داشتند و هم به «وجود دشمن» و هم «خنثی‌نبودن شبکه‌های اجتماعی». دشمن‌انگاریِ چین در این جلسه به حدّی بود که مخاطب احساس می‌کرد دولت چین، «شر مطلق» و «شیطان محض» است و هر لحظه در کمین است تا به دولت آمریکا، ضربه بزند. نه سخنی از «تعامل» در میان بود و نه حرفی از «خوش‌بینی». آنان در عمق وجودشان، «نگران» و «دغدغه‌مند» بودند که مبادا دست پنهانِ دولت چین از آستین شبکۀ اجتماعی تیک‌تاک برآید و دولت و جامعه را در آمریکا دچار اختلال کند. ۵. نمایندگان کنگرۀ آمریکا، آن هنگام که می‌خواستند به دولت چین اشاره کنند و از آن نام ببرند، تعبیر «دولت کمونیست چین» را تکرار می‌کردند و این یعنی به مسأله، «نگاه ایدئولوژیک» دارند و «ایدئولوژی کمونیستی» را یک چالش مهلک برای خود می‌شمارند. آنها در نزاع ایدئولوژی‌ها، بی‌طرف نبودند و نمی‌گفتند در نظر ما، آنچه که اهمّیّت دارد «منافع ملّی» است و نه «ایدئولوژی». آنها از مواضع‌شان، «ایدئولوژی‌زدایی» نکرده بودند. ۶. نمایندگان کنگرۀ آمریکا، هرگز از «موضع فروتر» - و حتّی برابر - با مدیر شبکۀ اجتماعی تیک‌تاک سخن نگفتند و با او عکس یادگاریِ حقارت‌آمیز نگرفتند، بلکه بارها و بارها، او و سخنان و دولتش را «تحقیر» کردند و به او اجازۀ چندانی برای پاسخگویی ندارند. آنها نشان دادند که اینجا، خاک آمریکا و کنگرۀ آمریکا است و ما حقّ داریم نسبت به این شبکۀ اجتماعی، «اِعمال حکمرانی» کنیم و تو نیز باید همچون «یک متهم»، توضیح‌ بدهی و بازی زیرکانه و رندانه را کنار بنهی. آنها می‌دانستند که دو سوّم از جوانان‌شان نسبت به شبکۀ اجتماعی تیک‌تاک، «وابسته» و «شرطی» شده‌اند، امّا با این حال، از «موضع ضعف» سخن نگفتند و حتّی چانه‌زنی نیز نکردند. اقتدار آنها در سطحی بود که مدیر شبکۀ اجتماعی تیک‌تاک جرأت نکرد فروتری وضع طرف آمریکایی را از نظر اجتماعی به رخ آنها بکشد و از این طریق، عرض اندام کند. 🖇 متن کامل در:https://tn.ai/2875531 🔻یادداشت های برگزیده https://eitaa.com/joinchat/3621912738Cceffa384fd
` بررسی دو نامه متناقض و چالش برانگیز اوایل انقلاب ◾ تحقق آرزوی انبیاء یا انحراف انقلاب از اسلام؟! ✍️ مرتضی توکلی امروز به بهانه سالروز شهادت شهید سید محمدباقر صدر، وقتی به نامه صمیمانه او به امام و مواجهه او با انقلاب اسلامی برخوردم بسیار شگفت زده شدم. 🔸یک شخصیت علمی و فقیه، چقدر میتواند خالص باشد که نسبت به جریان مبارزاتی در کشور دیگر اینقدر متواضعانه کرنش کند و فقیه دیگر را امام مجاهد خود خطاب کرده و حتی شاگردانش را دعوت به ذوبوا فی الخمینی کند. 🔹بعد از یک سال آشنایی با آثار او، تازه متوجه میشوم که این عرض ارادت به امام و انقلاب صوری نبوده بلکه برخواسته از عمق فهم ایدئولوژیک و قرابت معنایی با مکتب امام بوده است. گویی تمام اندیشه صدر در انقلاب ایران رقم خورده است که به شاگردانش میگفته؛ الیوم تحقق حلم الانبیاء. تعجب آور اینکه عالمی دیگر در درون کشور که جزو اصحاب انقلاب است و مبارزه میکند و همین که پیروزی محقق می شود، تاب نیاورده و رساله ای علیه انقلاب نوشته و کارگزاران را به تخطی از قواعد اسلام متهم می کند. شخصیت سید ابوالفضل با اینکه حق طلب و دارای دغدغه دینی بود اما بنظر می رسد که نمی توانست خود را در افق فکری امام قرار دهد. از طرفی هم خلا نگاه رئالیستی و آرمانخواهی افراطی زنجانی، منجر به واکنش تند او می شود تا جایی که انقلاب را به پیروی از انقلاب اکتبر و در تعارض با نظام نبوی متهم می کند. ⁉️ این دو نامه متناقض حاکی از چیست؟! قطعا از دو نوع نگاه و برداشت متفاوت.. 1️⃣ تفاوت اینجاست که شهید صدر یک نگاه مکتبی از اسلام را عهده دار است که با جامعه و تاریخ پیوند زنده‌ای برقرار می کند و لذا تحولات و واقعیت های موجود عالم را در فهم و کنشگری دینی اش لحاظ می کند. شهید صدر در ابتدا نامه‌اش به امام می گوید؛ «پیروزی‌های پی در پی و چشمگیری که با رهبری خردمندانه آنحضرت صورت گرفت و برنامه نجات‌بخش اسلامی را به جای دو تمدن و ایدئولوژی مقابل شرق و غرب به بشریت عرضه داشت...» 2️⃣ این دقیقا همان نکته‌ای که در زنجانی کمبود آن حس میشود. او بدون توجه به موقعیت تاریخی انقلاب و تقابل آن با سایر مکاتب اجتماعی لائیک عصر، با ان‌قلت های طلبگی و موضعی شبه تکفیر، در نهایت به دام می افتد. امروز که جریان رو به زوال روشنفکری سکولار، ایشان را پدر معنوی خود خطاب می کنند؛ می توان پی برد که این تفکر از همان ابتدا چه انحرافی داشته است. ادامه دارد... 🔻یادداشت های برگزیده https://eitaa.com/joinchat/3621912738Cceffa384fd
مسیر ویژه‌خواری از شورای رقابت تا ژنهای خوب لاکچری! ✍ مریم اشرفی گودرزی 🔷 از ویژگیهای بارز سرمایه دارانِ نئولیبرال، نگاه نقطه ای و خطی به موضوعاتی است که قرار است منفعت عده ای خاص را تأمین و سود و زیان را منحصر به همان خواص، تعریف نمایند! 🔷 اصلا نباید متعجب شد که در برابر نامه ی معاون ریاست محترم جمهور مبنی بر تجدیدنظر در افزایش قیمت در شرایط فعلی، این درخواست را دخالت دستوری دانسته و نگران خودروسازان در بورس و نگران از عواقب آن باشد! چرا که آنجا جولانگاه اقتدار دلار است و عرصه ای است که ویژه خوران سرمایه دار به اسم تولید کننده، از اهرمهای مهمی به حساب می آیند که نرخ ارز را منطبق با منافع دلاریِ خود مهار میکنند و اصلا نباید متعجب شد که حتی محصولات داخلی ساخت و تولید اتومبیل هم با دلار خرید و فروش میشود! 🔷 نظام سرمایه داری مرز نمیشناسد، بلکه متوقف بر یک تفکر ویژه خواری است در تضاد و بی اعتنا به نگاه دستگاهیِ عدالت محور که داده هایش را بر اساس خروجیِ منصفانه محاسبه و پردازش می‌نماید. ، محتاج همکاری دولتهاست به این شرط که سیاستهای خرد و کلان مملکت را بر محوریت منافع ایشان تنظیم نموده و تدبیر سود خواص ثروت اندوز جامعه را در هیئت دولت رقم بزند! 🔷 این نظامِ ویژه خوار، در هلدینگهای وابسته به وزارتخانه‌های اقتصادیِ چنان زنجیره مستحکمی از به وجود می آورد که هیچ محتسب و بازرسی نتواند آتش دهان این اژدهای هفت سر را که به خرمن زندگی اقشار متوسط و مستضعف می افتد، مهار نموده و لاجرم باید سکوت و تغافل پیشه کند! 🔷 و اما، حالا که فرامین حضرت امام خامنه ای "حفظه الله تعالی" که شعار سال را تبیین و محورها و مبانی آن را در اقتصاد عدالت محور تعریف مینمایند، دلواپسی دانش آموختگان مفتون غرب به هم نوایی با سرمایه داران ویژه خوار را به همراه داشته، ضمن ابراز خرسندی از کسب رضایت بانک جهانی و صندوق بین المللی پول از سیاستهایشان، در پی حفظ سالاری ، آستین بالا میزنند! 🔷 و ما که نظام اسلامی را در معیت ولی فقیه آگاه و مدبرِ خویش، سربازی میکنیم و زمانی که مشق فقه میکردیم در مکاسب، و پرهیز از ظلم و حرام خواری را درس گرفته‌ایم، با شجاعت و صراحت تا تحقق این شعارها و باورمند شدن نظام اقتصادی حکمرانی اسلامی مان به این آرمانها، هوشیارانه ایستاده ایم. 🔷 ضمن اینکه حواسمان هست در تداوم ، آقازاده ها نقش پراهمیتی دارند و ما هنوز منتظریم بفهمیم پسر تاجر جناب که در آن جلسه رسمی برگزار شده در کشور امارات، خیلی خودمانی و با یک پوشش کاملا غیررسمی حضور پیدا کرده بود کجای این محفل را قرار بوده اداره کند و منفعت حضورش به کدام جیب و کدام حساب بانکی سرازیر میشود؟ 🔻یادداشت های برگزیده https://eitaa.com/joinchat/3621912738Cceffa384fd
نتوانسته ایم چون علی (ع) در ۵ سال مردم را از فقر نجات دهیم. ✍️ حمیدرضا مقصودی علت این است که چهل و اندی سال از انقلاب گذشته و هنوز در اقتصادمان ایمان به علی (ع) نداریم. علی را رها کرده ایم و به حضرت کینز، حضرت فریدمن،‌ حضرت بلانچارد و نورث و استیگلیتز آویزان شده ایم و به فتواهای این‌ها به مثابه اصول دین می نگریم. برای آویزان شدنمان به این کفار از رسول الله هم روایت می‌آوریم که: اطلبوا العلم و لو بالصین... و حتی آنقدر جسارت نداریم که با جمع این روایت با سایر روایات دریابیم که بلی! شهر علم خود رسول است و رسول می فرماید ببین من کجا هستم! هر کجا که بودم علم آنجاست. حتی اگر من در چین و ماچین باشم به دنبال من بیا. و امروز که زمین از حجت ظاهر خالی است هم در نمیابیم اضطرارمان به حجت را. باید دنیا را برای یافتن حجتمان زیر و رو کنیم... نتوانسته ایم چون هنوز مجبوریم به این سوال پاسخ دهیم که اقتصاد اسلامی داریم یا نداریم. مجبوریم کارامدی گزاره‌های دین را برای آقایان «اثبات» کنیم. و البته اثبات هم معنایی ندارد. چون: و لن ترضی عنک الیهود و لا النّصاری حتّی تتّبع ملّتهم»؛(۵) تا وقتی کمند آنها را به گردن نیندازید، ... ۲ ) سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۱۰ قرار نیست آن‌ها باور کنند که دین خدا قدرت اداره دارد. قرار نیست قبول کنند که همه امور در ید قدرت الهی است. و البته همین ناباوران به قدرت دین خدا در اداره امور بشر، سال‌هاست امور اقتصادی کشور را تدبیر می‌کنند. تدبیر که چه عرض کنم... به دین خدا باور نداریم اما به کتب کافران به دین خدا ایمان داریم که می توانند ما را اداره کنند. می‌گویند آن‌ها بهتر از ما اداره کرده‌اند دنیایشان را. باید دنیا داری را از آن‌ها بیاموزیم. پس حال که میخواهید از آنها بیاموزید بسم الله: اولین قدم لشکرکشی به آفریقا و کشورهای مظلوم همسایه است. بکشید و برده بگیرید تا برایتان کار کنند. منابعشان را غارت کنید تا ثروتمند شوید. بر کوه جنازه‌هایشان بایستید و عکس یادگاری بگیرید. ۳۰۰ سال که این کار را انجام دادید، می شوید دنیای امروز غرب. اگر می خواهید از آنها بیاموزید، واقعا از آن‌ها بیاموزید. راهش همین است که گفتم. در غیر این صورت: سوره مبارکه النحل آیه ۱۲۵ ادعُ إِلىٰ سَبيلِ رَبِّكَ بِالحِكمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ ۖ وَجادِلهُم بِالَّتي هِيَ أَحسَنُ ۚ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبيلِهِ ۖ وَهُوَ أَعلَمُ بِالمُهتَدينَ﴿۱۲۵﴾ با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسی بهتر می‌داند چه کسی از راه او گمراه شده است؛ و او به هدایت‌یافتگان داناتر است. باید به خدا برگردیم. 🔻یادداشت های برگزیده https://eitaa.com/joinchat/3621912738Cceffa384fd
امروز ۲۰ فروردین سالروز شهادت آقا سید مرتضی آوینی است. مردی که امروز ما را در نامه انتقادی به وزیر ارشاد وقت آقای سید محمد خاتمی ترسیم کرد. ✍️ رضا یزدان پرست 🔹خاتمی در سخنرانی که به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران ایراد کرد صرفا علیه تحجر تاخت و به تجدد که لبه دیگر قیچی است کاری نداشت که شهید آوینی در نقد ایشان گفت:«تحجر و تجدد دو پرتگاه جهنمی هستند که در این سوی و آن سویِ صراط عدل دهان باز کرده اند: زاهدان متنسّک و عالمان متهتّک؛ آنان فلسفه و عرفان و شعر و موسیقی را تفکیر می کنند و اینان فقه را از پاسخگویی به مسائل روز عاجز می دانند، و صراط عدل از میانه این دو پرتگاه و از بطن آن می گذرد.» 🔸آوینی در ادامه افزود: «ما نیز با تحجر مخالفیم، اما در عین حال می دانیم که تنها مرتجعین و متحجرین نیستند که به نظام فرهنگی و هنری کشور اعتراض دارند. اگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می خواهد که حصارهای جهل و خرافه و تحجر را بشکند و جامعه را از تفریط باز دارد، باید با تجددِ افراطی نیز مبارزه کند تا مردم را از چاله ای به چاه نیفکند» 🔹شهید آوینی پیش از رسیدن به این قسمت بحث به دغدغه خاتمی درباره عدم تناسب آهنگ انقلاب با زمان اینگونه پاسخ داد که: «دغدغه عدم تناسب آهنگ انقلاب با زمان – که به نظر می آید دغدغه اصلی وزیر ارشاد و بسیاری دیگر از مسئولان نظام اسلامی است- نباید آنها را به این سمت براند که تنها راه حفظ انقلاب را در دور شدن مردم از واقعیات ببینند و از سر رعب و دستپاچگی، تلاش اصلی خود را در این جهت قرار دهند که اسلام را حامی ارزش ها و دستاوردهای تمدن امروز نشان دهند و با صراحت بگویم، به جای اعتماد به نسل هنرمندی که از انقلاب جوشیده اند و در جریان انقلاب پرورش یافته اند، در مواجهه با روشنفکران ضدّ دین به اختراع نسلی دیگر – هر چند من درآوردی و بی ریشه – بپردازند که در ضدیت با دین و انقلاب هیچ چیز از آن دو نسل دیگر کم ندارند.» 🔸اما نکته جالب این نقد دغدغه جالب شهید آوینی در ۳۲ سال پیش است که اعلام میدارد: «مگر کسی از وزارت ارشاد خواسته است که استراتژی فرهنگی خود را بر منع قرار دهد؟ دوستان ما باید به یاد داشته باشند که اکنون حجاب سکوت و صبر هنگامی شکسته شده که آتمسفر فرهنگی در عرف خاص آنچنان مسموم و ناامن است که هیچ مؤمنی احساس امنیت نمی کند. من با صراحت به مسئولان فرهنگی و هنری کشور اعلام می دارم که این دغدغه که فرزندان ما امروز و فردا در فضای کدام فرهنگ رشد خواهند یافت ما را به سختی به وحشت می اندازد.» 🔹وقایع اخیر در عرصه فرهنگ کشور و خصوصا آنچه در دانشگاه و مدارس رخ داد به خوبی نشان از دید وسیع و نگاه بصیر سید مرتضی به فرهنگ کشور در بیش از ۳۲ سال پیش دارد و همانگونه که از دست تحجر شکوه دارد به تجدد هم می تازد و به دنبال صراط عدالت میگردد تا جامعه تراز اسلامی بسازد واقعیت این است که سید مرتضی مهمترین روشنفکر بعد از انقلاب است. روشنفکر نه به معنای کسی که پسخوری کتب ترجمه شده غرب را بکند. 🔸در داخل برای ما عاروغ فندوقی بزند و پشت چشم نازک کند. روشنفکر به معنای آنکه غرب را به خوبی شناخته و نقاط ضعف و قوتش را به خوبی میداند و نسبت جامعه مذهبی ایران با فرهنگ غرب را به درستی می فهمد و فراتر از زمان خودش خطرات تهاجم فرهنگی غرب به جامعه بی دفاع را هشدار میدهد و فرهنگ مذهبی مردم ایران را شایسته تر از آن میداند که به راحتی توسط مسئولان فرهنگی خودباخته، زمین بازی را به دشمن واگذار کند. 🔻آوینی کاملا طرفدار آزادی بیان برای همه اقشار و گروههای فکری است اما گلایه اش چیز دیگریست. او با انتقاد از مرعوبیت خاتمی و رفقایش در برابر غرب می گوید: « اشتباه دیگر دوستان ما که ریشه در مرعوبیت آنها در برابر غرب دارد آن است که آنها افق حرکت انقلاب و شرایط آماده جهانی را در این عصر احیای معنویت و اضمحلال غرب نمی بینند و بالتَبع هرگز برای وصول به این غایت تلاش نمی کنند. دگراندیشان و روشنفکران سکولار باید آزاد باشند، اما رشد و بالندگی نسل انقلاب نیز مواظبت می خواهد. دولت جمهوری اسلامی حقیقتاً به شعار آزادی مطبوعات، نویسندگان و هنرمندان پایبندی اعتقادی دارد، اما دوستان خویش را از یاد برده است و اکنون مجموع سیاست های نظام اسلامی کار را به آنجا کشانده که نسل انقلاب در هنر و ادبیات احساس عدم امنیت و بیهودگی می کند.» این نقد شهید آوینی به سخنرانی سید محمد خاتمی باید بارها و بارها خوانده شود زیرا همانطور که آنچه بر فرهنگ کشور در این سالها گذشت را مو به مو پیش بینی کرد، میتواند برای آینده نسخه شفا بخش باشد. والسلام 🔻یادداشت های برگزیده https://eitaa.com/joinchat/3621912738Cceffa384fd
` فروردین سال ۶۱ و خنثی سازی کودتای قطب‌زاده ✍️ مرکز اسناد انقلاب اسلامی 🔹در بهار سال 61 اعلام شد که کودتایی به سرکردگی صادق قطب زاده وزیر وقت امورخارجه و عضو شورای انقلاب کشف شده و عامل اصلی آن بازداشت شده است. بعد از کشف و خنثی‌سازی کودتای نقاب در سال 59، در تاریخ فروردین ماه 1361 خبر کشف یک کودتای دیگر در مطبوعات کشور بازتاب گسترده‌ای یافت. طراحان کودتا قصد داشتند با انفجار محل اقامت حضرت امام، مراکز انقلابی مانند سپاه، کمیته و سایر نهادها را تصفیه کنند. نیروهای امنیتی کشوربا تهیه مدارک کافی از جمله نوار مکالمات سران توطئه و شناسایی کامل شبکه کودتا، در فرصت مناسب، اعضای اصلی و مؤثر این عملیات را دستگیر کردند. 🔹بر اساس اسناد و مدارک موجود صادق قطب‌زاده برای تحقق هدف خود یک سال و نیم تلاش کرد و با برخی از کشورهای منطقه، نظامیان دوره پهلوی و با روحانیون مخالف نیز ارتباط برقرار کرده بود. وی حتی رابطی را به عربستان فرستاد تا برای انجام کودتا پول بگیرد. قطب‌زاده درباره نحوه طراحی کودتا در بازجویی‌هایش می‌گوید: «حدود سه ماه قبل، از یک سازمان افسری با من تماس گرفتند و بحث و گفتگویی پیرامون تحلیل ما از مسائلی که فعلاً در کشور می‌گذرد شد. در این تحلیل من نقطه‌نظرهایی داشتم و آن‌ها هم همچنین بحث‌ و گفتگو راجع به قصد براندازی حکومت و نه نظام جمهوری شد که در اطراف بیت امام چه می‌توان کرد». 🔹بر اساس اسناد و مدارک موجود این کودتا مانند دیگر کودتاهایی که در ایران صورت گرفته بود، بی‌بهره از حمایت خارجیان نبود. بر اساس این اسناد شخصی به نام «ایل آلون» که از جامعه سوسیالیست‌ها بود، از نظر اقتصادی به قطب زاده قول پول و اطلاعات لازم برای انجام کودتا داده بود. یکی از مسائل مرتبط با کودتای قطب‌زاده حضور سیدکاظم شریعتمداری در این ماجرا بود. قطب‌زاده در بازجویی‌های خود درباره با خبر بودن سید کاظم شریعتمداری در انجام کودتا و براندازی نظام اسلامی می‌گوید: «در بین مراجع فقط با واسطه با شخص آیت‌الله شریعتمداری، مسئله در میان گذاشته شده بود، ... [با] دو واسطه‌ای که صحبت شده بود با ایشان، من از طریق آن دو واسطه مطلع شده بودم که این مطالب، مسئله‌ اصل براندازی به‌نظر ایشان رسیده بود». حجت الاسلام ری شهری با اشاره به مطالب فوق می‌گوید: «شاید مهم‌ترین مساله‌ای که در جریان قطب‌زاده وجود داشت، موضوع ارتباط وی با آقای شریعتمداری بود که این موضوع ماجرا را حساس‌تر می‌کرد... در همان جلسات اولیه ایشان با آقای عبدالرضا حجازی، اقای مهدی و آقای شریعتمداری در ارتباط بودند. آقای مهدوی مدعی بود وعده ۲۰ میلیون دلاری به عنوان کمک اولیه داده شده تا بتوانند کار را به سرانجام برسانند. ما اجازه ندادیم این موضوعات در آن ایام منتشر شود». 🔴 ادامه مطلب؛ https://eitaa.com/masir110/143 🔻یادداشت های برگزیده https://eitaa.com/joinchat/3621912738Cceffa384fd
یادداشت‌ها | مرتضی توکلی
` فروردین سال ۶۱ و خنثی سازی کودتای قطب‌زاده ✍️ مرکز اسناد انقلاب اسلامی 🔹در بهار سال 61 اعلام شد
کشف و خنثی سازی کودتای قطب‌زاده 🔹خلاف تصور قطب‌زاده مسؤلین مربوطه از مدت‌ها فعالیت‌های وی را زیر نظر داشتند. 🔹محمدی ری‌شهری رئیس وقت دادگاه انقلاب ارتش در کتاب خاطرات خود با توجه به زیر نظر گرفتن فعالیت‌های قطب‌زاده می‌گوید: «جریان آقای قطب‌زاده در اطلاعات سپاه پیگیری می‌شد و دادگاه انقلاب ارتش، به دلیل این‌که موضوع آن براندازی بود و با تعدادی از نظامیان نیز به گونه‌ای ارتباط داشت، احکام مورد نیاز اطلاعات سپاه برای پی‌گیری این موضوع را در اختیار آنان قرار می‌داد. در پی تعقیب و مراقبت از آقای قطب‌زاده و فعالیت‌های اطلاعاتی که حدود یک سال و نیم طول کشید مشخص شد که وی در صدد ایجاد یک جریان براندازی است». سرانجام قطب‌زاده در تاریخ 17 فروردین 1361 به اتهام توطئه نظامی برای براندازی جمهوری اسلامی بازداشت شد. در نتیجه دادگاه انقلاب ارتش با توجه به اتهام‌های وی، او را به عنوان یاغی و یکی از مصادیق مفسد، محکوم به اعدام کرد. قطب‌زاده در آخرین لحظات اجرای حکم اعدامش، در جمع زندانیان اوین سخنرانی کرد و ضمن اعتراف به کودتا بر ضد جمهوری اسلامی، از اقدام‌های خود اظهار پشیمانی کرد. او بر اساس رأی دادگاه ارتش به اعدام محکوم شد و رأی صادره در شب ۲۴ شهریور ۱۳۶۱ اجرا گردید. با کشف کودتای قطب‌زاده و سپس محاکمه و اعدام او، توطئه‌ای که برنامه‌ریزی شده بود خنثی شد. 🔻یادداشت های برگزیده https://eitaa.com/joinchat/3621912738Cceffa384fd
افطاری مورد علاقه‌ رهبر انقلاب 📙 کتاب خون دلی که لعل شد 🔹رهبر انقلاب نقل می‌کنند: ماه رمضان ۱۳۹۰ قمری در زندان از راه رسید. با فرا رسیدن این ماه، دلم غرق شادی شــد؛ چون از کودکی این ماه را دوست می‌داشتم. هنگام افطار فرا رسید، اما چیزی برای من نیاوردند. نماز را خواندم. 🔸لحظات شادی‌آور سر سفره افطار در کنار خانواده، با سماوری که در برابر ما می‌جوشید، در خاطرم گذشت. خوردنی‌های سبک مخصوص افطار را به یاد آوردم؛ بویژه ماقوت مختص خود را(غذای معروف مشهدی‌ها که ظاهراً مختص خود آنها است) به یاد آوردم؛ که از هر غذایی برای افطار، آن را بیشتر دوست می‌داشتم. این «ماقوت» از آب و نشاسته و شکر تهیه می‌شود و به شیوه خاصی آن را می‌پزند. همسر من نیز در پختن آن، همانند پختن سایر غذاها، بخوبی وارد است. ناگهان به خود آمدم و از خداوند مغفرت طلبیدم. شاید این گرسنگی بود که خاطرات یاد شــده را در ذهنم برانگیخت. شاید تنهایی بود. 🔹 به هر حال باید صبر کرد. نیم ساعت پس از مغرب، یک فنجان چای به دست آوردم. مدتی بعد شــام آوردند، که به خاطر نامرغوبی، دل بدان رغبت نمی کرد. اما قدری از آن را خوردم و بقیه را برای سحری گذاشتم. در سحر هم مابقی آن را با اکراه خوردم، زیرا این غذا از اصل نامطبوع بود و بعد از مانده شدن نیز نامطبوع‌تر شده بود. نخستین روز بر این منوال گذشت. 🔸روز دوم، نگهبــان اطلاع داد که چیزی برای شــما فرستاده شــده. آن را گرفتم و باز کردم، دیدم انواع غذاهایی که در افطار به آنها میل دارم، در چند بشقاب برایم فرستاده شده اســت. این غذاها برای چند نفر کافی بود. همسرم آن را آماده ساخته بود و توانسته بود به زندان برساند. همچنین در همان روز، از منزل برایم وســایل تهیه و صرف چای آوردند. لذا افطاری خوشــمزه و مطبوعی بود که به قــدر کفایت از آن برداشتم و باقی را برای زندانیان فرستادم. این کار هر روز تکرار شد.  🔻یادداشت های برگزیده https://eitaa.com/joinchat/3621912738Cceffa384fd
علی(ع)، مقتدر مظلوم چگونگی امر بی سابقه براندازی در دوران حکومت امیرالمومنین(ع) ✍️ استاد محمدحسین رجبی دوانی 🔹رهبر انقلاب چند سال پیش وضعیت جمهوری اسلامی را به امیرالمؤمنین(ع) تشبیه کرده و فرمودند: «نظام اسلامى، هم مقتدر است، هم مظلوم است... مثل امیرالمؤمنین» باید بررسی کنیم که چگونه این دو بعد در دوران حکومت علی ع صدق می‌کند. ما اگر به نحوه به خلافت رسیدن علی(ع) نظر کنیم، می‌بینیم که هیچ خلیفه‌ای نه پیش از آن حضرت و نه بعد از شهادت ایشان، مانند امیرالمومنین(ع) مردمی و با استقبال و اقبال گسترده عمومی به قدرت نرسیده است. بعد از عثمان می‌بینیم مردم خود با سر به سوی امیرالمومنین می‌روند. عموم مردم مدینه جز چند انگشت‌شمار افرادی که حاضر به بیعت با علی(ع) نشدند، اینها خود با اصرار حضرت را به خلافت می‌رسانند. اما وقتی حضرت به خلافت رسید و اراده پیاده‌سازی سیاست‌های الهی کرد، عکس‌العمل‌های شدیدی مقابل حضرت پدید آوردند. رانت‌خواران که سوابق طولانی داشتند و جزء سابقون در اسلام بودند، با سیاست‌های امیرالمومنین(ع) منافع نامشروع‌شان را که حق خود می‌دانستند در خطر می‌دیدند و می‌بینیم که فتنه جمل را به پا کردند. با چنین جنگ نرمی و سوءاستفاده از بخشی از بیت پیامبر که آنها هم با علی دشمنی داشتند، این فضا سازی‌ ها را آغاز کردند و صلاحیت علی (ع) را زیر سوال بردند. 🔸مظلومیت اینجاست که از یک‌سو می‌بینیم چنان مردم خود با اشتیاق به حضرت رو می‌آورند و به خلافت می‌رسانند که سابقه ندارد؛ ولی از طرفی چنان خواص خائن و رانت‌خوار به حضرت ضربه می‌زنند که آن حضرت پایگاه اجتماعی خود را در حد زیادی از دست می‌دهد و اول بار در عالم اسلام به‌عنوان یک امر بی‌سابقه حرکتی صورت می‌گیرد برای براندازی حاکمیت. اینجا می‌بینیم دنبال براندازی علی(ع) هستند و آن وجود مقدس را ترور شخصیت می‌کنند و چون دشمن به هر وسیله‌ای برای رسیدن به هدف دست می‌زند به دروغ و شانتاژ و فضاسازی‌های مسموم می‌پردازد. لذا می‌بینیم آن وجود مقدس چنان مورد ظلم قرار می‌گیرد که با فتنه ناکثین یعنی پیمان شکنان پایه های قدرت حضرت را متزلزل می‌کنند. اگرچه حضرت این فتنه را در هم شکست ولی پیامدهای جنگ جمل و این فتنه به‌شدت به حضرت آسیب رساند. 🔹از آسیب‌های بزرگش سوءاستفاده تبلیغاتی گسترده معاویه لعنه‌الله بود که می‌خواست جایگاه ریاست شام را در چنگ داشته باشد. در برابر عزل خود از این سمت توسط علی(ع) ایستادگی کرد و او از جنگ جمل و سرکوب سران این فتنه نهایت بهره‌برداری را کرد. اینکه علی با همسر پیامبر جنگیده، با‌ ام‌المومنین، با اصحاب با سابقه و جانبازی همچون طلحه، سردار بزرگی همچون زبیر، لذا توانست برای مردم شام که تا آن موقع دید منفی نسبت به علی نداشتند، از آن وجود مقدس چهره‌ای ترسیم کند که مردم شام خواهان سرنگونی حاکمیت علی باشند. 🔸این دومین مورد است که مقتدری بی‌نظیر همچون امیرالمومنین‌(ع) به این صورت مورد ظلم قرار می‌گیرد که حالا برای بار دوم خواهان براندازی حاکمیت آن می‌شود. بعد ما می‌بینیم برای نخستین بار در عالم اسلام تجزیه در قلمرو علی پدید می‌آید، معاویه از همان ابتدای رسیدن علی به خلافت، با بهانه کردن خونخواهی عثمان حاضر به کناره‌گیری از فرمانروایی از شام نشد و بعد از جنگ جمل گستاخ‌تر شد و خواهان براندازی علی شد و بعد از جنگ صفین می‌بینیم امیرالمومنین‌(ع) در اوج قدرت و در آستانه نابودی کامل معاویه و قدرت غیر‌قانونی است که حضرت مجبور و ملزم به پذیرش حکمیت می‌شود و از پیشرفت اهداف حضرت و استحکام اقتدار حضرت جلوگیری می‌کنند و باعث می‌شوند که معاویه که در آستانه سقوط بود جای پایش محکم شود. در جریان به نیزه زدن قرآن‌ها در جنگ صفین می‌دانیم که جریان فاسد و کوته‌بین خوارج پدید می‌آید و اینها که خود تا قبل از این حرکت با معاویه می‌جنگیدند؛ عنوان می‌کنند که آنها هم مثل ما اهل قرآن هستند و ما با آنها نمی‌جنگیم و علی باید جنگ را متوقف کند و خود حکمیت را به علی تحمیل می‌کند. کدام حاکم و فرمانروا و صاحب حکومتی هست که دیگر از خودش اراده نداشته باشد، شورشیانی که تازه خود را هم به‌عنوان برانداز مطرح نکردند، افرادی هستند که در لشکر و تحت حاکمیت امیرالمومنین(ع) ولی حاضر به اطاعت خلیفه‌ای که باید مطاع باشد نیستند اراده او را می‌شکنند و پیروزی او را به آتش‌بس نابجا می‌کنند و به او حکمیتی تحمیل می‌کنند که بنشینند که آیا امیرالمومنین‌(ع) خلیفه باشد یا معاویه یا شخص ثالث دیگری؟ حتی ضوابط و مقرراتی که برای ترک مخاصمه و تعیین حکم نوشته می‌شود در این قضیه هم، علی را راه نمی‌دهند و حکم را هم به آنحضرت تحمیل می‌کنند و لذا حضرت می‌فرمایید «لا رای لمن لا یطاع». 🔻یادداشت های برگزیده https://eitaa.com/joinchat/3621912738Cceffa384fd