eitaa logo
راه خدا
38.3هزار دنبال‌کننده
659 عکس
919 ویدیو
64 فایل
کپی با ذکر صلوات در جهت تعجیل آقا امام زمان این کانال متعلق به امام زمان هست به افتخار سلامتی و ظهورشون صلوات ‌‌‌‌ تبلیغات ارزان و پربازده👇 https://eitaa.com/t_masirkhoda هماهنگی جهت تبادل👇 @Admin_asg #ترک_کانال
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️ شیخ رجبعلی خیاط، مستأجری داشت که زن و شوهر بودند و ۲۰ تومان اجاره از آن‌ها می‌گرفت. بعد از چند وقت این زن و شوهر صاحب فرزند شدند. شیخ بعد از گفتن اذان و اقامه در گوش نوزاد، یک دو تومانی پر قنداقش گذاشت و فرمود: «آقا یدالله! حالا خرجت زیاد شده، از این ماه به جای بیست تومان، هیجده تومان بدهید.» 🙏🏻آقای صاحب‌خانه، اجاره بهای خانه‌ی قبر، است... 🙏🏻آقای آبروی تو نزد پروردگار، مستأجر دل کودکی است که پدرش این روزها کمتر لبخند می‌زند و دائما در فکر است! 👈🏻با ده برابر کردن اجاره، اول آبرویت آواره می‌شود، بعد هم مستأجرت... پیامبر گرامی‌مان گفت: «به ساكنان زمين كنيد، تا آن كه در آسمان است به شما رحم كند.» 🕋به کانال راه خدا بپیوندید 👇 @masirkhoda
4_216356675433531263.mp3
4.17M
💐توبه ات قبول است... 👤حجت الاسلام عالی 🕋به کانال راه خدا بپیوندید 👇 @masirkhoda
🔻 داستان واقعی از حکمت خدا! 🔹چند روز پیش سفری با اسنپ داشتم. (بعنوان مسافر). آونروز خیلی بدشانسی آورده بودم و ناراحت بودم، آخه باطری و زاپاس ماشینم رو دزد برده بود. 🔹راننده حدودا ۴۰ سال داشت و آرامش عجیبی داشت و باعث شد باهاش حرف بزنم و از بدشانسیم بگم. هیچی نگفت و فقط گوش میکرد. صحبتم تموم که شد گفت یه قضیه‌ای رو برات تعریف میکنم مربوط به زمانی هست که دلار ۱۹ تومنی ۱۲ شده بود. گفتم بفرمایید. برام خیلی جالب بود و برای شما از زبان راننده می‌نویسم. 🔹یه مسافری بود هم سن و سال خودم ، حدودا ۴۰ساله. خیلی عصبانی بود. وقتی داخل ماشین نشست بدون اینکه جواب سلام منو بده گفت: چرا انقدر همکاراتون ......(یه فحشی داد) هستند. از شدت عصبانیت چشماش گشاد و قرمز شده بود. گفتم چطور شده، مسافر گفت: ۸ بار درخواست دادم و راننده‌ها گفتن یک دقیقه دیگر میرسند و بعد لغو کردند. من بهش گفتم حتما حکمتی داشته و خودتو ناراحت نکن. 🔹این جمله بیشتر عصبانیش کرد و گفت حکمت کیلو چنده و این چیزا چیه کردن تو مختون و با گوشیش تماس گرفت. مدام پشت گوشی دعوا میکرد و حرص می‌خورد.( بازاری بود و کلی ضرر کرده بود). حین صحبت با تلفن ایست قلبی کرد و من زدم بغل و کنار خیابون خوابوندمش و احیاش کردم. سن خطرناکی هست و معمولا همه تو این سن فوت میکنن. چون تا به بیمارستان یا اورژانس برسن طول میکشه. 🔹من پرستار بخش مغز و اعصاب بیمارستان ..... هستم و مسافر نمی‌دونست. خطر برطرف شد و بردمش بیمارستان کرایه هم که هیچی!!! 🔹دو هفته بعد برای تشکر با من تماس گرفت و خواست حضوری بیاد پیشم. من اونموقع شیفت بودم و بیمارستان بودم. تازه اونموقع فهمید که من سرپرستار بخشم. اومد و تشکر کرد و کرایه رو همراه یه کتاب کادو شده به من داد. گفتم دیدی حکمتی داشته. خدا خواسته اون ۸ همکار لغو کنن که سوار ماشین من بشی و نمیری. تو فکر رفت و لبخند زد. من اونموقع به شدت ۴ میلیون تومن پول لازم داشتم و هیچ کسی نبود به من قرض بده. رفتم خونه و کادو مسافر رو باز کردم. تو صفحه اول کتاب یک سکه تمام چسبونده بود! 🔹حکمت خدا دو طرفه بود. هم اون مسافر زنده موند و من هم سکه رو ۴میلیون و چهارصد هزار تومن فروختم و مشکلم حل شد. همیشه بدشانسی بد شانسی نیست. ما از آینده و حکمت خدا خبر نداریم. اینارو راننده برای من تعریف کرد و من دیگه بابت دزدی باطری و زاپاسم ناراحتیمو فراموش کردم. 🦋من هم به حکمت خدا فکر کردم! 🕋به کانال راه خدا بپیوندید 👇 @masirkhoda
AUD-20220620-WA0058.
7.2M
🔸استاد «محمدعلی کریمخانی» درگذشت 🔹«محمدعلی کریمخانی» خواننده قطعه مشهور «آمدم‌ای شاه پناهم بده» ساعتی پیش در ۷۱ سالگی درگذشت. 🕋به کانال راه خدا بپیوندید 👇 @masirkhoda
🌿🌾🌿 سه قدم برای یک زندگی شاد ۱. خود را به خاطر افراد بی فایده ای که لایق داشتن هیچ جایگاهی در زندگی تان نیستند، دچار استرس نکنید. ۲. هیچگاه احساسات خود را، بیش از حد صرف چیزی نکنید. چون در غیر این صورت صدمه خواهید دید. ۳. بیاموزید بدون نگرانی زندگی کنید. چون خدا در همه حال هوایتان را خواهد داشت. اعتماد کنید و ایمان داشته باشید. 🕋به کانال راه خدا بپیوندید 👇 @masirkhoda
🌿🌾🌿 ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎﺵ 🌸 ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﻨﮕﺮ ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺮ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻥ 🌸 ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﺮﮐﺎﺭﯼ، ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﺑﯿﻨﺪﯾﺶ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻫﺪف هاﯾﺖ، ﺳﺨﺘﯽ ها و مشکلات ﺭﺍ ﻫﻞ ﺑﺪﻩ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﺰﻥ ! ﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺎﺵ 🌸 ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ، ﺑﻪ ﺗﻮ ﻓﺮﺻﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﻫﻤﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﻭ ﺍﺯ ﻧﻮ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﻨﯽ 🌸 🕋به کانال راه خدا بپیوندید 👇 @masirkhoda
🌿🌾🌿 🌷هميشه اين جمله را با خودت تكرار كن: 💗«من مستحق آرامشم» 🌷ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ؛ 💗منوط به ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﮑﻦ! 🌷و ﺑﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ؛ 💗ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺑﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻧﮑﻦ! 🌷ﻣﺎ ﺁینه ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ، 💗ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﻢ... 🌷ﻣﺸﮏ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻨﺪ: 💗ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻋﯿﺐ ﻫﺴﺖ، 🌷ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﯿﻨﯽ، 💗ﺍﺯ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﻫﯽ... 🌷ﮔﻔﺖ: ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﻨﮕـــﺮﻡ ﺑﺎ ﮐﯽ ﺍﻡ! 💗ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻨﮕـــﺮﻡ ﮐﻪ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺍﻡ... 🌷ﻭ ﺍﯾﻦ يعنى رسيدن به آرامشى بى انتها 🕋به کانال راه خدا بپیوندید 👇 @masirkhoda
سلام از عزیزانی که جدیدا عضو کانال شدند سپاسگذارم
"حکایت مطرب دربار پادشاه" در زمانهاى قدیم، مردی مطرب و خواننده ای بود؛ بنام “بردیا ” که با مهارت تمام می نواخت و همیشه در مجالس شادی و محافل عروسی، وقتی برای رزرو نداشت… بردیا چون به سن شصت سال رسید روزی در دربار شاه می نواخت که خودش احساس کرد دستانش دیگر می لرزند و توان ادای نت ها را به طور کامل ندارد و صدایش بدتر از دستانش می لرزید و کم کم صدای ساز و صداى گلویش ناهنجار می شود. عذر او را خواستند و گفتند دیگر در مجالس نیاید. بردیا به خانه آمد، همسر و فرزندانش از این که دیگر نمی توانست کار کند و برایشان خرجی بیاورد بسیار آشفته شدند . بردیا سازش را که همدم لحظه های تنهاییش بود برداشت و به کنار قبرستان شهر آمد. در دل شب در پشت دیوار مخروبه قبرستان نشست و سازش را به دستان لرزانش گرفت و در حالی که در کل عمرش آهنگ غمی ننواخته بود، سازش را برای اولین بار بر نت غم کوک کرد و این بار برای خدایش در تاریکی شب، فقط نواخت. بردیا می نواخت و خدا خدا می گفت و گریه می کرد و بر گذر عمرش و بر بی وفایی دنیا اشک می ریخت و از خدا طلب مرگ می کرد. در دل شب به ناگاه دست گرمی را بر شانه های خود حس کرد، سر برداشت تا ببیند کیست. شیخ سعید ابو الخیر را دید در حالی که کیسه ای پر از زر در دستان شیخ بود. شیخ گفت این کیسه زر را بگیر و ببر در بازار شهر دکانی بخر و کارى را شروع کن. بردیا شوکه شد و گریه کرد و پرسید ای شیخ آیا صدای ناله من تا شهر می رسید که تو خود را به من رساندی؟ شیخ گفت هرگز. بلکه صدای ناله مخلوق را قبل از این که کسی بشنود خالقش می شنود و خالقت مرا که در خواب بودم بیدار کرد و امر فرمود کیسه زری برای تو در پشت قبرستان شهر بیاورم. به من در رویا امر فرمود برو در پشت قبرستان شهر، مخلوقی مرا می خواند برو و خواسته او را اجابت کن. بردیا صورت در خاک مالید و گفت خدایا عمری در جوانی و درشادابی ام با دستان توانا سازهایی زدم براى مردم این شهر اما چون دستانم لرزید مرا از خود راندند. اما یک بار فقط برای تو زدم و خواندم. اما تو با دستان لرزان و صدای ناهنجار من، مرا خریدی و رهایم نکردی و مشتری صدای ناهنجار ساز و گلویم شدی و بالاترین دستمزد را پرداختی. خدایا تو تنها پشتیبان ما در این روزگار غریب و بی وفا هستی. به رحمت و بزرگیت سوگندت میدهیم که ما را هیچ وقت تنها نگذار و زیر بار منت ناکسان قرار نده 🕋به کانال راه خدا بپیوندید 👇 @masirkhoda
🌿🌾🌿 🌸 ﺷﺶ ﺁیین ﺯﻧﺪﮔﯽ : ❣ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺩﻋﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ ✨ﺩﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺵ ❣ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺻﺤﺒﺖﮐﺮﺩﻥ ✨ﮔﻮﺵ ﮐﻦ ❣ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﺮﺝ ﮐﺮﺩﻥ ✨ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭ ❣ﻗﺒﻞ ﺍز ﻧﻮﺷﺘﻦ ✨ﻓﮑﺮ ﮐﻦ ❣ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪﻥ ✨ﺗﻼﺵ ﮐﻦ ❣ﻭ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣُﺮﺩﻥ ✨ﺯﻧﺪﮔﯽﮐن 🌸 ﺷﺶ ﺁیین ﺯﻧﺪﮔﯽ : ❣ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺩﻋﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ ✨ﺩﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺵ ❣ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺻﺤﺒﺖﮐﺮﺩﻥ ✨ﮔﻮﺵ ﮐﻦ ❣ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﺮﺝ ﮐﺮﺩﻥ ✨ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭ ❣ﻗﺒﻞ ﺍز ﻧﻮﺷﺘﻦ ✨ﻓﮑﺮ ﮐﻦ ❣ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪﻥ ✨ﺗﻼﺵ ﮐﻦ ❣ﻭ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣُﺮﺩﻥ ✨ﺯﻧﺪﮔﯽﮐن 🕋به کانال راه خدا بپیوندید 👇 @masirkhoda