هدایت شده از مأوایِ او ؛
همه مون همینیم
ما هم بعد از کربلا دیگه دنیا چشممونو نمیگیره
اصلا زندگی یعنی لحظاتی که تو حرم و روضه گذشته ، آقای اباعبدالله(:
در قنوت نماز برای تنها فرزندش
اینگونه دعا میفرمود:
خداوندا، مهدیِ من
در راه تو تلخی غمهای جانگداز را
جرعه جرعه مینوشد.
غمها یکی پس از دیگری
او را در بر میگیرند،
و حادثههای دردناک به او
هجوم میآورند،
غصههایی گلوگیر بر او وارد میشود،
و دردهایی که هیچ پهلویی
تاب تحمل آنها را ندارد!
اینها بخاطر آن است که فرمانی
از فرمانهای تو را میبیند که
دستش از اصلاح آن کوتاه است،
و نمیتواند آنگونه که تو دوست داری
تغییرش دهد...
[ حضرت امامحسن عسکریصلواتاللهعلیه ]
#أین_صاحبنا
هدایت شده از مأوایِ او ؛
از مرحوم آیت الله بهجت سؤال شد:
که فضیلت لعن بالاتر است یا صلوات؟!
ایشان فرمود: مثل اینکه
• لعن، تخلیه [پاکسازی ] است؛
• و صلوات، تحلیه [زینت بخشیدن ].
_ اول جارو کن خانه را و سپس مهمان طلب!
پسر خلیفهی دوم، میگوید:
زمانی که مرگ پدرم نزدیک شد؛
گاهی بیهوش میشد و گاهی
به هوش میآمد.
به هوش که آمد گفت: پسرم!
علی بن ابیطالبعلیهالسلام
را به نزد من بیاور.
وقتی مولای متقیان رسید.
عمربنخطاب با پُررویی تمام
و بدون توجه به ظلمهایش
در حق اهل بیتﷺ؛
خطاب به امیرالمومنینﷺ گفت:
ای پسر عموی رسول خدا!
آیا نمیخواهی مرا ببخشی؟!
من از شما و از همسرت فاطمهعلیها السلام
حلالیت میطلبم و خلافت را
تسلیم شما میکنم!
امیرالمؤمنینﷺ فرمود: بله میبخشیم!
به شرط اینکه تو مهاجرین و انصار را
جمع کنی و هرچه از حق ما که
از مالکیت ما خارج کردهای
به ما برگردانی و در بین همه
اقرار به حق ولایت ما بکنی؛
در این صورت تو را حلال میکنم.
و ضمانت تو را پیش فاطمهعلیها السلام
مینمایم.
عمربنخطاب وقتی صحبتهای
امیرالمومنین را شنید
چهرهاش در اثر تکبّر دگرگون شد
روی خود را به سمت دیوار کرد!
میگویند: پردهها کنار رفت
ومولای متقین جایگاه عمر را
در آتش به او نشان داد.
عمر گفت: ای علی؛ "النار ولا العار"
آتش جهنم را میپذیرم
اما عار گفتن و اقرار به ولایت تو را
نخواهم پذیرفت...
| مدينهالمعاجز،جلد۲، صفحه۹۵
• در پنج سالگی به امامت رسید
• ۱۱۹۳ سال طول عمر مبارک اوست
• و تا هنگام شهادت، پیر نخواهد شد!
امامِ ما وجودش معجزه است،
چه رسد به ظهورش...
#أین_صاحبنا