هدایت شده از .مهلوف.
+یک احساساتی هست، یک چیزهایی هست که نه میشود به دیگری فهماند، نه میشود گفت؛
آدم را مسخره میکنند، هر کسی مطابق افکار خودش دیگری را قضاوت میکند.
زبان آدمیزاد مثل خود او، ناقص و ناتوان است.
زندهبهگور | صادقِ هدایت
هدایت شده از .مهلوف.
+ناگهان به قلبت دست میزنی و تکه بزرگی از روحت را حس نمیکنی. مثل تلاش برای یادآوری رویایی که درونش عمیقاً خوشبخت بودهای و فراموشش کردهای، چیزی از تو گم شده که بدون آن هیچچیز دیگر مثل قبل نیست.