eitaa logo
از جمله خاطرات بزغاله کوهی🤌
39 دنبال‌کننده
230 عکس
105 ویدیو
1 فایل
من فقط میخوام حرف بزنم مجبور نیستی گوش کنی... با ذهن باز و بی طرف مطالب رو بخونید... روزمرگی یه بچه ^^
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز ۱۸ سالگی من تموم شد...
مدت زیادی منتظر بودم تا به این سن برسم...
فکر می کردم وقتی ۱۸ ساله بشم و یه آدم بالغ(قانونی) میتونم خیلی از کار های مورد علاقه ام رو انجام بدم..
اما حقیقت زندگی مثل یه سیلی محکم بود توی صورتم...
قرار بود یه سن رویایی باشه.‌.. اما اولش با کار های ثبت‌نام دانشگاه شروع شد... کار های بانکی... ثبت سیم کارت... قیمت نجومی گواهی نامه... و اون فاصله کم بین کنکور و نتایج...
ولی توی یکی سن های مهم زندگیم... بزرگترین ضربه رو خوردم... از از دست دادن عزیزانم از مادر بزرگم که دیده بودم و آغوشش رو چشیده بودم... تا رهبرم؛ که حسرت ملاقاتش...حسرت اون نامه ای که چند ماه بود میخواستم براش بفرستم تا ابد به دلم می مونه... و تمام شهدای عزیز این کشور.
و حتی جدا شدن از آدمایی که فکر می کردم می تونیم دوست باشیم... هرچند ازشون ممنونم که با آسیب هاشون بزرگ ترین درس ها رو بهم دادن...
رسیدم به امروز و این ساعت...
و یه چیز مهم یادم افتاد، دلیل اصلی اینکه این سن برام دومین سن مقدسم شد...
خیلی منتظر این سن بودم و برام افتخار بود...