eitaa logo
از جمله خاطرات بزغاله کوهی🤌
39 دنبال‌کننده
230 عکس
105 ویدیو
1 فایل
من فقط میخوام حرف بزنم مجبور نیستی گوش کنی... با ذهن باز و بی طرف مطالب رو بخونید... روزمرگی یه بچه ^^
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی توی یکی سن های مهم زندگیم... بزرگترین ضربه رو خوردم... از از دست دادن عزیزانم از مادر بزرگم که دیده بودم و آغوشش رو چشیده بودم... تا رهبرم؛ که حسرت ملاقاتش...حسرت اون نامه ای که چند ماه بود میخواستم براش بفرستم تا ابد به دلم می مونه... و تمام شهدای عزیز این کشور.
و حتی جدا شدن از آدمایی که فکر می کردم می تونیم دوست باشیم... هرچند ازشون ممنونم که با آسیب هاشون بزرگ ترین درس ها رو بهم دادن...
رسیدم به امروز و این ساعت...
و یه چیز مهم یادم افتاد، دلیل اصلی اینکه این سن برام دومین سن مقدسم شد...
خیلی منتظر این سن بودم و برام افتخار بود...
چون ام ابیها {سلام الله علیها} در این سن مبارک به شهادت رسیدن...
دلم میخواست توی این سن یه مایه افتخار باشم...
و خیلی برام ارزشمند بود این سن...
اگه حسرتی داشته باشم اینه که محبوبیت این سن برای خودم از یادم رفت و غفلت کردم... و چه کار ها که برای رشد خودم و دیگران می تونستم انجام بدم و ندادم... اما برکتی که این سن برای من داشت مثال زدنی بود