نام کتاب: خاطرات سفیر:)
نویسنده:نیلوفر شادمهری
ژانر:اجتماعی،رمان
رده سنی:+۱۵
...
بخشی از کتاب:
و من شدم "ایران"
من باید پاسخگوی همه نقاط قوت و ضعف ایران میبودم.
انگار من مسئول همه شرایط و وقایع بودم چارهای نبود و البته از این ناچاری راضی هم نبودم، من ناخواسته واسطه انتقال بخشی از اطلاعات شده بودم و این فرصتی بود
تا آنطور که باید و شاید وظیفهام را انجام دهم.
تصمیم گرفته شده بود.
من سفیر ایران بودم و حافظ منافع کشورم و مردمش.
...
موضوع:درمورد دختری که به کشور پاریس برای ادامه تحصیل مهاجرت میکنه و خب در پی خودش داشتان هایی رو به امتداد میاره...
...
نقد:
کتاب جالبیه از نظرم
قشنگ دید مارو نسبت به خارج از کشور ایران باز میکنه،
و نشون میده یه دختر میتونه قوی باشه
امید داشته باشه و همچنین میتونه میون اون هیاهو دین ایمانش هم حفظ کنه...
کلا امید رو از نظرم هدیه میده
پیشنهاد خوندن🌱
...
پ.ن:عکس توسط ۲۱۳ گرفته شده است
#معرفی_کتاب_شاید_نویسنده
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چیزی غیر از من نیست...
من عادت کردم و حالا دارم ازش لذت میبرم...
اگه لازم باشه تنها باشم
حتما انجامش میدم:)))
برای هزارمین بار
بعضی انسان ها میان
تا رشدتون بدن
و بعضی میان که
خشکتون کنن
حواستون باشه:))
هدایت شده از نویسنده او : )
اگه میتونستم یه چیز به انسان ها اضافه کنم
میزاشتم تصورات ذهنیم رو وقتی مینویسم رو ببینن اونجوری مطمعنم همشون دلشون میخواست من باشن:)
ولی درد این جمله زیاد بود
که
من عاشق شخصیتی شدم که از تو ساختمش
و الا تو لایق دیدن نبودی:)
"۲۱۳ نوشت"