تو این مدت فهمیدم چقدر اینجا حرف نزدن سخته و هرچی بشه اینجا پناهگاه کوچولو من باقی میمونه:)
مردمی که به خانه های تاریک و بی دریچه عادت کردند، از پنجره های باز و نورگیر، گریزان هستند؛ آخر چشمشان را میزند.
_عباس میرزا
ولی جالب بود
نبود اینترنت
اینکه یه هفته بدون اینترنت بگذره
جالبه؛
حقیقتش درسته سخت بود ولی لذت بردم!
تو این دوهفته
درس خوندم،
۳ تا سریال + یه سریال درحال پخش تموم کردم و الان
یه سریال دیگه هم میبینم،
باشگاه هم رو طبق معمول رفتم،
یه هفته بدون مامان بابام سپری کردم،
پرستاری کردم،
کادو گرفتم چند تا،
غذا پختم،
مریض شدم،
کتاب خوندم،
مسابقه رفتم
خلاصه زندگی درهای خیلی قشنگش رو روم باز کرده:)
من میدونستم اگه برم دنبالم نمیای،
واسه همین هیچوقت با رفتنم امتحانت نکردم..