eitaa logo
شـاید‌ نویسنده:)
543 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
375 ویدیو
9 فایل
[این منم بخشی از خودم که اینجا نشونش میدم☁️⚽️] _شیعه علی ابن ابیطالب:) کپی متون؟ از دل برآمده را کجایش میبرید؟ جوانه زدن؟دوم سومین ماه پاییز هزار چهارصد دو ناشناس:https://abzarek.ir/service-p/msg/4038341
مشاهده در ایتا
دانلود
حتی حالا که دست هایم در حال یخ کردن است، باز هم نمیخواهم بیایی و گرمشان کنی...
عمر که بی عشق رفت هیچ حسابش مگیر  آب حیاتست عشق در دل و جانش پذیر _مولانا
«وَسَخَّرَ لَکُم مَّا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مِّنْهُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لَّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ .  و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است همه را براى شما مسخر کرد و همه اش از او است و در این خود آیاتى است براى مردمى که تفکر کنند. _ سوره الحاثیه/ایه ۱۳
نام کتاب: از چیزی نمیترسیدم:) نویسنده:قاسم سلیمانی ژانر:رمان رده سنی:+۱۵ ... بخشی از کتاب: – اسمت چیه؟ – قاسم! – فامیلیت؟ – سلیمانی! – مگه درس نمی‌خونی؟ – چرا آقا ولی می‌خوام کار هم بکنم! چند دقیقه بعد یک دیس برنج با خورش آوردند. اوّلین بار بود می‌دیدم. بعداً فهمیدم به آن قرمه‌سبزی می‌گویند! …» این‌ها روایت قاسمِ سلیمانیِ چهارده‌ساله است در حوالی سال‌های ۱۳۵۱؛ زمانی که روستای پدری را ترک گفته و راهی مرکز استان شده تا به‌زعم خودش با کارکردن، قرض پدر را ادا کند. خودتان را بگذارید جای اهالیِ آن روزهایِ کرمان! چه کسی حاضر بود به یک نوجوان روستاییِ عشایرنشین آفتاب‌مهتاب‌ندیده که برای اوّلین مرتبه است قرمه‌سبزی و ماشین‌سواری می‌بیند کار بدهد؟! قاسم، امّا به خودش قول داده بود که قرض پدر را ادا کند. پای قولش هم ماند. ... نقد: کتاب قشنگیه یعنی شما از زبان سردار کشورت داری کوچیکیش رو میخونی... و این واقعا جذابه از زبون خود سردار هست و همچنین قبل از ماجرا سردار شدنش هست... کودکی خیلی قشنگی داشت و من واقعا دوست داشتم واسه همه اقشام مردم جذاب میتونه باشه... پیشنهاد خوندن🌱
هدایت شده از شاید‌بازهم‌من؛
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
؛
بیا برگرد من هنوز قلبم برای توئه🫀
درد اونجاست که تو ادم توی ذهنت رو بیشتر از انسان روبه روت دوست داری:)
و شاید تو غریبه ترین اشنا قلب من بودی!
به آینه که نگاه میکنم لبخند بر روی لب اشک های بر روی صورت همه بر من نقش بسته اند؛ اما چه شد؟! چرا من پررنگ بی رنگ تر از همیشه شده ام؟!
من؛ همین من ساده، برای یک بار خواستن هزار بار پیر شدم!
و ما جوانان امروز چقدر زود پیر شده ایم, شاید ما با دست هایمان بیشتر از پاهایمان راه رفته ایم!
Do you want eat coffe with me?