میگفت
من هنر به اندازه بودن رو نداشتم
یا انقدر سرد بودم که طرف مقابلم رو میرنجوندم
یا اونقدر اهمیت میدادم که دل زده میکردم.
"چقدر من رو میگه"
در من
کودکی میزیستد که تمام شب در غصه ان است که توپش را زیر باران در کوچه رها کرده است
پیر زنی فرتوت است
که کل هفته منتظر است
تا نوه هایش به او سری بزنند
نوجوانی است که ترجیح میدهد کل روز را تنها سپری کند
مادری است
که دست مهربانی بر سر گوش جوانش میکشد
اری!
من تمام انها هستم!
شـاید نویسنده:)
اهم اهم. صدا میاد؟!📞 چنل شاید نویسنده قصد داره جهت نزدیک شدن به سال۱۴۰۳ یک تقدیمی برگذار کنه! چناچه
چقدر این شهر و این سال
پر از حسرت است!
دوستان این چهارشنبه بنده رو از گذاشتن پاراگراف معاف کنید چون بدجور در گیر تقدیمی هام و تا اخر هفته فرصت نوشتن جدید نمیکنم!
سپاس
امضا: ۲۱۳/شاید نویسنده🌱
#فور
اگه بین افکار مغزت گیر افتادی
برو جلو اینه با خودت حرف بزن
افکار همرو از بین میبره.
_برای من که جواب داد😁
ارزو چیزی هست که مطعلق به توعه
ولی خیلی هامون ارزو دیگران رو ارزو خودمون میبینیم
این یعنی از خودگذشتگی برای دیگران!