داستان اینه:
روز سوم محرم زنان بنی اسد که از دشت کربلا گذر میکنن میفهمن که پیکر امام حسین و اصحابش هنوز دفن نشده،
این زن ها میرن خونه و به همسرانشون میگن
[ بیاید دفنشون کنیم پسر علی ابن ابی طالب و نوه پیامبر رو زمینه] ،
اما مردها بخاطر ترس از یزید و
عمر لعنت الله قبول نمیکنن،
و این زنها مهریه خودشون رو به شوهراشون میبخشن تا اجازه بدن
که امام رو دفن کنن و
و روز ۱۲ محرم همشون با زنبیل میرن
و همه ۷۲ تن و امام رو دفن میکنن:)
شـاید نویسنده:)
داستان اینه: روز سوم محرم زنان بنی اسد که از دشت کربلا گذر میکنن میفهمن که پیکر امام حسین و اصحابش ه
غیرت اینه و
حق بده مرد از اینکه مرده شک کنه!
شـاید نویسنده:)
الحمدالله دورسرت بگردم:)
اربعین های بعد مردنم
یکی بره حرم با پیرهنم
ببرین اسمم رو جلو حرم ها:)))))
خونه رفیق صمیمی های بابام که میرم میبینم همشون یه دیوار دارن که کتابخونه است و خیلی خیلی قشنگه:)
این حجم از کتاب خون بودننن:))))
شـاید نویسنده:)
این فقط بخشیش هست:)
تازه فقط یه اتاق انقدر کتاب بود یه اتاق دیگه رو من نرفتم ببینم باز چقدر کتابه:)
ولی طبق گفته بابام خیلی زیاده:))
شـاید نویسنده:)
خانم حق بده مرد از اینکه مرده شک کنه:)
سواره نظام یعنی عباس 'ع'
پیاده نظام یعنی زینب 'ع'