یک عمر نمازم رو با عجله و فکر درگیر خوندم
که به دنیا و ادم هاش برسم.
همون ادم ها و دنیایی که از ترسشون سراسیمه بهت پناه اوردم؛
خدا حلالم کن:)
به کسایی که نشون میدن
مهم نیست هیچی
همچی رو فراموش میکنن
اهمیت بدین
چون اونا تو تنهاییشون به اندازه هزار سال برای هرکدوم از اتفاقات زجر میکشن!
نام کتاب: من او
نویسنده: رضا امیرخانی
ژانر: رمان،عاشقانه
رده سنی: بزرگسال
...
بخشی از کتاب:
همه چیز میگذرد. اصلاً دنیا محل گذر است؛ گذرِ پامنار، گذرِ خاننائب، گذرِ قلی، گذرِ مستوفی، گذرِ لوطیصالح، گذرِ کریمرود! این یکی را از خودمان درآورده بودیم. کریم کنار بازارچه تنگش گرفته بود، به ما گفت آن طرف را نگاه کنید. تا ما سرمان را برگرداندیم، بیرودربایستی شلوارش را کشید پایین. لنگ و پاچهی نیقلیانیاش را بیرون انداخت و کنار راستهی ماستفروشهای شاهپور شاشید. بعد هم گفت: «به قاعدهی یک رودخانه راحت شدم!» از آن به بعد به آنجا میگفتیم گذرِ کریمرود! نمیدانم، اما شنیدهام بعدها این قضیه زبان به زبان گشته و بقیه هم بدون اینکه بدانند، به آنجا میگویند کریمرود! خدا را چه دیدهای، شاید هم فرداروز یک هیأتِ بلندپایه از محققین ثابت کنند که قدیمها از اینجا رودخانهای میگذشته بهنام «کریمرود». خیلیها هستند که سرشان درد میکند برای همین حرفها. بگردند و از میان تاریخ، حرف در بیاورند، انگار نمیدانند که همه چیز در گذر است...
...
نقد:
قلم بسیار خوبی داره
و خیلی جذب میکنه مخاطب رو
که از سال ۱۳۷۸ تا به امروز در حال چاپ هست.
پیشنهاد خوندن🌱
#معرفی_کتاب_شاید_نویسنده
شـاید نویسنده:)
۲۱۳ تایی شدنتون فرخنده بانو دویست و سیزده.
۲۱۳ شدیم؟!
سپاس فراوان*
فردا تقدیمی ها تقدیم میشه!
نمیدونم خیلی ذوق دارم
احساس میکنم یه بار سنگین از رو دوشام برداشته شد:)
ولی از نظرم قشنگ شدن خیلی قشنگ؛
شایدم حس من اینجوریه،
نمیدونم:)
به هرحال امیدوارم فردا که تقدیمی تقدیم شد
راضی باشید:)