اگر قرار بر کشیدن حسرت باشد؛
من حسرت اخرین بویی که از او به مشام ما رسید و حسش نکردیم
میمانم!
وقتی
چیزی رو دوست داشته باشی به هم راهش توانایی میاد و به اون باور میرسی الان
چه کسی میتونه ثابت کنه من نویسنده نیستم؟!
[چون باورش کردم
خودتونو باور کنید]
چه هیاهو عجیب و دردناکی را به خاطر میسپارم!
آنقدر حسرتهای سال کنونی چشمهایم را غبار آلود کرده
که حتی به یادم نمیآید بهترین امسالم را!
خوشیهای اندکم را هم فراموش کردم
مثلاً از یاد بردم که بگویم لحظه فوت شمع امسالم چه خوش بود؛
یا لحظه ۱۰۰ تکست خانه را!
در هر حال
امسال درد عمیقی را به دوش کشیدم،
حسرت پرواز در آسمان بیاندازم و
حسرت از دست دادن
تکهای از وجودم
برایم دردناک تر از همیشه بود،
ان تکه را که میتوانم سالها در جستجوی آن حال غبطه بخورم.
در هر حال سال جدید را آرزوی حال خوب میکنم تا شاید امسال پر شکستهام را کسی مرهم بگذارد و من هم پرواز کنم.
از شاید نویسنده برای تکست خونه!
عیدت مبارک عزیزم:)
امضا: سیده زهرا موسوی"۲۱۳"
'به امید فردایی بالاتر🌱'
و چه شادیهای اندکی و حسرتهای در دلی!
توجه کردم
که همه حسرتهایمان اگر
خطور نمیکرد بر ذهنمان
چقدر آسوده میتوانستیم
گوشه ای از دنیا کنج اتاقمان نفسی بکشیم؛
حسرت بزرگی در ذهنم مانده که اگر میشد شاید هنگام تحویل سال با خیال راحت تری ثانیه اخر سال را انتظار میکشیدم؛
اما زمان اهمیت چندان ندارد
چه کسی میداند
شاید تحویل سال ۱۴۰۴
سر بر بالین را با خیالی آسوده و بیحسرت بگذارم
شاید تولد بعدی من هنگام
شگفتانه حال بهتری داشته باشم:)
که میداند؟!
از شاید نویسنده برای سایه shadow !
عیدت مبارک عزیزم:)
امضا: سیده زهرا موسوی"۲۱۳"
'به امید فردایی بالاتر🌱'
و من در این روزگار آمدهام که حسرتهایم را به باد بسپارم و حالم را نفس بکشم در این جهان که انسانها به جزئیات توجهی ندارند
من امده ام
تا حال خوشم را با لبخند توصیف کنم!
فقط میتوانم بگویم خوشحالم،
خوشحالم که امسال لبخند بر لب دارم در جهانی که همه خیال به روح بودن میکنند!
از شاید نویسنده برای کفتر موفرفری!
عیدت مبارک عزیزم:)
امضا: سیده زهرا موسوی"۲۱۳"
'به امید فردایی بالاتر🌱'