شـاید نویسنده:)
#پاراگراف ۷۰_ تویی برای من! به بیرون تاکسی مینگرم، تو در خیالاتم غرقی مانند ماهی در اقیانوس آرام ،
میخواستم ناشناس بزارم بگم نظراتتون رو بگید،
ولی خب این رو دلی نوشتم و احساسات دارم روش:)
پس نیاز نیست من بپرسم، ولی شما اگه نظر بدید خوشحال میشم:)
از چت جی پی تی خواستم براساس شخصیتم جواب بده و جواباش خیلی قشنگ بود و دقیق:))
وای به ۱۰۰ نفر اخری که عضو کانال شدن
پیام دادم که اگه کانال رو دوست دارید نگهتون دارم و بقیه رو دارم ریم میزنم،
وای یه سری هاتون خیلی حس خوبی داشتیننن:))))
شـاید نویسنده:)
وای به ۱۰۰ نفر اخری که عضو کانال شدن پیام دادم که اگه کانال رو دوست دارید نگهتون دارم و بقیه رو دار
این ۳ تا رو فقط شات گرفتم هرچند همتون همینقدر محبت داشتید به من:))))
هدایت شده از لئو
اگه یه روزی مجبور بشم والیبالو کنار بذارم، مردم فقط ورزشکاری رو میبینن که دیگه بازی نمیکنه و کفشاشو کنار گذاشته؛ ولی هیچکدوم از اونها نخواهد فهمید که اون روز، روزیه که دختری رو به خاک سپردن، که سالها پیش، روی کفپوشای سرد سالن، دقیقا بین دستدفاع و توپش، دقیقا وسط همون زمین لعنتی، برای اولین بار خودشو پیدا کرده بود.