هدایت شده از شایدبازهممن؛
روحمان پاره پارهِ بود اما وقتی کنار هم بودیم زخم هایمان کمتر درد میکرد .
شـاید نویسنده:)
روحمان پاره پارهِ بود اما وقتی کنار هم بودیم زخم هایمان کمتر درد میکرد .
قشنگ ترکیبی از من و رفیقام:)
منم که دیده بدیدار دوست کردم باز
چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی
که کیمیای مُرادست خاک کوی نیاز
ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل
که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز
طهارت ار نه بخون جگر کند عاشق
بقول مفتی عشقش دُرست نیست نماز
درین مقام مجازی بجز پیاله مگیر
درین سراچهٔ بازیچه غیر عشق مباز
به نیم بوسه دعائی بخر ز اهل دلی
که کید دشمنت از جان و جسم دارد باز
فکند زمزمهٔ عشق در حجاز و عراق
نوای بانگ غزلهای حافظ از شیراز
شاید از دست دادن رفیق صمیمیت
اندازه شکت عشقی درد داشته باشه
چون وقتی شکست عشقی میخوری به رفیقت میگی
اما وقتی رفیقتو از دست میدی دیگه کسی رو نداری که باهاش حرف بزنی
اونجاست که تنهایی رو حس میکنی!