هدایت شده از خانم ۲۱۳
نام کتاب: پاستیل های بنفش🍬
نویسنده:کاترین اپلگیت
ژانر:تخیلی،خانوادگی
رده سنی:۱۰+
...
بخشی از کتاب:
دستم را انداختم دور کمرش و زور زدم.
انگار شیری را بغل کرده بودم؛ یک تُن وزن داشت.
کرنشا پنجههایش را فرو کرده بود توی لحافی که بچگیها، عمه بزرگهام، ترودی، برایم بافته بود.
ناامید شدم و ولش کردم.
کرنشا پنجههایش را کشید بیرون و گفت:
'ببین من نمیتونم تا وقتی کمکت نکردم، برم، دست من نیست که!'
"پس دست کیه؟"
کرنشا با همان چشمهای تیلهای و سبزش به من خیره شد، پنجههایش را گذاشت روی شانم بوی کف صابون و نعنا میداد. گفت:
' تو جکسون...دست توئه'
...
موضوع:راجب پسرکی به اسم جکسون که خانوادش وضع مالی مناسبی ندارند و او داستان هایی را به همراه دوست خیالی اش میاورد.
...
نقد:
کتاب بسیار جالبیه!
امید به زندگی به ادم میده به طوری که ادم میفهمه تو مواقع سخت هم میشه زندگی کرد...
در کل کتاب زیبایی هست
پیشنهاد خوندن:)
...
پ.ن:عکس توسط ۲۱۳ گرفته شده است...
تو هنوز سبزی🍃
به پا خشکت نکنن
درختی که خشک بشه
میشه کبریت
میشه دسته تبر
و چهار چوب در...
_رهایم کن
#معرفی_کتاب_شاید_نویسنده
عَیْن هایم به غلط عاشق چشمان تو بود
گر تو میخواستی مرا؛ حال هوای من چه بود؟!
'۲۱۳نوشت'
اشک در چشمان من طوفان غم دارد به دل
خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز دل
_حافظ