تمام چیزهایی که از تو دل منه به وسعت هزاران کتابه اما تمام اون چیز که از تو توی ذهن منه تو یک جمله خلاصه میشه:
"تو متعلق به من نیستی"
#چهره_واقعی_تو
#رمان_۲۱۳
#پارت_۳۸
_خب معلومه برمیگردم به روح انسانیم!
+حالت انسانت تو این شهره؟
_من حق گفتنش رو ندارم
+فقط بگو کجاست؟میخوام تا همیشه باهات رفیق باشم!
_لنا فراموش نکن من همیشه رفیق توعم البته بهتره بگم تا همیشه بخش گربه ایم رفیق توعه ولی یه مشکلی وجود داره روح انسانی من و تو
نباید هیچ وقت عاشق هم،دوست هم،و حتی اشنا هم بشیم،به محض اینکه روح انسانی من، تو رو بشناسه برای همیشه از روی کره زمین محو میشه!
+حداقل بگو کجاست!
_یه جایی نزدیک به خونه قدیمیتون بیشتر نپرس،نمیتونم بگم!
لنا دگر حالت نیم خیز گرفته است و نشسته، در صدایش بغض فراوانی به چشم میاید، مشخصا سعی دارد که بعضش را قورت دهد، مردمک چشمانش هنوز بزرگ گرد به من مینگرد و در لحظه شیشه ای شفاف جلوی چشمانش را میگیرد و اشک میچکد،
دستش را به سویم بلند میکند و دراغوش میکشد!
_لنا اروم باش،امشب شب تولدته،من همیشه رفیق توعم!
+دلم برات تنگ میشه،تو بری دوباره تنها میشم!
دوباره برمیگردم به حال قبلم،با تو بودن بهترین لحظات عمرم بود،پیش تو من خودم بودم!
هق هقش بند نمیاید.
_لنا،لنا گریه نکن،بخاطر من،ماه رو ببین چه قشنگه،نکن این کارو،لنا لنا داری عین اولین روز مدرسه که مارنی نزدیک بود کمرم رو بشکنه رفتار میکنی!
الان کمرم میشکنه ها.
لنا من را از بغلش بیرون میکشد و گوشه لبش کشیده میشود و گونه اش بیرون میزند!
با سر استینش اشکهایش را پاک میکند،
نگاهش را میشناسم،نگاهش...
_لنا من تموم تلاشم رو کردم که تو خوب بشی،تو کاملی حالا!
+اینا بخواطر وجود توعه!
حالا که نمیتونی بمونی تو دنیا دیگه ای منتظرت میمونم تا دوباره بیای حالم رو خوب کنی!
_سیده زهرا موسوی.
"هرگونه کپی پیگرد دلی و الهی دارد
زندگی همین روزاست که داره میگذره
منتظر فردا، پسفردا ،سال بعد باشی
امروز رو باختی.